کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 1 - 1A

اینجا شما واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بلوند"، "ظریف"، "تنوع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
blonde [اسم]
اجرا کردن

موطلایی

Ex:

او یک دوست بلوند دارد که همیشه حال و هوای شادی به دورهمی‌هایشان می‌آورد.

اجرا کردن

چهارشانه

Ex: The broad-shouldered jacket gave him a powerful and commanding presence .

ژاکت شانه پهن به او حضوری قدرتمند و مسلط بخشید.

suntanned [صفت]
اجرا کردن

برنزه

Ex:

بدن برنزه‌شده نجات‌غریق در میان گردشگران رنگ‌پریده در ساحل به چشم می‌خورد، گواهی بر ساعت‌هایی که در آفتاب گذرانده بود.

middle-aged [صفت]
اجرا کردن

میانسال

Ex: She admired the wisdom of her middle-aged mentor .

او از خرد استاد میانسال خود تحسین می‌کرد.

اجرا کردن

موکوتاه

Ex: They spotted a short-haired fox in the forest .

آنها یک روباه موکوتاه را در جنگل دیدند.

blue-eyed [صفت]
اجرا کردن

چشم‌آبی

Ex: A blue-eyed stranger walked into the room .

یک غریبه چشم آبی وارد اتاق شد.

pale [صفت]
اجرا کردن

کم‌رنگ

Ex: The sky turned a pale orange as the sun set in the distance .

آسمان به نارنجی کمرنگ تبدیل شد در حالی که خورشید در دوردست غروب می‌کرد.

straight [صفت]
اجرا کردن

(مو) لخت

Ex:

پس از درمان، موهای او برای هفته‌ها صاف باقی ماند.

fair [صفت]
اجرا کردن

روشن (مو و پوست)

Ex: He inherited his mother 's fair hair and blue eyes .

او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

زشت

Ex: The unattractive packaging of the product failed to attract customers .

بسته‌بندی غیرجذاب محصول نتوانست مشتریان را جذب کند.

variation [اسم]
اجرا کردن

اختلاف

Ex: The doctor noticed a variation in the patient ’s heartbeat .

پزشک متوجه تغییری در ضربان قلب بیمار شد.

brace [اسم]
اجرا کردن

براکت ارتودنسی

bob [اسم]
اجرا کردن

مدل موی مصری

Ex: After years of shorter cuts , he chose to grow his hair into a sleek bob for a new style .

پس از سال‌ها کوتاه کردن موهایش، او تصمیم گرفت موهایش را به یک مدل بوب صاف و شیک برای یک استایل جدید بلند کند.

bun [اسم]
اجرا کردن

مدل موی گوجه‌ای

Ex: The teacher always wore her hair in a tight bun during school hours .

معلم همیشه موهایش را در ساعت‌های مدرسه به صورت یک گوشواره محکم می‌بست.

crop [اسم]
اجرا کردن

مدل موی خامه‌ای

Ex:
dreadlock [اسم]
اجرا کردن

گیس آفریقایی

Ex: She decided to try dreadlocks , appreciating their unique , textured style .

او تصمیم گرفت دردلاک را امتحان کند، با قدردانی از سبک منحصر به فرد و بافت دار آن.

dyed [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌شده

Ex:

هنرمند از ابریشم رنگ‌شده برای پس‌زمینه نقاشی استفاده کرد.

plait [اسم]
اجرا کردن

موی بافته

Ex: The long plait swung as she walked down the road .

بافته بلند هنگام راه رفتن او در جاده تاب می‌خورد.

ponytail [اسم]
اجرا کردن

مدل موی دم‌اسبی

Ex: Her ponytail swayed as she walked down the street .

دم اسبی او هنگام راه رفتن در خیابان تاب می خورد.

shaved [صفت]
اجرا کردن

(ریش یا موی سر) تراشیده

Ex:

سرباز سر خود را تراشیده نگه داشت به عنوان بخشی از یونیفرم.

spiky [صفت]
اجرا کردن

سیخ‌سیخی (مو)

Ex:

موهای خاردار او اولین چیزی بود که مردم در مورد سبکش متوجه شدند.

wavy [صفت]
اجرا کردن

موج‌دار (مو)

Ex: The little girl 's wavy hair danced in the breeze as she played outside .

موهای موجدار دختر کوچک در نسیم میرقصید در حالی که بیرون بازی میکرد.

curly [صفت]
اجرا کردن

فرفری

Ex: My friend has beautiful curly hair that bounces when she walks .

دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه می‌رود می‌پرد.