کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 1 - 1A
اینجا شما واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بلوند"، "ظریف"، "تنوع"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
someone with hair that is light or pale yellow or gold in color

موطلایی
مرد بلوند در کافه در حال خواندن رمانی بود که توجه من را جلب کرد.
having wide and well-defined shoulders

چهارشانه
علیرغم قاب باریکش، او تناسبات شانههای پهن داشت که او را متمایز میکرد.
(of a person's skin) having a dark color after being exposed to the sun

برنزه
او از تعطیلات گرمسیری خود با پوستی زیبا برنزه بازگشت، نتیجهای از استراحت کنار استخر برای ساعاتی طولانی.
(of a person) approximately between 45 to 65 years old, typically indicating a stage of life between young adulthood and old age

میانسال
او در یک سن میانسالی شغل جدیدی را شروع کرد، که الهامبخش بود.
having hair that is not long

موکوتاه
مردی موکوتاه وارد کافه شد.
having eyes that are blue in color

چشمآبی
او به بازیگر چشم آبی روی صفحه نمایش تحسین کرد.
light in color or shade

کمرنگ
گلبرگهای گل به رنگ صورتی کمرنگ ظریف بودند.
(of hair) having a smooth texture with no natural curls or waves

(مو) لخت, (مو) صاف
او فرهای صاف خود را به کنار شانه زد.
(of skin or hair) very light in color

روشن (مو و پوست)
موهای بلوند او در زیر نور خورشید میدرخشید.
to or at a great distance

دور
او دور سفر کرد تا پدربزرگ و مادربزرگش را ملاقات کند.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
having a refined and graceful appearance or style

شیک, مطابق مد روز
مدل موی عروس ساده اما زیبا بود، با حلقههای آبشاری که صورتش را در امواج نرم قاب میکرد.
not pleasant to the mind or senses

زشت
او یک نقاشی زشت کشید که به هیچ چیز قابل تشخیصی شباهت نداشت.
not pleasing to the eye

زشت
ترکیب رنگهای جذاب نبودن اتاق باعث شده بود که فضای غمگینی داشته باشد.
a slight change in level, amount, magnitude, etc. of something

اختلاف, تغییر
آزمایش نشان داد که تغییر جزئی در نتایج وجود دارد.
an orthodontic device made of metal wires that is fitted in the mouth to push teeth in the right position

براکت ارتودنسی
a short haircut for women or men in which the hair is typically cut straight around the head at jaw-level

مدل موی مصری, مدل موی باب
مدل موی بوب کلاسیک هرگز از مد نمیافتد.
a hairstyle in which The hair is pulled back from the face, twisted, and coiled on top

مدل موی گوجهای
گره موی بالرین به طور کامل با سنجاق و اسپری مو محکم شده بود.
a hairstyle in which the back and sides are cut short or faded

مدل موی خامهای
ورزشکار برای راحتی مدل موی کوتاه داشت.
a rope-like piece of hair formed by twisting or braiding hair, known to be worn by Rastafarians

گیس آفریقایی
پس از سالها رشد، دریدلاکهای او بلند و به خوبی نگهداری شده بودند.
colored in a way that is not natural, but done artificially

رنگشده
موهای رنگ شده او پس از چند هفته شروع به محو شدن کرد.
a long piece of hair formed by three parts twisted over each other

موی بافته
دختر از مادرش خواست که قبل از مدرسه برایش یک بافت درست کند.
a hairstyle in which the hair is pulled away from the face and gathered at the back of the head, secured in a way that hangs loosely

مدل موی دماسبی
دختر یک دم اسبی بلند پوشید تا موهایش از صورتش دور بماند.
having had all or most of one's hair or beard removed with a razor or other cutting tool

(ریش یا موی سر) تراشیده
سر تراشیده او به او ظاهری جسورانه و جدید داد.
(of hair) sticking upward on the top of the head

سیخسیخی (مو)
موهای خاردار به او ظاهری یاغی و جوانگونه داد.
