کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 5 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 5 درس A در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "سرعت"، "به طور متراکم"، "صنعت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
travel [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: Travel often broadens one ’s understanding of different cultures .

سفر کردن اغلب درک فرد از فرهنگ‌های مختلف را گسترش می‌دهد.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The rise in adventure tourism has led to the development of various outdoor activities .

افزایش گردشگری ماجراجویانه منجر به توسعه فعالیت‌های متنوع در فضای باز شده است.

اجرا کردن

پرآوازه

Ex: The world-famous chef 's restaurant has a months-long waiting list for reservations .

رستوران سرآشپز معروف جهانی لیست انتظار چند ماهه برای رزرو دارد.

high-tech [صفت]
اجرا کردن

پیشرفته (تکنولوژی)

Ex: The hospital invested in high-tech medical equipment to improve patient care .

بیمارستان در تجهیزات پزشکی high-tech سرمایه‌گذاری کرد تا مراقبت از بیماران را بهبود بخشد.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

pace [اسم]
اجرا کردن

سرعت (در راه رفتن، دویدن...)

Ex: The pace of the project was too slow , causing delays in the overall timeline .

سرعت پروژه بسیار کند بود، که باعث تأخیر در زمان‌بندی کلی شد.

densely [قید]
اجرا کردن

به‌طور متراکم

Ex: The fog densely covered the landscape , reducing visibility .

مه به طور متراکم چشم‌انداز را پوشاند و دید را کاهش داد.

populated [صفت]
اجرا کردن

پر‌جمعیت

Ex: Many populated cities face challenges related to traffic and pollution .

بسیاری از شهرهای پرجمعیت با چالش‌های مربوط به ترافیک و آلودگی مواجه هستند.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

educated [صفت]
اجرا کردن

تحصیل‌کرده

Ex: The educated population is better equipped to adapt to changes in the workplace and society .

جمعیت آموخته بهتر مجهز به انطباق با تغییرات در محل کار و جامعه است.

open-minded [صفت]
اجرا کردن

روشن‌فکر

Ex: As an open-minded traveler , he eagerly immersed himself in the local culture and customs of each destination .

به عنوان یک مسافر ذهن باز، او با اشتیاق خود را در فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر مقصد غوطه‌ور کرد.

fun-loving [صفت]
اجرا کردن

خوش‌گذران

Ex: Despite his age , he remains fun-loving and always up for a joke .

علیرغم سنش، او همچنان شاد و سرزنده است و همیشه برای یک شوخی آماده است.

culturally [قید]
اجرا کردن

از لحاظ فرهنگی

Ex: Celebrating holidays and festivals is a way to connect culturally with one 's heritage .

جشن گرفتن تعطیلات و جشنواره‌ها راهی برای اتصال فرهنگی با میراث فرد است.

diverse [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum 's collection includes diverse artworks from around the world .

مجموعه موزه شامل آثار هنری متنوع از سراسر جهان است.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

industry [اسم]
اجرا کردن

صنعت

Ex:

صنعت مد روندهایی را تعیین می‌کند که ترجیحات مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

per [حرف اضافه]
اجرا کردن

هر

Ex:

محدودیت سرعت در این جاده 60 مایل در ساعت است.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

اجرا کردن

حمل‌ونقل عمومی

Ex: The hotel was conveniently located near several public transportation stops .

هتل به راحتی در نزدیکی چندین ایستگاه حمل و نقل عمومی قرار داشت.

to continue [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: The band continued playing despite the technical difficulties .

گروه با وجود مشکلات فنی به نواختن ادامه داد.

experience [اسم]
اجرا کردن

تجربه

Ex: The team 's collective experience in project management ensured the successful completion of the task .

تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه را تضمین کرد.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

all over [قید]
اجرا کردن

همه جا

Ex:

پوسترهای کنسرت اخیراً همه جا نصب شده‌اند.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: Each scene in the play transitions smoothly to maintain the flow of the story .

هر صحنه در نمایش به نرمی تغییر می‌کند تا جریان داستان حفظ شود.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

better [صفت]
اجرا کردن

بهتر

Ex: The enhanced software provides a better user experience with improved functionality .

نرم‌افزار ارتقا یافته تجربه کاربری بهتری با عملکرد بهبود یافته ارائه می‌دهد.

best [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex: The antique bookstore is known for having the best collection of rare and vintage books .

فروشگاه کتاب عتیقه به داشتن بهترین مجموعه کتاب‌های نادر و قدیمی معروف است.

worse [صفت]
اجرا کردن

بدتر

Ex: This model of the phone has worse battery life than the previous one .

این مدل از تلفن عمر باتری بدتری نسبت به مدل قبلی دارد.

worst [صفت]
اجرا کردن

بدترین

Ex: Of all the suspects , he seemed the worst in character .

از بین تمام مظنونین، او به نظر بدترین از نظر شخصیت می‌رسید.

as [قید]
اجرا کردن

مثل

Ex: He 's not as tall as his father .

او به اندازه پدرش بلند نیست.

than [حرف اضافه]
اجرا کردن

نسبت به (هنگام مقایسه)

Ex: She 's taller than me by a few inches .

او چند اینچ بلندتر از من است.