کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 1 درس D

در اینجا واژگان از واحد 1 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "شهروند"، "شیوع"، "نجات" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

اجرا کردن

شهروند‌خبرنگاری

Ex: The impact of citizen journalism is evident in how quickly information can spread from local incidents to global awareness .

تأثیر روزنامه‌نگاری شهروندی در سرعت انتشار اطلاعات از حوادث محلی به آگاهی جهانی مشهود است.

to update [فعل]
اجرا کردن

به‌روزرسانی کردن

Ex: I updated my calendar with the latest meeting times and events .
winner [اسم]
اجرا کردن

برنده

Ex:

برنده لاتاری یک میلیون دلار دریافت کرد.

election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

to list [فعل]
اجرا کردن

لیست کردن

Ex: They recently listed names of attendees for the conference registration .

آنها اخیراً نام‌های شرکت‌کنندگان را برای ثبت‌نام کنفرانس فهرست کردند.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

recently [قید]
اجرا کردن

اخیراً

Ex: He took up a new hobby recently .

او اخیراً یک سرگرمی جدید را شروع کرده است.

description [اسم]
اجرا کردن

توصیف

Ex: Her description of the event was both detailed and engaging .

توضیح او از رویداد هم دقیق و هم جذاب بود.

to rescue [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Last week , they rescued a family trapped in a flooded house .

هفته گذشته، آنها یک خانواده گرفتار در یک خانه سیل‌زده را نجات دادند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

اجرا کردن

جمهوری دومینیکن

Ex: He visited the Dominican Republic to learn about its rich history and culture .

او از جمهوری دومینیکن دیدن کرد تا درباره تاریخ و فرهنگ غنی آن یاد بگیرد.

hurricane [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: They boarded up their windows to prepare for the hurricane .

آنها پنجره‌های خود را برای آماده‌سازی در برابر توفند مسدود کردند.

reporter [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: She started her career as a crime reporter , covering stories for the local newspaper .

او کار خود را به عنوان یک گزارشگر جنایی آغاز کرد، داستان‌هایی را برای روزنامه محلی پوشش می‌داد.

اجرا کردن

خبر فوری

Ex: We were in a meeting when the breaking news alert came through about the sudden change in government policy .

ما در یک جلسه بودیم که هشدار خبر فوری در مورد تغییر ناگهانی سیاست دولت آمد.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

prevalence [اسم]
اجرا کردن

رواج

Ex: The prevalence of online shopping has led to the decline of many physical stores .

شیوع خرید آنلاین به کاهش بسیاری از فروشگاه‌های فیزیکی منجر شده است.

media [اسم]
اجرا کردن

رسانه

Ex: The advertising industry heavily relies on the media to reach target audiences and promote products and services .

صنعت تبلیغات به شدت به رسانه‌ها متکی است تا به مخاطبان هدف دست یابد و محصولات و خدمات را تبلیغ کند.

اجرا کردن

سازمان

Ex: She works for a charitable organization .

او برای یک سازمان خیریه کار می‌کند.

entire [صفت]
اجرا کردن

تمام

Ex: The entire class worked together to solve the math problem , pooling their knowledge and skills .

تمام کلاس با هم کار کردند تا مسئله ریاضی را حل کنند، دانش و مهارت‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The coach carefully selects players for each match based on their skills and performance .

مربی با دقت بازیکنان را برای هر بازی بر اساس مهارت‌ها و عملکردشان انتخاب می‌کند.

editor [اسم]
اجرا کردن

سردبیر (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The editor collaborated with writers and photographers to create compelling content .

ویراستار با نویسندگان و عکاسان همکاری کرد تا محتوای جذابی ایجاد کند.

fact [اسم]
اجرا کردن

حقیقت

Ex: The scientist presented evidence to support the fact of climate change .

دانشمند شواهدی را برای حمایت از واقعیت تغییرات آب و هوایی ارائه داد.

incorrect [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: She took the incorrect train and ended up in the wrong city .

او سوار قطار نادرست شد و در شهر اشتباهی پایان یافت.

fake news [اسم]
اجرا کردن

اخبار جعلی

Ex: Fake news can easily spread on social media platforms .

اخبار جعلی می‌توانند به راحتی در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی پخش شوند.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

instantly [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: The software provided results instantly after the analysis .

نرم‌افزار پس از تحلیل، نتایج را بلافاصله ارائه داد.

immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: She fell asleep almost immediately after hitting the pillow .

او تقریباً بلافاصله پس از برخورد به بالش خوابید.

trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

to lower [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: He adjusted the thermostat to lower the temperature in the room .

او ترموستات را تنظیم کرد تا دمای اتاق را کاهش دهد.

cost [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: The cost of public transport is increasing .

هزینه حمل و نقل عمومی در حال افزایش است.

frequent [صفت]
اجرا کردن

مکرر

Ex: The frequent visits from their relatives kept them busy .

بازدیدهای مکرر اقوامشان آنها را مشغول نگه می‌داشت.

use [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: The teacher emphasized the importance of correct grammar use .

معلم بر اهمیت استفاده صحیح از دستور زبان تأکید کرد.