کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 4 - 4A
در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی Insight Intermediate را خواهید یافت، مانند «جابجایی»، «جنگلزدایی»، «تخلیه» و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to extend or increase in influence or effect over a larger area or group of people

گسترش یافتن, شیوع یافتن، پخش شدن
در حال حاضر، نگرانیها درباره همهگیری در سراسر جهان در حال گسترش است.
to move to a new place or position

جابهجا کردن
استارتاپ فناوری تصمیم گرفت دفتر خود را به یک مرکز فناوری منتقل کند تا استعدادهای برتر را جذب کند.
to completely disappear or cease to exist

منقرض شدن, از بین رفتن
تلاشهایی برای جلوگیری از نابودی برخی سنتهای فرهنگی در حال انجام است.
to leave a place to be safe from a dangerous situation

تخلیه کردن
به دلیل نشت شیمیایی در بیمارستان، بیماران و کارکنان مجبور شدند ساختمان را به سرعت تخلیه کنند.
to cause something to remain in its original state without any significant change

حفظ کردن
تیم در حال حاضر در حال حفظ اسناد تاریخی در یک محیط کنترل شده است.
for one more instance

دوباره
آنها به جوک خندیدند و از او خواستند که آن را دوباره تعریف کند.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
کودکان با هم در جلوی کلاس نشستند.
in or through the space that separates two or more things or people

در بینِ, در میانِ
او در طول فیلم بین دو بهترین دوستش نشست.
to a degree or extent that is sufficient or necessary

بهاندازه کافی
او به اندازه کافی درس خواند تا با موفقیت در امتحان قبول شود.
either one of two equal parts of a thing

نیم, نصف
کیک را به دو نیم برش زدم و یک نیم آن را به او دادم.
to a specific extent or degree

تا حدی, نسبتاً
او تنها تا حدی توسط توضیح آنها متقاعد شده بود.
beyond the appropriate or necessary amount, often to a point that is undesirable or harmful

بسیار زیاد
در این دستور خیلی زیاد شکر وجود دارد.
a permanent change in global or regional climate patterns, including temperature, wind, and rainfall

تغییر آبوهوایی, تغییر اقلیمی
تغییر آب و هوا باعث تغییر در روشهای کشاورزی میشود.
the extensive removal of forests, typically causing environmental damage

جنگلزدایی
دولتها قوانینی را برای کاهش قطع درختان و حفاظت از جنگلها تصویب میکنند.
an illness in a human, animal, or plant that affects health

بیماری, مرض
بسیاری از بیماریها را میتوان از طریق واکسیناسیون پیشگیری کرد.
a long period of time when there is not much raining

خشکسالی
خشکسالی باعث از دست رفتن شدید پوشش گیاهی شد.
the sudden movement and shaking of the earth's surface, usually causing damage

زلزله, زمینلرزه
کشور در منطقهای مستعد زلزله قرار دارد.
a situation where there is not enough food that causes hunger and death

قحطی, خشکسالی
بسیاری از کشاورزان در طول قحطی دامهای خود را از دست دادند.
to become covered or filled by water

آب گرفتن
پس از ذوب شدن زمستانی، مناطق کم ارتفاع شروع به سیل زدن کردند، که ساکنان را به تخلیه به زمین های مرتفع تر واداشت.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
the condition of lacking enough money or income to afford basic needs like food, clothing, etc.

فقر, تهیدستی
دولت در حال کار بر روی سیاستهایی برای کاهش فقر در جوامع روستایی است.
the state of being without a job

بیکاری, عدم اشتغال
بیکاری میتواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان و رفاه داشته باشد.
the process of people moving from rural areas to urban areas, resulting in the growth of cities and the expansion of urban areas

توسعه شهری
نرخ شهرنشینی کشور در سالهای اخیر افزایش یافته است.
the sudden release of lava, gases, and ash from a volcano

فوران آتشفشان
یک فوران آتشفشانی عظیم روستاهای اطراف را ویران کرد.
the rapid spread of an infectious disease within a specific population, community, or region, affecting a significant number of individuals at the same time

اپیدمی, شیوع بیماری همهگیر
مقامات بهداشتی برای مهار اپیدمی تلاش کردند.
to clean something by using water to make the dirt or other substances go away

با آب شستن
باران شدید به شستن کثیفی از دیوارهای خارجی خانه کمک کرد.
causing severe damage, destruction, or emotional distress

ویرانگر, خانمانسوز
تماشای تاثیر ویرانگر طوفان بر جوامع ساحلی دلخراش بود.
the act or process of making a substance or place dirty or polluted, especially by dangerous substances

آلودگی, آلایش
کارخانه به دلیل آلودگی هوا جریمه شد.
to remain alive after enduring a specific hazardous or critical event

زنده ماندن, جان سالم به در بردن
علیرغم آسیبهای شدید ناشی از تصادف ماشین، او با درد جنگید و نجات یافت.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
علیرغم باران شدید، آنها تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند.
to cause damage to something in a way that it no longer exists, works, etc.

خراب کردن, تخریب کردن
جنگها و درگیریها اغلب ویران میکنند نشانههای تاریخی را.
