کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 5 درس C
در اینجا واژگان از واحد 5 درس C در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "تأخیر"، "منقضی شدن"، "ضمانت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
in a continuous manner up to the present moment
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
سفر به کشورهای مختلف تجربیات فرهنگی یک فرد را گسترش میدهد.
happening later than the intended or expected time

به تاخیر افتاده, معوق
پروژه ساخت و ساز با تکمیل به تأخیر افتاده به دلیل کمبود مواد مواجه شد.
to improve a machine, computer system, etc. in terms of efficiency, standards, etc.

ارتقا دادن
او هر دو سال یکبار گوشی خود را ارتقا میدهد تا آخرین ویژگیها را دریافت کند.
(of a document, contract, etc.) to no longer be legally recognized because of reaching the end of validity period

منقضی شدن, به پایان رسیدن (تاریخ انقضا)
اجاره نامه آپارتمان آنها در پایان سال منقضی شد، که آنها را به مذاکره برای یک قرارداد اجاره جدید ترغیب کرد.
problems or difficulties that arise, especially in relation to a service or facility, which require resolution or attention

معضل, مشکل
مشتریان یک مشکل با اپلیکیشن موبایل که مکرراً کرش میکند گزارش کردند.
to sell more tickets or accept more reservations than the available number of seats, rooms, etc.

بیش از ظرفیت رزرو کردن, بیش از ظرفیت بلیط فروختن
به ما گفته شد که آنها رویداد را اوربوک کردهاند و ممکن است فضای کافی وجود نداشته باشد.
to formally promise that specific conditions related to a product, service, etc. will be fulfilled

ضمانت کردن, تعهد دادن
وقتی گارانتی تمدید شده را خریداری میکنید، ما ضمانت میکنیم که هرگونه تعمیر لازم تحت پوشش قرار گیرد.
densely filled or crowded with people or things

بیش از حد شلوغ
قفسههای فروشگاه با کالاهای جدید برای فصل تعطیلات پر شده بود.
to give something or someone more credit than is deserved

به چیزی بیش از حد بها دادن, بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن
او تمایل دارد که تواناییهای خود را بیش از حد ارزیابی کند، که گاهی منجر به اشتباهات میشود.
expensive in way that is not reasonable

خیلی پرهزینه, بیش از حد گران
او شکایت کرد که بلیطهای کنسرت خیلی گران بودند.
the act of reducing the usual price of something

تخفیف
آنها روی لباسهای فصل گذشته تخفیف اعمال کردند تا جا برای مدلهای جدید باز شود.
the act of arriving at a place from somewhere else

رسیدن, ورود
ورود غیرمنتظره او به مهمانی همه را متعجب کرد.
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
او به خانوادهاش درباره پیشنهاد شغل هیجانانگیزش گفت.
to make a person remember an obligation, task, etc. so that they do not forget to do it

یادآوری کردن
والدین اغلب به فرزندان خود یادآوری میکنند که تکالیفشان را کامل کنند.
suitcases, bags, etc. to keep one's clothes and other belongings while traveling

چمدان, باروبنه
شرکت هواپیمایی چمدان او را گم کرد و این باعث کمی تأخیر شد.
