وضع عمومی (جسمی یا روحی)
دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.
در اینجا واژگان از واحد 5 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "کشش"، "مچ پا"، "عمیقاً"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
وضع عمومی (جسمی یا روحی)
دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.
بدن
پزشک بدن او را معاینه کرد تا علائم بیماری یا آسیب را بررسی کند.
دست (از مچ به بالا)
وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.
گوش
ملودی آرامشبخش به نرمی نواخته میشد، حس خوشایندی در گوشهایش ایجاد میکرد.
چشم
او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.
انگشت
او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.
پا (از انگشتها تا مچ)
او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.
دست
او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.
سر
او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد میشد.
زانو
او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.
پا
او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.
دهان
او دندانهایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.
بینی
او به خاطر بوی تند بینی خود را چروک داد.
شانه
ماساژور عضلات منقبض در شانههای او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.
معده
او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان میداد گرسنه است.
مچ دست
ژیمناست با ظرافت روی دستانش فرود آمد، وزن خود را روی مچهایش نگه داشت.
گلو
هوای سرد گلو او را خشک و خراشیده کرد.
دندان
وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهرهاش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.
انگشت پا
ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.
عمیق
دره عمیق بود، با دیوارههای بلندی که به نظر میرسید بیپایان کشیده شدهاند.
بهشدت
آنها از نتیجه به شدت ناامید شدند.
مراقب
شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.
بادقت
آنها هر آیتم در جعبه را با دقت بررسی کردند.
آهسته
فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.
پرسروصدا
رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.
با سروصدا
مهمانی همسایه تا ساعات اولیه صبح پر سر و صدا ادامه داشت و همسایهها را بیدار نگه داشت.
سریع
دوش سریع قبل از اینکه او برای روز بیرون برود، او را سرحال آورد.
بهسرعت
آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.
چپ
لوگوی متمایز روی آستین چپ یونیفرم دوخته شده بود، که نماد وحدت و تعلق بود.
استراحت کردن
او به اسپا رفت تا آرامش پیدا کند و ماساژ بگیرد.
تکرار کردن
در حال حاضر، مربی به طور فعال در حال تکرار دستورالعملها برای تمرین است.
لمس کردن
او در لمس کردن تابه داغ با دستان برهنهاش تردید کرد.
کشوقوس دادن
برای ساعتها پشت میز نشسته، او به طور منظم استراحت میکند تا بلند شود و دستها و پاهایش را بکشد تا سفتی را کاهش دهد.
اشاره کردن
همین حالا، مأمور راهنمایی و رانندگی به طور فعال مسیر انحرافی را نشان میدهد.
ثابت ماندن
اگر سلامتیش پابرجا بماند، ممکن است بتواند در سفر به ما ملحق شود.
کاهش دادن
او ترموستات را تنظیم کرد تا دمای اتاق را کاهش دهد.
حرکت کردن
قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت میکند.