کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 2 - 2A

اینجا، واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "self-catering"، "soak up"، "staycation"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
time out [اسم]
اجرا کردن

وقفه

Ex: He took a time out to gather his thoughts .

او یک وقت استراحت گرفت تا افکارش را جمع کند.

to escape [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: The prisoners are escaping through a tunnel they 've been digging .

زندانیان از طریق تونلی که حفر کرده‌اند فرار می‌کنند.

crowd [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the parade passed by , the crowd waved flags and danced to the lively music filling the air .

همانطور که رژه می‌گذشت، جمعیت پرچم‌ها را تکان می‌دادند و به موسیقی شاد که هوا را پر کرده بود می‌رقصیدند.

to soak up [فعل]
اجرا کردن

فرا گرفتن

Ex: The entrepreneur aimed to soak up business strategies from successful mentors in the industry .

کارآفرین قصد داشت تا استراتژی‌های تجاری را از مربیان موفق در صنعت جذب کند.

sight [اسم]
اجرا کردن

مکان دیدنی

Ex:
to [take] part [عبارت]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Even though she was n't feeling her best , she still managed to take part .
beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

national [صفت]
اجرا کردن

ملی

Ex: The national government is responsible for setting policies that affect the entire nation .

دولت ملی مسئول تعیین سیاست‌هایی است که بر کل ملت تأثیر می‌گذارد.

package [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The delivery driver dropped off the package at the front door .

راننده تحویل بسته را جلوی درب انداخت.

public [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: The public was outraged by the increase in taxes .

عموم از افزایش مالیات خشمگین شدند.

tourist [اسم]
اجرا کردن

گردشگر

Ex: The tourist appreciated the local art displayed in the city 's public spaces .

گردشگر از هنر محلی نمایش داده شده در فضاهای عمومی شهر قدردانی کرد.

tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: We joined a guided tour to learn more about the national park 's wildlife .

ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.

destination [اسم]
اجرا کردن

مقصد

Ex: The GPS will guide you to your desired destination with turn-by-turn directions .

GPS شما را با راهنمایی گام به گام به مقصد مورد نظرتان هدایت می‌کند.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

park [اسم]
اجرا کردن

پارک

Ex: They had a friendly soccer match with their friends in the park .

آن‌ها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.

resort [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه تفریحی

Ex: We are planning to visit a mountain resort for our family reunion .

ما در حال برنامه‌ریزی برای بازدید از یک منتجع کوهستانی برای تجمع خانوادگی خود هستیم.

trap [اسم]
اجرا کردن

دام

Ex: The trap snapped shut when the animal stepped on it .

تله به محض اینکه حیوان روی آن قدم گذاشت بسته شد.

transport [اسم]
اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Transport of goods between the two cities is primarily done by freight trains .

حمل و نقل کالا بین دو شهر عمدتاً توسط قطارهای باری انجام می‌شود.

to get off [فعل]
اجرا کردن

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)

Ex: The passengers will get off the train at the station .

مسافران در ایستگاه از قطار پیاده خواهند شد.

to take [فعل]
اجرا کردن

تجربه کردن

Ex: The fragile ecosystem took the toll of pollution , leading to a decline in biodiversity .

اکوسیستم شکننده تحمل آلودگی را کرد، که منجر به کاهش تنوع زیستی شد.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex:

آنها با کوله‌گردی به جای اقامت در هتل‌ها پول پس‌انداز کردند.

city break [اسم]
اجرا کردن

شهرگردی

Ex: She enjoyed her city break in Rome , visiting the Colosseum and other landmarks .

او از تعطیلات شهری خود در رم لذت برد، از کولوسئوم و دیگر نقاط دیدنی بازدید کرد.

coach [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The coach 's spacious interior made the long journey quite bearable .

فضای داخلی وسیع اتوبوس سفر طولانی را کاملاً قابل تحمل کرد.

honeymoon [اسم]
اجرا کردن

ماه‌عسل

Ex: They spent their honeymoon hiking in the mountains and enjoying the scenic beauty of nature .

آنها ماه عسل خود را با کوهنوردی در کوه‌ها و لذت بردن از زیبایی‌های طبیعت گذراندند.

house swap [اسم]
اجرا کردن

جابه‌جایی خانه‌ها برای گذراندن تفریحات

Ex: They spent a month in a beachside cottage thanks to a successful house swap .

آنها به لطف یک مبادله خانه موفق، یک ماه را در یک کلبه ساحلی گذراندند.

اجرا کردن

تور مسافرتی با خدمات کامل

Ex: A package holiday can save you a lot of time planning and booking separately .

یک مسافرت سازمان‌یافته می‌تواند در زمان برنامه‌ریزی و رزرو جداگانه، به شما کمک زیادی کند.

اجرا کردن

مجهز به وسایل آشپزی

Ex: The resort offers both self-catering units and all-inclusive options .

مجتمع هم واحدهای خودپذیرایی و هم گزینه‌های همه چیز شامل را ارائه می‌دهد.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

staycation [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات در خانه

Ex: Many families choose a staycation to save money while still enjoying quality time together .

بسیاری از خانواده‌ها staycation را انتخاب می‌کنند تا در عین لذت بردن از زمان با کیفیت در کنار هم، پول پس‌انداز کنند.