کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 5 درس A
در اینجا واژگان از واحد 5 درس A در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "سرعت"، "به طور متراکم"، "صنعت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the act of going to a different place, usually a place that is far

سفر
او عاشق سفر است، مخصوصاً به مکانهای دورافتاده و کشفنشده.
the business of providing accommodation, services and entertainment for people who are visiting a place for pleasure

گردشگری, توریسم
زیبایی طبیعی جزیره آن را به نقطه داغی برای گردشگری تبدیل میکند.
widely known and recognized around the world

پرآوازه, دارای شهرت جهانی
کتابهای نویسنده معروف جهانی به دهها زبان ترجمه شدهاند.
having or using the most advanced technology, methods, or material

پیشرفته (تکنولوژی)
ماشین جدید او دارای ویژگیهای های-تک است، از جمله یک سیستم ناوبری مبتنی بر هوش مصنوعی.
moving, happening, or being done at a speed that is low

آهسته, کند
او سرعت یادگیری کندی داشت اما هرگز تسلیم نشد.
a person's speed when walking, moving, or running

سرعت (در راه رفتن، دویدن...)
آنها برای پیادهروی روزانه خود یک سرعت تند تعیین کردند، با هدف افزایش ضربان قلبشان.
in a manner that is closely compacted or crowded, with a high concentration of something in a given area

بهطور متراکم, بهطور فشرده
خط افق شهر پر از آسمانخراشهایی بود که به صورت متراکم چیده شده بودند.
(of an area or region) inhabited by many people or living beings

پرجمعیت
مناطق مسکونی نزدیک به ساحل تمایل به توسعه یافتهتر دارند.
in a favorable or approving manner

بسیار, زیاد، بهشدت
فیلم در جشنواره توسط منتقدان به شدت مورد تحسین قرار گرفت.
having received a good education

تحصیلکرده, درسخوانده
تحصیلکرده بودن درهایی به سوی فرصتهای شغلی بهتر و پتانسیل درآمدی بالاتر میگشاید.
ready to accept or listen to different views and opinions

روشنفکر
او با نگرشی ذهن باز به بحث نزدیک شد، مایل به شنیدن استدلالهای مخالف.
describing someone who enjoys having fun, is lighthearted, and has an enthusiastic and playful nature

خوشگذران, اهل خوشگذرانی
او یک مسافر شاد و سرزنده است که همیشه به دنبال ماجراجویی میگردد.
in a way that is related to the cultural ideas and behavior of a particular group or society

از لحاظ فرهنگی, بهطور فرهنگی
زبان یک عنصر کلیدی فرهنگی است که ارتباط و بیان را شکل میدهد.
showing a variety of distinct types or qualities

متنوع, مختلف
کنفرانس مجموعهای متنوع از موضوعات را از فناوری تا هنر در بر داشت.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
the part of a city or town in which most of the shops, offices, and entertainment facilities are located

مرکز شهر
the manufacture of goods using raw materials, particularly in factories

صنعت
مقررات زیستمحیطی بر صنعت معدنکاری تأثیر گذاشتهاند.
the city or town that is considered to be the political center of a country or state, from which the government operates

پایتخت
پایتخت کشور به خاطر معماری چشمگیرش شناخته شده است.
a state of urgency or rush, often caused by a need to complete a task quickly or reach a destination within a limited timeframe

عجله
for one person or thing

هر, در
کتابفروشی به مشتریان اجازه میدهد تا در هر بازدید حداکثر سه کتاب قرض بگیرند.
having a large length from side to side

عریض, پهن
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
a wide path made for cars, buses, etc. to travel along

جاده
شهر جاده را برای مدیریت ترافیک بیشتر گسترش داد.
the system of vehicles, such as buses, trains, etc. that are available to everyone and provided by the government or companies

حملونقل عمومی, وسایل نقلیه عمومی
او یک نقشه از مسیرهای حمل و نقل عمومی برای حرکت در شهر داشت.
to not stop something, such as a task or activity, and keep doing it

ادامه دادن
باران تمام روز ادامه داد به باریدن.
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
سفر به کشورهای مختلف تجربیات فرهنگی یک فرد را گسترش میدهد.
to a very great amount or degree

به شدت, شدیداً
بسیار مهم است که در هوای گرم هیدراته بمانید.
covering a wide area or present in many locations

همه جا, از همه جا
کاغذ رنگیها همه جا پس از گل نهایی باریدند.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
قطار متروی شلوغ در ساعت شلوغی فقط جای ایستادن داشت.
a subdivision of an act in a play or an opera with a fixed setting and continuous action

صحنه
او در صحنه پایانی اپرا درخشان اجرا کرد.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
having more of a good quality

بهتر
ویرایش تجدید نظر شده کتاب بهتر است، بینشها و اطلاعات اضافی ارائه میدهد.
superior to everything else that is in the same category

بهترین
نمای دیدنی بالای تپه بهترین منظرههای پانوراما از کل شهر را ارائه میدهد.
of inferior quality, less satisfactory, or less pleasant compared to something else

بدتر
آخرین رمان او بدتر از رمانی است که سال گذشته منتشر کرد.
most morally wrong, harmful, or wicked

بدترین
این بدترین دروغی بود که میتوانستی به او بگویی.
