ظاهر
او قبل از مصاحبه شغلی درباره ظاهر خود عصبی بود.
در اینجا واژگان از واحد 2 درس D در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "ظاهر"، "قایق"، "فروشنده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ظاهر
او قبل از مصاحبه شغلی درباره ظاهر خود عصبی بود.
طولانی (مسافت)
مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنهای کاملاً چشمگیر تبدیل میکرد.
مو
من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شدهاند.
بهتن داشتن
مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.
شخصیت
مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب مییابند.
خلاق
پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشیهای زیبایی میکشد.
متفاوت
او از رنگهای مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنبوجوش و زنده استفاده کرد.
done to enjoy oneself or as a joke, without serious intent
هواپیما
کابین هواپیما وسیع و راحت بود.
قایق
ما یک تور قایق سواری برای کاوش خط ساحلی زیبا انجام دادیم.
گل
ما میز را با یک گلدان از گلهای تازه تزیین کردیم.
عینک
او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده میکند.
سخاوتمند
انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشاندهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.
وقت آزاد
در اوقات فراغت، بچهها عاشق کاوش در پارک هستند.
داوطلبانه گفتن
در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.
آلت موسیقی
او به او یک یوکللی، یک ساز موسیقی کوچک، برای تولدش هدیه داد.
محلی
مرکز جامعه محلی برنامهها و فعالیتهای مختلفی را برای ساکنان ارائه میدهد.
مهم
صرفهجویی در آب برای استفاده پایدار از منابع طبیعی مهم است.
برگرداندن
کلکسیونر عتیقهجات حاضر بود اسناد تاریخی را به آرشیو محلی بازگرداند.
ارتفاع
ارتفاع حلقه بسکتبال ده پا است.
خونگرم
او همیشه با همه کسانی که ملاقات میکرد دوستانه رفتار میکرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا میکرد.
سختکوش
کشاورز سختکوش بیوقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.
فروشنده
من پشت پیشخوان منتظر ماندم تا فروشنده اقلام مرا ثبت کند.
لباسفروشی
بسیاری از فروشگاههای لباس گزینههای خرید آنلاین را ارائه میدهند.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
سنتی
آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.
بلند
مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف میکنند.
جذاب
او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوشقیافه به نظر میرسد.
پرحرف
او پرحرف است، که برای شغلش به عنوان راهنمای تور یک ویژگی عالی است.
شغل
خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.
ماهیگیری
او به یادگیری درباره ماهیگیری در اعماق دریا علاقه دارد.
محبوب
او محبوبترین دانشآموز در کلاس خود است.
گردشگر
گردشگر از هنر محلی نمایش داده شده در فضاهای عمومی شهر قدردانی کرد.
هرگز
او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.
نگه داشتن
به یاد داشته باشید که یک کپی از اسناد مهم خود را در مکانی امن نگه دارید.
شكايت كردن
تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.
سروصدا
سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابانها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.
مشکل
ماری با یک مشکل در کامپیوترش روبرو است، زیرا مدام قفل میشود.
خرج کردن
او بیشتر از آنچه باید برای غذا خوردن در بیرون خرج میکند.
پول
او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.