کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 4 - 4A

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'آهنگ'، 'روی صحنه'، 'تکرار'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

track [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی

Ex: He spent hours listening to each track on the vinyl record .

او ساعت‌ها به هر آهنگ روی صفحه وینیل گوش داد.

chart [اسم]
اجرا کردن

جدول موسیقی‌های پرفروش

Ex: The weekly chart updates reflect changes in the popularity of various tracks .

به‌روزرسانی‌های هفتگی جدول تغییرات در محبوبیت آهنگ‌های مختلف را منعکس می‌کنند.

live [قید]
اجرا کردن

زنده (پخش یا اجرا)

Ex: The talk show is filmed live , with the audience present during the recording .

تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری می‌شود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.

on-stage [صفت]
اجرا کردن

روی صحنه تئاتر

Ex: They designed custom on-stage costumes for each lead character .

آن‌ها برای هر شخصیت اصلی لباس‌های روی صحنه سفارشی طراحی کردند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: The live concert was broadcast on national television .

کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.

gig [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده (موسیقی و غیره)

Ex: The gig was a great opportunity for the young artist to showcase their talent .

اجرای زنده فرصت فوق‌العاده‌ای برای هنرمند جوان بود تا استعدادش را نشان دهد.

fan [اسم]
اجرا کردن

هوادار

Ex: My friend is a huge fan of classic literature and reads old novels .

دوستم یک طرفدار بزرگ ادبیات کلاسیک است و رمان‌های قدیمی می‌خواند.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

band [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex: The environmental band of activists worked together to clean up the park .

گروه فعالان محیط زیست با همکاری هم پارک را تمیز کردند.

to release [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن (فیلم، کتاب و...)

Ex: Can you release your latest novel in ebook format ?

آیا می‌توانید آخرین رمان خود را در قالب کتاب الکترونیکی منتشر کنید؟

single [اسم]
اجرا کردن

تک‌آهنگ

Ex:

آنها یک تکآهنگ ضبط کردند تا قبل از متعهد شدن به یک آلبوم کامل، بازار را آزمایش کنند.

album [اسم]
اجرا کردن

آلبوم (موسیقی)

Ex: The album topped the charts , selling millions of copies worldwide within its first week of release .

آلبوم به صدر جدول ها رسید و در هفته اول انتشار خود میلیون ها نسخه در سراسر جهان فروخت.

on tour [عبارت]
اجرا کردن

در سفر (برای اجرای کنسرت یا برنامه زنده)

Ex: He met a lot of fans while on tour with his comedy show .
encore [اسم]
اجرا کردن

آنکور (موسیقی)

Ex: After a long applause , the violinist gave an encore of a classical favorite .

پس از تشویق طولانی، نوازنده ویولن یک انکور از یک قطعه کلاسیک محبوب اجرا کرد.

اجرا کردن

دیسک فشرده

Ex: He burned his mixtape onto a compact disc and gave it to his friends as a gift .

او میکستیپ خود را روی یک دیسک فشرده رایت کرد و به عنوان هدیه به دوستانش داد.