کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 4 - 4A

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی Insight Intermediate را خواهید یافت، مانند «جابجایی»، «جنگل‌زدایی»، «تخلیه» و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
to spread [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: The flu virus can easily spread in crowded places .

ویروس آنفلوانزا می‌تواند به راحتی در مکان‌های شلوغ پخش شود.

to relocate [فعل]
اجرا کردن

جابه‌جا کردن

Ex: The manufacturing plant decided to relocate its operations to a more cost-effective region .

کارخانه تولیدی تصمیم گرفت عملیات خود را به منطقه‌ای مقرون‌به‌صرفه‌تر منتقل کند.

to die out [فعل]
اجرا کردن

منقرض شدن

Ex: Without proper intervention , certain animal species may die out in the coming years .

بدون مداخله مناسب، برخی از گونه‌های حیوانی ممکن است در سال‌های آینده منقرض شوند.

to evacuate [فعل]
اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: With the riverbanks overflowing , the town was forced to evacuate .

با سرریز شدن کرانه‌های رودخانه، شهر مجبور به تخلیه شد.

to preserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Conservation efforts work to preserve natural ecosystems and biodiversity .

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ اکوسیستم‌های طبیعی و تنوع زیستی کار می‌کنند.

again [قید]
اجرا کردن

دوباره

Ex: The baby woke up crying again at 3 AM .

نوزاد دوباره ساعت 3 صبح گریه کنان بیدار شد.

together [قید]
اجرا کردن

با هم

Ex: She and her friend sat together on the bench .

او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.

between [قید]
اجرا کردن

در بینِ

Ex:

تفاوت قابل توجهی بین دو محصول از نظر کیفیت وجود دارد.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
half [اسم]
اجرا کردن

نیم

Ex: We spent one half of the day hiking and the other half swimming .

ما یک نصف روز را به پیاده‌روی و نصف دیگر را به شنا پرداختیم.

partly [قید]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: Her anger was partly justified .

خشم او تا حدی موجه بود.

too much [قید]
اجرا کردن

بسیار زیاد

Ex:

خیلی زیاد کاغذبازی در فرآیند وجود دارد.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

earthquake [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The earthquake was followed by several aftershocks .

پس از زلزله چندین پس‌لرزه رخ داد.

famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

to flood [فعل]
اجرا کردن

آب گرفتن

Ex: When the basement started to flood , they quickly moved their belongings to higher ground to avoid damage .

وقتی زیرزمین شروع به غرق شدن کرد، آنها به سرعت وسایل خود را به زمین بالاتری منتقل کردند تا از آسیب جلوگیری کنند.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اجرا کردن

بیکاری

Ex: Despite his qualifications , he struggled with unemployment for over six months .
اجرا کردن

توسعه شهری

Ex: The effects of urbanization include overcrowding and pollution .

اثرات شهرنشینی شامل ازدحام و آلودگی می‌شود.

اجرا کردن

فوران آتشفشان

Ex: The lava from the volcanic eruption flowed into the ocean .

گدازه‌های ناشی از فوران آتشفشانی به اقیانوس جاری شد.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: The government launched a vaccination campaign during the epidemic .

دولت در طول اپیدمی یک کمپین واکسیناسیون راه اندازی کرد.

اجرا کردن

با آب شستن

Ex: They used a high-pressure hose to wash away the mud from the construction equipment .

آن‌ها از یک شلنگ فشار قوی برای شستن گل از تجهیزات ساختمانی استفاده کردند.

devastating [صفت]
اجرا کردن

ویرانگر

Ex: The fire was devastating , leaving the building in ruins .

آتش‌سوزی ویرانگر بود، ساختمان را به ویرانه تبدیل کرد.

اجرا کردن

آلودگی

Ex: The contamination of soil affects agriculture .

آلودگی خاک بر کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

to survive [فعل]
اجرا کردن

زنده ماندن

Ex: Despite the severe injuries from the explosion , the soldier managed to crawl to safety and survived until medics arrived .

علیرغم جراحات شدید ناشی از انفجار، سرباز توانست به جای امنی بخزد و تا رسیدن امدادگران زنده ماند.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

to destroy [فعل]
اجرا کردن

خراب کردن

Ex: The earthquake destroyed several buildings in the city center .

زلزله چندین ساختمان در مرکز شهر را نابود کرد.

danger [اسم]
اجرا کردن

خطر

Ex: Firefighters face danger when entering burning buildings .

آتش‌نشان‌ها هنگام ورود به ساختمان‌های در حال سوختن با خطر روبرو می‌شوند.

poison [اسم]
اجرا کردن

سم

Ex: Environmental pollution can act as a form of poison to ecosystems .

آلودگی محیط زیست می‌تواند به عنوان نوعی سم برای اکوسیستم‌ها عمل کند.