کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 5 درس ب

در اینجا واژگان از واحد 5 درس B در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "سرفه"، "وحشتناک"، "به زودی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
to feel [فعل]
اجرا کردن

احساس کردن

Ex:

او قبل از ارائه بزرگش احساس عصبی بودن کرد.

well [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: The speech was delivered well , capturing the audience 's attention .

سخنرانی به خوبی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.

health [اسم]
اجرا کردن

وضع عمومی (جسمی یا روحی)

Ex: The government launched a campaign to promote health awareness in the community .

دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.

backache [اسم]
اجرا کردن

کمردرد

Ex: He uses a special cushion to avoid backache during long drives .

او از یک بالش خاص استفاده می‌کند تا از درد کمر در طول رانندگی‌های طولانی جلوگیری کند.

cold [اسم]
اجرا کردن

سرماخوردگی

Ex: She ca n't stop coughing , it must be a cold .

او نمی‌تواند سرفه کردن را متوقف کند، حتماً سرماخوردگی است.

cough [اسم]
اجرا کردن

سرفه

Ex: I think the cold air makes my cough worse .

فکر می‌کنم هوای سرد سرفه من را بدتر می‌کند.

earache [اسم]
اجرا کردن

گوش‌درد

Ex: My son often gets an earache when he has a cold .

پسر من اغلب وقتی سرما می‌خورد درد گوش دارد.

fever [اسم]
اجرا کردن

تب

Ex: She took medicine to bring down her fever .

او دارو مصرف کرد تا تب خود را پایین بیاورد.

flu [اسم]
اجرا کردن

آنفلوآنزا

Ex: I caught the flu and had to stay home for a week .

من آنفولانزا گرفتم و مجبور شدم یک هفته در خانه بمانم.

headache [اسم]
اجرا کردن

سردرد

Ex: She often gets a headache when she 's tired .

وقتی خسته است اغلب سردرد می‌گیرد.

sore throat [اسم]
اجرا کردن

گلودرد

Ex: His sore throat made it difficult for him to talk .

گلودرد او صحبت کردن را برایش دشوار کرده بود.

stomachache [اسم]
اجرا کردن

دل‌درد

Ex: She took a hot bath to help soothe her stomachache .

او یک حمام گرم گرفت تا به تسکین درد معده خود کمک کند.

toothache [اسم]
اجرا کردن

دندان‌درد

Ex: If you have a toothache , you should avoid very hot or cold drinks .

اگر دنداندرد دارید، باید از نوشیدنی‌های خیلی داغ یا خیلی سرد پرهیز کنید.

awful [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The weather was awful , with heavy rain and wind .

هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.

to [take] it easy [عبارت]
اجرا کردن

آسان گرفتن

Ex: They took it easy during their vacation , enjoying the slow pace .
soon [قید]
اجرا کردن

به‌زودی

Ex: The sun will set soon , and the stars will appear .

خورشید به زودی غروب خواهد کرد و ستاره‌ها ظاهر خواهند شد.

to [get] well [عبارت]
اجرا کردن

to recover from illness or injury and regain health

Ex: The patient started to get well after the treatment .