کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 2 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 2 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "سخاوتمند"، "جدی"، "ادبیات"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: My cousin is very creative , she paints beautiful pictures with watercolors .

پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

funny [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: She finds it funny that her dog is afraid of cats .

او این را خنده‌دار می‌یابد که سگش از گربه‌ها می‌ترسد.

generous [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند

Ex: The generous tip left by the satisfied customer reflected their appreciation for the exceptional service they received .

انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشان‌دهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.

hardworking [صفت]
اجرا کردن

سخت‌کوش

Ex:

کشاورز سختکوش بی‌وقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: He is a serious person who always thinks carefully before making decisions .

او یک فرد جدی است که همیشه قبل از تصمیم‌گیری با دقت فکر می‌کند.

shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: He is shy , but he never hesitates to help others in need .

او خجالتی است، اما هرگز در کمک به دیگران نیازمند تردید نمی‌کند.

e-pal [اسم]
اجرا کردن

دوست اینترنتی

Ex: My e-pal and I exchange funny memes and updates about our lives .

من و e-pal من، میم‌های خنده‌دار و به‌روزرسانی‌هایی درباره زندگی‌مان را با هم رد و بدل می‌کنیم.

talkative [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex: She 's talkative , which is a great trait for her job as a tour guide .

او پرحرف است، که برای شغلش به عنوان راهنمای تور یک ویژگی عالی است.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

movie [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: We bought popcorn and soda to enjoy during the movie .

ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

hometown [اسم]
اجرا کردن

زادگاه

Ex: He felt nostalgic walking through the streets of his hometown .

او هنگام راه رفتن در خیابان‌های زادگاهش احساس نوستالژی کرد.

interest [اسم]
اجرا کردن

علاقه

Ex: Emily 's interest in history was sparked by her grandfather 's stories about their family 's past .
to like [فعل]
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex: They have never liked horror movies .

آنها هرگز فیلم‌های ترسناک را دوست نداشتند.