کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 3 - 3C

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3C در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "صبر"، "آسایش"، "متواضع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
patience [اسم]
اجرا کردن

صبر

Ex: The artisan 's patience was evident in the intricate details of his work .

صبر صنعتگر در جزئیات پیچیده کارش آشکار بود.

kindness [اسم]
اجرا کردن

مهربانی

Ex: His kindness towards his elderly neighbor included helping with household chores and running errands .

مهربانی او نسبت به همسایه سالخورده‌اش شامل کمک در کارهای خانه و انجام کارهای کوچک بود.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: The elderly woman seemed comfortable in her favorite armchair by the fireplace .

زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر می‌رسید.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

nature [اسم]
اجرا کردن

طبیعت

Ex: The beauty of nature is evident in the vibrant colors of a sunset .

زیبایی طبیعت در رنگ‌های پرجنب‌وجوش غروب آفتاب آشکار است.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

comfort [اسم]
اجرا کردن

راحتی

Ex: The soothing music created an atmosphere of comfort , allowing everyone to unwind and enjoy the moment .

موسیقی آرام‌بخش فضایی از آسایش ایجاد کرد، که به همه اجازه می‌داد آرام شوند و از لحظه لذت ببرند.

difficulty [اسم]
اجرا کردن

دشواری

Ex: The difficulty of finding a good job increased due to the economic downturn .
kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: She 's always kind to everyone she meets .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کند مهربان است.

health [اسم]
اجرا کردن

وضع عمومی (جسمی یا روحی)

Ex: The government launched a campaign to promote health awareness in the community .

دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.

patient [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex: The teacher was patient with the struggling student , providing extra help until they understood the concept .

معلم با دانش‌آموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.

natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

danger [اسم]
اجرا کردن

خطر

Ex: Firefighters face danger when entering burning buildings .

آتش‌نشان‌ها هنگام ورود به ساختمان‌های در حال سوختن با خطر روبرو می‌شوند.

popularity [اسم]
اجرا کردن

محبوبیت

Ex: The restaurant ’s popularity is due to its unique menu and cozy atmosphere .

محبوبیت رستوران به دلیل منوی منحصر به فرد و فضای دنج آن است.

اجرا کردن

آگاه

Ex: Our tour guide was knowledgeable about the local wildlife , identifying various species of birds and mammals along the trail .

راهنمای تور ما آگاه از حیات وحش محلی بود و گونه‌های مختلف پرندگان و پستانداران را در طول مسیر شناسایی می‌کرد.

sadness [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: Despite her efforts to mask it , her voice betrayed the underlying sadness she felt .

علیرغم تلاش‌هایش برای پنهان کردن آن، صدایش اندوه نهفته‌ای را که احساس می‌کرد فاش کرد.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

confidence [اسم]
اجرا کردن

اعتمادبه‌نفس

Ex: Despite facing challenges , she tackled every task with confidence .

علیرغم مواجهه با چالش‌ها، او هر وظیفه‌ای را با اعتماد به نفس انجام داد.

adventurous [صفت]
اجرا کردن

ماجراجو

Ex: The adventurous entrepreneur launched a series of innovative startups , unafraid to take calculated risks in the business world .

کارآفرین ماجراجو یک سری استارتاپ های نوآورانه را راه اندازی کرد، بدون ترس از پذیرش ریسک های محاسبه شده در دنیای کسب و کار.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

honesty [اسم]
اجرا کردن

صداقت

Ex: She values honesty above all else and always speaks her mind .

او بیش از هر چیز به صداقت ارزش می‌دهد و همیشه نظر خود را می‌گوید.

fashionable [صفت]
اجرا کردن

مد روز

Ex: She always stays fashionable by keeping up with the latest trends and incorporating them into her wardrobe .

او همیشه با دنبال کردن آخرین ترندها و گنجاندن آنها در کمد لباسش مُد روز می‌ماند.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.

touristy [صفت]
اجرا کردن

توریستی (منفی)

Ex: While the beach is beautiful , it 's very touristy during the summer , making it hard to find a quiet spot .

اگرچه ساحل زیبا است، اما در تابستان بسیار توریستی است، که یافتن مکانی آرام را دشوار می‌کند.

importance [اسم]
اجرا کردن

اهمیت

Ex: He understood the importance of taking action to prevent climate change .

او اهمیت اقدام برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی را درک کرد.

laziness [اسم]
اجرا کردن

تنبلی

Ex: She struggled to overcome her laziness and motivate herself to exercise .
modesty [اسم]
اجرا کردن

فروتنی

Ex:

فروتنی فضیلتی است که بسیاری از مردم در دیگران ارزش می‌گذارند.

tradition [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: The tradition of making homemade pies for Thanksgiving is important to them .
noise [اسم]
اجرا کردن

سروصدا

Ex: The noise of the jackhammer echoed through the streets as road repairs were underway .

سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابان‌ها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

active [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: She 's an active traveler , always planning her next adventure .

او یک مسافر فعال است، همیشه در حال برنامه‌ریزی برای ماجراجویی بعدی خود.

possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: The team made every possible effort to win the game .

تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.

fashion [اسم]
اجرا کردن

سبک

Ex: She delivered her speech in such a moving fashion that the audience was left silent .

او سخنرانی خود را به شیوه‌ای چنان تکان‌دهنده ارائه داد که حضار سکوت کردند.

fame [اسم]
اجرا کردن

شهرت

Ex: The actor 's fame spread internationally after winning the prestigious award .

شهرت بازیگر پس از برنده شدن در جایزه معتبر بین‌المللی شد.

important [صفت]
اجرا کردن

مهم

Ex: Conserving water is important for the sustainable use of natural resources .

صرفه‌جویی در آب برای استفاده پایدار از منابع طبیعی مهم است.

lazy [صفت]
اجرا کردن

تنبل

Ex: He missed out on opportunities for advancement at work because he was too lazy to pursue additional training or certifications .

او فرصت‌های پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزش‌ها یا گواهینامه‌های اضافی خیلی تنبل بود.

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: He has always been modest about his skills , never boasting or seeking the spotlight .