کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 2 - 2A
اینجا، واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "self-catering"، "soak up"، "staycation"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a brief pause or interruption in an activity

وقفه, فاصله
او بعد از مطالعه استراحتی کرد تا استراحت کند.
to get away from captivity

فرار کردن
پرنده از قفسش فرار کرد وقتی در باز گذاشته شد.
a large group of people gathered together in a particular place

جمعیت, توده، انبوه
یک جمعیت بزرگ در پارک برای جشنواره موسیقی سالانه جمع شدند، مشتاق برای لذت بردن از اجراها.
to learn or acquire knowledge, information, or experience

فرا گرفتن, یاد گرفتن
برای بهبود مهارتهای آشپزی خود، او تصمیم گرفت تکنیکهای آشپزی را از سرآشپزهای با تجربه جذب کند.
places that tourists are interested in, particularly those with historical, cultural, or natural significance

مکان دیدنی, جاذبه گردشگری
راهنمایان تور محلی اغلب در حین هدایت بازدیدکنندگان از جاذبهها، تفسیرهای بینشآور ارائه میدهند و حکایتهای جذاب و زمینه تاریخی ارائه میکنند.
to become familiar with someone or something by spending time with them and learning about them

آشنا شدن
to participate in something, such as an event or activity

شرکت کردن
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
relating to a particular nation or country, including its people, culture, government, and interests

ملی, مختص به کشور یا ملتی خاص
سرود ملی نماد وحدت و هویت برای کشور است.
a box or container in which items are packed

بسته
اشیاء شکننده با دقت بستهبندی شدند و در یک بسته محکم قرار داده شدند.
a society's ordinary people

مردم, عموم
پوشش رسانهای نقش مهمی در آگاهسازی عموم دارد.
someone who visits a place or travels to different places for pleasure

گردشگر, توریست
با اینکه او یک توریست بود، سعی کرد با فرهنگ محلی ادغام شود.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.
the action of moving from one location to another, usually involving a long distance

تغییر مکان, جابهجایی
the place where someone or something is headed

مقصد
به عنوان یک مسافر، از کشف مقاصد جدید و غوطهوری در فرهنگهای مختلف لذت میبرم.
a person whose job is to take tourists to interesting places and show them around

راهنما (گردشگری)
راهنمای ما برای تور قلعه داستانهای جالبی درباره خانواده سلطنتی داشت.
a period of time away from home or work, typically to relax, have fun, and do activities that one enjoys

تعطیلات
او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانههای تاریخی دیدن کند.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
an establishment that provides vacationers with lodging, food, entertainment, etc.

اقامتگاه تفریحی
استراحتگاه اسکی در میان علاقهمندان به ورزشهای زمستانی محبوب است.
an object that can be used to catch an animal

دام, تله
یک موش در دام افتاد.
a system or method for carrying people or goods from a place to another by trains, cars, etc.

حملونقل
آنها هر روز برای رفتن به سر کار به حمل و نقل عمومی متکی بودند.
to leave a bus, train, airplane, etc.

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
او توانست درست به موقع از قایقی که در حال غرق شدن بود پیاده شود.
to experience, endure, or be influenced by something

تجربه کردن, متحمل شدن، تحمل کردن
کوهنورد تحمل کرد نیروی طوفان را در حالی که در طبیعت گیر افتاده بود، شرایط آب و هوایی سخت را تحمل میکرد.
an exciting or unusual experience, often involving risk or physical activity

ماجراجویی
پیمودن رودخانههای خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.
a period of time away from home or work, typically to relax, have fun, and do activities that one enjoys

تعطیلات
او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانههای تاریخی دیدن کند.
a style of traveling around, cheap and often on foot, carrying one's belongings in a backpack

کولهپشتیگردی
بکپکینگ نیاز به برنامهریزی و بستهبندی دقیق دارد.
a short vacation or trip typically taken in a city, often for a weekend or a few days, to explore the sights and attractions

شهرگردی, گذراندن تعطیلات در شهر
او یک city break به آمستردام رزرو کرد تا استراحت کند و از موزهها دیدن کند.
a bus with comfortable seats that carries many passengers, used for long journeys

اتوبوس
اتوبوس در شهرهای مختلف در طول مسیر توقف کرد و مسافران بیشتری سوار کرد.
the act of repairing, making, or doing things by oneself instead of paying a professional to do them

خودت انجام بده
a holiday taken by newlyweds immediately after their wedding

ماهعسل
زوج از کاوش در نشانههای تاریخی در طول ماه عسل اروپایی خود لذت بردند.
an arrangement where two homeowners agree to switch their homes for a certain period of time, often for a vacation or holiday

جابهجایی خانهها برای گذراندن تفریحات
معاوضه خانه میتواند یک راه سرگرمکننده برای سفر باشد در حالی که راحتی خانه را دارید.
a type of vacation where one buys one's flights, accommodation, and sometimes even activities all at once, often at a cheaper price

تور مسافرتی با خدمات کامل
تعطیلات پکیجی شامل یک تور راهنمایی از جاذبههای اصلی شهر بود.
(of an accommodation or holiday) providing equipment for guests to prepare their meals themselves

مجهز به وسایل آشپزی
آپارتمانهای خودپذیرایی با یک آشپزخانه کامل برای استفاده مهمانان مجهز شده بودند.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
او بعد از یک روز کامل گردشگری در پاریس خسته شده بود.
a vacation that one spends at or near one's home instead of traveling somewhere

تعطیلات در خانه
یک staycation میتواند راهی عالی برای استراحت بدون استرس سفرهای طولانی باشد.
