کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 1 درس A
در اینجا واژگان از واحد 1 درس A در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "application"، "recover"، "ancient"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a television or radio broadcast or program of the latest news

اخبار
پدرم همیشه اخبار را تماشا میکند.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
movies, television shows, etc. or an activity that is made for people to enjoy

سرگرمی
خواندن کتابها نه تنها آموزشی است بلکه شکل خوبی از سرگرمی نیز هست.
the state of being free from illness or injury

سلامتی
خوردن میوه ها و سبزیجات برای سلامتی شما خوب است.
a type of life that a person or group is living

سبک زندگی
سبک زندگی مینیمالیستی به کسانی جذاب است که سادگی و بیدروپیکری کمتر را ترجیح میدهند.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او از خرید در بازار محلی کشاورزان برای محصولات تازه لذت میبرد.
a physical activity or competitive game with specific rules that people do for fun or as a profession

ورزش
بوکس یک ورزش رقابتی است که به قدرت، سرعت و انعطافپذیری نیاز دارد.
the application of scientific knowledge for practical purposes, especially in industry

فناوری, تکنولوژی
پیشرفتهای تکنولوژی پزشکی مراقبت از بیمار را بهبود بخشیده است.
knowledge about the structure and behavior of the natural and physical world, especially based on testing and proving facts

علوم
من یادگیری درباره شگفتیهای جهان طبیعی از طریق علم را جذاب مییابم.
to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن
من و خانوادهام اغلب با ماشین سفر میکنیم تا به دیدن اقوام در روستا برویم.
things that are related to air and sky such as temperature, rain, wind, etc.

آبوهوا
آب و هوا در این شهر معمولاً در طول سال معتدل است.
the planet earth, where we all live

جهان, دنیا
جهان خانهای برای طیف وسیعی از فرهنگها و زبانها است.
a place where people can buy and consume coffee as well as other drinks, food, and desserts while relaxing or socializing

کافه
کافه پر از عطر قهوه تازه دم شده بود.
related or belonging to a period of history that is long gone

باستانی
افسانهها و اسطورههای دوران باستان همچنان تخیل مردم سراسر جهان را مجذوب خود میکنند.
to mention an idea, proposition, plan, etc. for further consideration or possible action

پیشنهاد کردن, پیشنهاد دادن
معلم منابع اضافی را برای درک بهتر موضوع پیشنهاد کرد.
a strong and noisy event in the sky with heavy rain, thunder, lightning, and strong winds

طوفان
او در طول طوفان ناگهانی در یک غار پناه گرفت.
to do or experience the first part of something

شروع کردن, آغاز کردن
معلم از دانشآموزان خواست که شروع به کار روی تکالیفشان کنند.
to move something like a window or door into a position that people, things, etc. can pass through or use

باز کردن
من و خواهرم در را باز کردیم تا ببینیم داخل اتاق چه چیزی وجود دارد.
to move something like a window or door into a position that people or things cannot pass through

بستن
او دروازه را بست تا سگ فرار نکند.
to create a number of copies of a newspaper, magazine, book, etc.

چاپ کردن, پرینت کردن
روزنامه چاپ میکند نسخههای روزانه را که شامل اخبار محلی و بینالمللی است.
to become knowledgeable or skilled in something by doing it, studying, or being taught

یاد گرفتن, آموختن
من یاد گرفتم که چگونه دوچرخه سواری کنم وقتی بچه بودم.
to not move anymore

توقف کردن
چراغ راهنمایی قرمز شد، بنابراین مجبور شدیم در تقاطع توقف کنیم.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
من با فروشنده در مورد قیمت پیراهن بحث کردم.
to use words in a question form or tone to get answers from someone

پرسیدن, سؤال کردن
کارآگاه از مظنون پرسید که شب جنایت کجا بوده است.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.
to join in a contest or game

مسابقه دادن
من قصد دارم در مسابقه عکاسی شهر شرکت کنم.
to have some information about something

دانستن
او میداند که اشتباه کرده و بابت آن عذرخواهی میکند.
to be valuable or of importance to someone

باارزش بودن
این گردنبند برای او بسیار معنی دارد زیرا هدیهای از مادربزرگش بود.
to regain complete health after a period of sickness or injury

بهبود یافتن, دوره نقاهت را گذراندن (بعد از بیماری)
فیزیوتراپی به او کمک کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.
to want something to happen or be true

امیدوار بودن
او امیدوار بود که او او را به خاطر اشتباه ببخشد.
to interest and draw someone or something toward oneself through specific features or qualities

جذب کردن, به سمت خود کشیدن
رفتار مطمئن و دوستانهاش مردم را به رویدادهای اجتماعیاش جذب میکرد.
a person who is on a journey or someone who travels a lot

مسافر
به عنوان یک مسافر مشتاق، او از بیش از 50 کشور دیدن کرده است.
feeling very happy, interested, and energetic

هیجانزده, مشتاق
او قبل از اجرای رقصش هیجانزده و عصبی احساس میکرد.
a computer program designed to perform a specific task for a user

برنامه, اپلیکیشن
آن برنامه با سیستمهای قدیمی سازگار نیست.
