کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 2 درس D

در اینجا واژگان از واحد 2 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "اضافه بار"، "برنامه"، "اولیه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: The company believes in open and honest communication among its employees .

شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.

result [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: The experiment yielded unexpected results , prompting further research .

آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به همراه داشت که منجر به تحقیقات بیشتر شد.

to manage [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: She manages a successful online business from home .

او یک کسب‌وکار آنلاین موفق را از خانه مدیریت می‌کند.

overload [اسم]
اجرا کردن

مقدار زیاد

Ex: The overload of choices at the grocery store made it difficult for her to decide what to buy .

اضافه بار انتخاب‌ها در فروشگاه مواد غذایی تصمیم گیری درباره خرید را برای او دشوار کرد.

to stick to [فعل]
اجرا کردن

اعتقاد راسخ به چیزی داشتن

Ex: I will stick to my exercise routine , even if it gets tough .

من به روال تمرینیم پایبند خواهم ماند، حتی اگر سخت شود.

schedule [اسم]
اجرا کردن

جدول زمان‌بندی

Ex: Students received their class schedules for the upcoming semester .

دانشجویان برنامه کلاسی خود را برای ترم آینده دریافت کردند.

calendar [اسم]
اجرا کردن

تقویم

Ex: Our teacher uses a big calendar to plan our lessons and assignments .

معلم ما از یک تقویم بزرگ برای برنامه‌ریزی دروس و تکالیف ما استفاده می‌کند.

اجرا کردن

پس‌انداز کردن

Ex: It 's essential to set aside a portion of your earnings for retirement .

ضروری است که بخشی از درآمد خود را برای بازنشستگی کنار بگذارید.

emotional [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex: The therapist helped her work through deep emotional issues from her childhood .
touch [اسم]
اجرا کردن

قدرت لامسه

Ex: The furry touch of the kitten 's fur brought comfort and joy to the child .

لمس نرم خز بچه گربه آرامش و شادی را برای کودک به ارمغان آورد.

empty [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex: The empty suitcase sat in the corner , waiting to be filled with clothes for the trip .

چمدان خالی در گوشه نشسته بود، منتظر بود تا با لباس‌های سفر پر شود.

to delete [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: Make sure to delete your browsing history for privacy reasons .

مطمئن شوید که برای حفظ حریم خصوصی، تاریخچه مرور خود را حذف می‌کنید.

folder [اسم]
اجرا کردن

پوشه (کامپیوتر)

Ex: I ca n't find the folder where I stored the backup .
to organize [فعل]
اجرا کردن

ترتیب دادن

Ex: We are organizing a surprise party for her birthday .

ما در حال برگزاری یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد او هستیم.

profile [اسم]
اجرا کردن

(فضای مجازی) مشخصات فردی

Ex: She set her profile to private to control who can see her information .

او پروفایل خود را خصوصی تنظیم کرد تا کنترل کند چه کسی می‌تواند اطلاعاتش را ببیند.

primary [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The primary reason for his success is his unwavering dedication to his craft .

دلیل اصلی موفقیت او، وفاداری بی‌چون و چرای او به حرفه‌اش است.

frequently [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: Students are reminded to ask questions frequently during class .
to belong [فعل]
اجرا کردن

تعلق داشتن

Ex:

اثر هنری نمایش داده شده در گالری متعلق به یک هنرمند معروف است.

اجرا کردن

آشنا

Ex: He invited his acquaintances from work to the party , hoping to expand his social circle .

او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.

stranger [اسم]
اجرا کردن

ناآشنا (با مکانی)

Ex: In a foreign country , a tourist can sometimes feel like a stranger .

در یک کشور خارجی، یک توریست گاهی اوقات می‌تواند مانند یک غریبه احساس کند.

to limit [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: He had to limit his spending to stick to his budget .