کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 4 درس C

در اینجا واژگان از واحد 4 درس ج در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "توضیح"، "درخواست"، "دعوت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
differently [قید]
اجرا کردن

به‌طور متفاوت

Ex: Various cultures approach celebrations differently .

فرهنگ‌های مختلف به جشن‌ها به شیوه‌های مختلف نزدیک می‌شوند.

to offer [فعل]
اجرا کردن

ارائه کردن

Ex: The restaurant offered a diverse menu to cater to various culinary preferences .

رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.

apology [اسم]
اجرا کردن

عذرخواهی

Ex: He made a public apology for the mistake that caused confusion among the audience .

او به خاطر اشتباهی که باعث سردرگمی در میان مخاطبان شد، عذرخواهی عمومی کرد.

to accept [فعل]
اجرا کردن

پذیرفتن

Ex: My sister finally accepted the challenge to run a marathon .
to ask for [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She asked for a favor from her neighbor .

او از همسایه‌اش درخواست کمک کرد.

explanation [اسم]
اجرا کردن

توضیح

Ex: They requested an explanation for the delay in the project .

آن‌ها درخواست توضیحی برای تأخیر در پروژه کردند.

to agree [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: They agree that the movie was excellent .

آن‌ها موافق هستند که فیلم عالی بود.

opinion [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: Our teacher always encourages us to express our opinions in class .

معلم ما همیشه ما را تشویق می‌کند که نظرات خود را در کلاس بیان کنیم.

to make [فعل]
اجرا کردن

[فعل مصنوعی]

Ex: Can I make a request for your assistance with this project ?

آیا می‌توانم درخواست کمک شما را برای این پروژه کنم؟

to request [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She decided to request additional time to complete the project due to unforeseen circumstances .

او به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده تصمیم گرفت زمان بیشتری برای تکمیل پروژه درخواست کند.

اجرا کردن

رد کردن

Ex: The landlord turned down the rent increase , mindful of tenant affordability .

صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.

compliment [اسم]
اجرا کردن

تعریف‌وتمجید

Ex: He offered a compliment on the artwork displayed in the gallery .

او یک تعریف درباره اثر هنری نمایش داده شده در گالری ارائه داد.

favor [اسم]
اجرا کردن

لطف

Ex: I owe you a favor for fixing my bike .

من به تو لطفی بابت تعمیر دوچرخه‌ام بدهکارم.

to return [فعل]
اجرا کردن

متقابل عمل کردن

Ex: It 's time we returned their invitation .

وقت آن است که دعوتشان را پاسخ دهیم.

to reach [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: Over half the candidates failed to reach the expected standard .

بیش از نیمی از نامزدها نتوانستند به استاندارد مورد انتظار برسند.

compromise [اسم]
اجرا کردن

حد وسط

Ex: The compromise between strict regulations and business interests led to a balanced policy .

مصالحه بین مقررات سخت و منافع تجاری به یک سیاست متعادل منجر شد.

invitation [اسم]
اجرا کردن

دعوت‌نامه

Ex: They extended a warm invitation to their neighbors to join them for a backyard barbecue .

آنها یک دعوت گرم به همسایگان خود برای پیوستن به آنها در یک باربیکیو حیاط خلوت ارسال کردند.

excuse [اسم]
اجرا کردن

بهانه

Ex: They accepted her excuse for not attending the event , understanding that she had prior commitments .

آنها بهانه او را برای عدم حضور در رویداد پذیرفتند، با این درک که او تعهدات قبلی داشت.