کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 2 - دو بعدی
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2D در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "cabin"، "pier"، "aisle" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the area where passengers sit in an airplane

کابین (هواپیما)
کابین درجه یک دارای صندلیهای پهنتر و فضای اضافی برای پاها بود.
a vehicle with usually four wheels, pulled by one or more horses

کالسکه
در قرن نوزدهم، کالسکهها وسیلهای رایج برای حمل و نقل خانوادههای ثروتمند بودند.
a trip or journey from one place to another by going over a large area of water like an ocean or a sea

دریانوردی
عبور آنها از اقیانوس اطلس پنج روز طول کشید.
to go on vacation by a ship or boat

به سفر دریایی رفتن, دریاگردی کردن
به جای سفر جادهای معمول، خانواده تصمیم گرفتند در امتداد خط ساحلی اروپا کروز کنند.
a ship or boat's upper outside floor

عرشه
کاپیتان در طول طوفان در جلوی عرشه ایستاده بود.
a part of an airport or terminal that passengers go through to get on or off a plane, train, or bus

دروازه (فرودگاه یا ترمینال)
پرواز تأخیر داشت، بنابراین مجبور شدند چند ساعتی در گیت بمانند.
a carrier designed to hold on top of a car or luggage above the seats of a train

جای بار, باربند
قفسه بار قطار از قبل پر بود.
a very wide road that has no intersections or cross-traffic and is designed for high-speed travel

بزرگراه
او ترجیح میدهد روی اتوبان رانندگی کند چون امکان سرعتهای بالاتر و سفرهای نرمتر را فراهم میکند.
a small closet that usually has a lock, in which valuable items and belongings could be stored

کمد وسایل شخصی, کمد رختکن
او ترکیب قفسه خود را فراموش کرد و مجبور شد از معلم کمک بخواهد.
a long platform built from the shore into the sea that people can go for entertainment or a walk

اسکله, لنگرگاه
در انتهای اسکله، ماهیگیران قلابهای خود را به آبهای درخشان میاندازند به امید شام.
the raised surface in a station next to a railroad track where people can get on and off a train

سکو
او در لبه سکو ایستاده بود و به قطار ورودی نگاه میکرد.
a strip of ground with a hard surface on which aircraft land or take off from

باند فرودگاه
پرندهای روی باند پرواز را به تأخیر انداخت.
a belt in cars, airplanes, or helicopters that a passenger fastens around themselves to prevent serious injury in case of an accident

کمربند ایمنی
آلارم کمربند ایمنی ماشین به صدا درآمد، به مسافران یادآوری کرد که کمربندها را ببندند.
a station where a train arrives at or leaves from

ایستگاه راهآهن
ایستگاه جدید دو خط دیگر برای خدمات افزایش یافته اضافه کرده است.
to enter a bus, ship, airplane, etc.

سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او برای رفت و آمد روزانهاش سوار قطار شد.
to leave a bus, train, airplane, etc.

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
او توانست درست به موقع از قایقی که در حال غرق شدن بود پیاده شود.
toward the land from the direction of a ship or the sea

بهسوی خشکی, بهطرف ساحل
بازماندگان کشتی شکسته پس از غرق شدن به ساحل شنا کردند.
the earth's surface where it is not under water

خشکی
آنها خانهشان را روی زمین حاصلخیز نزدیک رودخانه ساختند.
to travel on water using the power of wind or an engine

قایقرانی کردن, کشتیسواری کردن
کشتی کروز لوکس در امتداد ساحل حرکت میکرد، و مناظر نفسگیر غروب آفتاب را به مسافران ارائه میداد.
to move with a lower speed or rate of movement

آهستهتر شدن, از سرعت چیزی کم شدن
همانطور که قطار وارد ایستگاه شد، شروع به کند شدن تدریجی کرد.
to become faster

سرعت گرفتن, شتاب گرفتن
همانطور که طوفان نزدیک میشد، بادها شروع به تسریع کردند، باعث شد درختان به شدت تکان بخورند.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
خلبانها برای برخاستن از فرودگاه نیاز به مجوز دارند.
a large boat, used for carrying passengers or goods across the sea

کشتی
مسافران از عرشه کشتی به عزیزانشان خداحافظی کردند.
a winged flying vehicle driven by one or more engines

هواپیما
ما بلیطهای یک هواپیما به پاریس برای هفته آینده رزرو کردیم.
a series of connected carriages that travel on a railroad, often pulled by a locomotive

قطار
من قطارم را از دست دادم، بنابراین مجبور شدم سوار بعدی شوم.
a system or method for carrying people or goods from a place to another by trains, cars, etc.

حملونقل
آنها هر روز برای رفتن به سر کار به حمل و نقل عمومی متکی بودند.
a bus with comfortable seats that carries many passengers, used for long journeys

اتوبوس
اتوبوس در شهرهای مختلف در طول مسیر توقف کرد و مسافران بیشتری سوار کرد.
used when two or more things or people are together in a single place

با, بههمراه
شرکت با یک شرکت دیگر در یک پروژه جدید همکاری کرد.
used to indicate who is supposed to have or use something or where something is intended to be put

برای
این دارو برای درمان آلرژی من است.
used to say where someone or something goes

به
بچهها به سمت زمین بازی میدوند تا روی تابها بازی کنند.
used to show the progress or movement through a process or time

در طول, در حین
پروژه در طول سال آسانتر شد.
in every direction surrounding a person or object

اطراف
بچهها دور آتش کمپ نشسته بودند و داستان میگفتند.
toward a lower position or level

پایین, به سمت پایین
بچهها از سرسره در زمین بازی پایین سر خوردند، در حالی که در شن فرود آمدند میخندیدند.
used to indicate movement into one side and out of the opposite side of something

از میان, از وسط
آنها از میان تونل راه رفتند و خود را در ساحل یافتند.
a narrow passage in a theater, train, aircraft, etc. that separates rows of seats

راهرو (بین صندلیها)
در تئاتر، او صندلی خود را با راه رفتن در راهرو و عبور از چند ردیف صندلی اشغال شده پیدا کرد.
a carriage on a train where passengers can purchase and consume food and beverages

بوفه قطار, رستوران قطار، واگن غذاخوری
واگن رستوران غذاهای گرم و نوشیدنیهای سرد سرو میکند.
