مهربان
او همیشه با همه کسانی که ملاقات میکند مهربان است.
اینجا شما واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سخاوت"، "مرفه"، "متعجب" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مهربان
او همیشه با همه کسانی که ملاقات میکند مهربان است.
مهربانی
مهربانی او نسبت به همسایه سالخوردهاش شامل کمک در کارهای خانه و انجام کارهای کوچک بود.
سخاوتمند
انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشاندهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.
بخشندگی
سخاوت او در داوطلب شدن در پناهگاه محلی تفاوت بزرگی در زندگی بسیاری از مردم ایجاد کرد.
تنبل
او فرصتهای پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزشها یا گواهینامههای اضافی خیلی تنبل بود.
خسته
پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.
خستگی
سفر طولانی باعث خستگی شدید شد.
توانا
علیرغم مصدومیتش، او توانست ماراتن را به پایان برساند.
توانایی
توانایی نوازنده در نواختن چندین ساز، تماشاگران را شگفتزده کرد.
ضروری
ضروری است برای امتحانات درس بخوانید تا نمرات خوبی کسب کنید.
نیاز
یادگیری ارتباط موثر یک ضرورت برای ایجاد روابط قوی در هر دو محیط شخصی و حرفهای است.
موفق (از نظر مالی)
حرفهی پررونق او به او اجازه داد تا زود بازنشسته شود.
موفقیت
سیاستهای دولت با هدف ترویج رونق اقتصادی در تمام مناطق طراحی شده بود.
شاد
آنها درباره تعطیلات پیشروی خود خوشحال و هیجانزده احساس میکردند.
شادی
احاطه شدن توسط طبیعت همیشه به او احساس عمیقی از آرامش و خوشحالی میدهد.
خشم
خشم کودک زمانی که اسباببازی مورد علاقهاش از او گرفته شد، فوران کرد.
آزردهخاطر
وقتی همکارش در طول جلسه بارها حرفش را قطع کرد، عصبانی شد.
خشمگین
آنها به دلیل گم کردن چمدانهایشان از شرکت هواپیمایی عصبانی بودند.
راضی
خندههای شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.
خوشحال
او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
ناراحتی
علیرغم تلاشهایش برای پنهان کردن آن، صدایش اندوه نهفتهای را که احساس میکرد فاش کرد.
ناراحت
کودک پس از گم کردن اسباببازی مورد علاقهاش احساس ناراحتی کرد.
ناراحت
او بعد از تماس تلفنی ناراضی به نظر میرسید.
ترس
راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.
وحشتزده
وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.
خشکزده (از شدت ترس)
مجسمه سنگ شده به نظر میرسید لحظهای از سکون ابدی را به تصویر کشیده است.
ترسیده
او از راه رفتن به تنهایی در تاریکی میترسید.
شوک
وقتی از حادثه باخبر شد، یک شوک از ناباوری احساس کرد.
منزجرشده
مشتریان منزجر پس از پیدا کردن سوسک در غذایشان رستوران را ترک کردند.
حیرتزده
چهره شوکهشده او ناباوریاش را در برابر این اعلامیه نشان داد.
متعجب
او متعجب به نظر میرسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.
غافلگیری
کشف یک گنج پنهان در اتاق زیر شیروانی با ناباوری و تعجب روبرو شد.
شگفتزده
حالت شگفتزده او بسیار درباره واکنشش به خبر غیرمنتظره گویا بود.
روی ابرها (از خوشحالی)
افسرده و غمگین
غمگین
هوای بارانی به نظر میرسید کاملاً با حال و هوای غمگین او مطابقت دارد.
زبالهدانی
شهر در حال برنامهریزی برای تبدیل زبالهدان قدیمی به یک پارک عمومی است.