to carefully cut apart the body or one of its parts to display internal structures for scientific examination or instruction

تشریح کردن
کلاس هیجان زده بود که یک گیاه را کالبدشکافی کند تا ریشهها، ساقهها و برگهای آن را بررسی کند.
the act of cutting apart or separation of tissues, organs, etc. during anatomical study or investigation

برش, تشریح
در تشریح جراحی، پزشک با دقت تومور را از بافتهای سالم اطراف جدا کرد تا آن را سالم خارج کند.
(astronomy) a secondary circular orbit embedded within a primary circular orbit

پیراچرخه (نجوم)
کوپرنیک با مدل بطلمیوسی که اپیسیکلهای غیرضروری اضافه میکرد مخالف بود، به جای آن معتقد بود که سیارات در مدارهای دایرهای سادهتری به دور خورشید میچرخند.
a curve created by tracing the path of a point on a small rolling circle as it revolves around the edge of a larger circle

برونچرخزاد (هندسه)
ریاضیدانان اپیسیکلوئیدها را به عنوان زیرمجموعهای از رولتها مطالعه میکنند که از ترکیب غلتش و رد حرکات دایرهای به وجود میآیند.
to cause a bruise or injury to the body, typically by blunt force or impact

خونمرده کردن
شیء سنگین افتاد، به سختی از پای او گذشت اما همچنان موفق شد آن را کبود کند.
a bruise caused by blunt force trauma without piercing the skin

خونمردگی, کوفتگی
پزشک کوفتگی را به دقت معاینه کرد.
to oversee or manage a process or operation, especially in an administrative or executive role

نظارت کردن, سرپرستی کردن
ژنرال نظارت بر لجستیک جنگ مانند حرکت نیروها و خرید تسلیحات را بر عهده داشت.
of the highest or best kind possible within a field or industry

بهترین, عالی
مهندسان آسمانخراش را به گونهای طراحی کردند که مقاومت بینظیر در برابر زلزله و بار باد داشته باشد.
over and above what is required or expected

اضافی, زیاده
آنها متوجه شدند که بعد از پایان رویداد، مقدار اضافی از لوازم داشتند.
to take something or someone's position or place, particularly due to being more effective or up-to-date

جانشین شدن
او برای جایگزینی پیشینی خود در نقش مدیریت ارتقا یافته است.
to occur as an additional or unexpected development following something else

تصادفی روی دادن
مسائل حقوقی پس از امضای قرارداد پیش آمد و پروژه را به تأخیر انداخت.
to grant permission or approval for someone to possess or have something

اعطا کردن, دادن
صاحبخانه به مستاجر حق نگهداری از حیوان خانگی در آپارتمان اجارهای را اعطا کرد.
relating to or occurring once every hundred years

سده, صدساله
اهداکنندگان بیش از 1 میلیون دلار هدیه برای حمایت از کمپین ساخت صدمین سال برای یک بال جدید کتابخانه و آرشیو کمک کردند.
a professional soldier in the Roman army who commanded 100 men

فرمانده صد سرباز (روم باستان)
سنتوریونهای معروف در تاریخ شامل لوسیوس کورنلیوس میشود که به خاطر شجاعتش در آلمان با یک بنای پیروزی مورد تقدیر قرار گرفت.
the collective body or masses of people inhabiting a particular locality or jurisdiction

عوام, توده
برنامههای گسترشی با هدف بهبود سطح سواد در میان بخشهای محروم جمعیت.
having a large number of inhabitants relative to its size or area

پرجمعیت
منطقه پرجمعیت نزدیک ساحل هر ساله گردشگران زیادی را جذب میکند.
the number of people who live in a particular city or country

جمعیت
دولت اقداماتی را برای کنترل رشد جمعیت اجرا کرد.
a metric unit equal to 1/100th of a liter

یک صدم لیتر
ما پیپتهای جدید را با انتقال حجمهای شناخته شدهای از 5، 10 و 25 سانتیلیتر آب مقطر کالیبره کردیم.
