کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 2 درس ب
در اینجا واژگان از واحد 2 درس B در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "هم اتاقی"، "پرحرف"، "باور" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a person sharing a room, apartment, or house with one or more people

هماتاقی, همخانه
زندگی با همخانهای میتواند به کاهش هزینه اجاره کمک کند.
nervous and uncomfortable around other people

خجالتی, کمرو
علیرغم طبیعت خجالتی او، او برای رهبری تیم پیش قدم شد.
talking a great deal

پرحرف, حراف، پرچانه
طبیعت پرحرف او او را به یک فروشنده عالی تبدیل میکند.
to have a type of belief or idea about a person or thing

اعتقاد داشتن
من فکر نمیکنم که او در مورد نیاتش صادق باشد.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
برای مدت طولانی، من به داستانهای ماجراجویی اغراقآمیز او باور داشتم.
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
من واقعاً بعد از آن دویدن خستهام.
(of a person) feeling confident about something being correct or true

مطمئن
او در مورد پاسخش در طول امتحان مطمئن احساس میکرد.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
طبیعت سختکوش او برایش تقدیر و تحسین همکارانش را به ارمغان آورد.
having a wife or husband

متأهل
مرد متأهل در طول جلسه از همسرش یاد کرد.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
(of a person) quiet, thoughtful, and showing little emotion in one's manner or appearance

جدی
او در طول جلسه یک حالت جدی را حفظ کرد.
able to make people laugh

بامزه, خندهدار
من آن را خندهدار مییابم وقتی گربهها دنبال دم خود میدوند.
not in a relationship or marriage

مجرد
او اخیراً از یک رابطه بلندمدت خارج شده و در حال عادت کردن به مجرد بودن دوباره است.
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
او به عنوان یک دانشجو برای آماده شدن برای امتحاناتش سخت مطالعه میکند.