بینش متوسط "واحد 1 - 1C" واژگان

اینجا شما واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مصمم"، "فروتن"، "قاطع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
lazy [صفت]
اجرا کردن

تنبل

Ex: The employee 's lazy work ethic resulted in missed deadlines and subpar performance evaluations .

اخلاق کاری تنبل کارمند منجر به از دست دادن مهلت‌ها و ارزیابی‌های عملکرد ضعیف شد.

easygoing [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: He had an easygoing attitude , rarely getting flustered even in challenging situations .

او رفتاری آرام داشت، به ندرت حتی در شرایط چالش‌برانگیز ناراحت می‌شد.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: He remained determined to learn a new language , practicing every day .

او مصمم به یادگیری یک زبان جدید باقی ماند، هر روز تمرین می‌کرد.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: Her stubborn refusal to compromise led to frequent arguments with her colleagues .

سرسختی او در امتناع از مصالحه منجر به مشاجرات مکرر با همکارانش شد.

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: His modest demeanor makes him approachable and easy to relate to , despite his success .

رفتار فروتنانه او او را با وجود موفقیتش، قابل دسترس و آسان برای ارتباط می‌کند.

shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: Despite her shy nature , she stepped up to lead the team .

علیرغم طبیعت خجالتی او، او برای رهبری تیم پیش قدم شد.

sensitive [صفت]
اجرا کردن

دل‌سوز

Ex: He gave a sensitive response to her concerns , making her feel heard .

او پاسخی حساس به نگرانی‌هایش داد، که باعث شد احساس شنیده شدن کند.

emotional [صفت]
اجرا کردن

احساسی

Ex: Despite his stoic exterior , he is quite emotional and easily affected by touching stories or acts of kindness .

علیرغم ظاهر آرامش‌طلبش، او بسیار احساساتی است و به راحتی تحت تأثیر داستان‌های تکان‌دهنده یا اعمال مهربانی قرار می‌گیرد.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: Being confident is good , but do n’t let it turn into being arrogant .

با اعتماد به نفس بودن خوب است، اما اجازه ندهید که به تکبر تبدیل شود.

assertive [صفت]
اجرا کردن

به‌خود‌مطمئن

Ex: Assertive communication is key in negotiations to ensure your needs are met without being aggressive .

ارتباط قاطع در مذاکرات کلیدی است تا نیازهای شما بدون پرخاشگری برآورده شود.