موسیقی - توصیف موسیقی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف موسیقی مانند "آکوستیک"، "آ کاپلا" و "فانکی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
acoustic [صفت]
اجرا کردن

آکوستیک (ساز موسیقی)

Ex: They recorded the album using acoustic instruments to capture an authentic sound .

آنها آلبوم را با استفاده از ابزارهای آکوستیک ضبط کردند تا صدایی اصیل را ثبت کنند.

staccato [صفت]
اجرا کردن

منقطع (موسیقی)

Ex:

نت‌های استاکاتو در قطعه جاز به آن احساسی بازیگوش و پرانرژی داد.

tuneless [صفت]
اجرا کردن

ناکوک

Ex: The children 's choir struggled with their performance , resulting in a tuneless rendition of the song .

گروه کر کودکان با اجرای خود دست و پنجه نرم کردند که منجر به اجرای بی‌تن آهنگ شد.

tuneful [صفت]
اجرا کردن

آهنگین

Ex: The composer is known for his tuneful symphonies that appeal to a wide audience .

آهنگساز به خاطر سمفونی‌های خوشآهنگ خود که مورد پسند طیف گسترده‌ای از مخاطبان است، شناخته شده است.

tenor [صفت]
اجرا کردن

صدای زیر مردانه

Ex:

بخش تنور گروه کر پایه‌ای محکم برای هارمونی صوتی فراهم کرد.

vivace [قید]
اجرا کردن

به ‌صورت شاد

Ex:

خواننده ویواچه خواند، به آریا انرژی و سرزندگی بخشید.

symphonic [صفت]
اجرا کردن

سمفونیک

Ex: The concert featured a brilliant symphonic performance by the city 's orchestra .

کنسرت شامل یک اجرای سمفونیک درخشان توسط ارکستر شهر بود.

melodious [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آهنگ

Ex: The melodious chimes of the clock added a charming touch to the room .

زنگ‌های خوشآهنگ ساعت، جلوه‌ای دلنشین به اتاق اضافه کرد.

melodic [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آهنگ

Ex: The wind chimes had a soft , melodic sound that was calming .

زنگ‌های بادی صدایی نرم و ملودیک داشتند که آرامش‌بخش بود.

major [صفت]
اجرا کردن

ماژور (موسیقی)

Ex:

در سوناتای کلاسیک، گام ماژور احساسی از عظمت و پایداری را فراهم می‌کرد.

live [قید]
اجرا کردن

زنده (پخش یا اجرا)

Ex: The talk show is filmed live , with the audience present during the recording .

تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری می‌شود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.

اجرا کردن

موسیقی بی‌کلام

Ex: He enjoyed listening to instrumental jazz while studying .

او از گوش دادن به جاز سازی در حین مطالعه لذت می‌برد.

harmonic [صفت]
اجرا کردن

وابسته به هارمونی (نه به ملودی)

Ex: The guitarist 's harmonic chords added a unique texture to the song .

آکوردهای هارمونیک گیتاریست بافت منحصر به فردی به آهنگ اضافه کرد.

grungy [صفت]
اجرا کردن

مربوط به موسیقی گرانج

sharp [صفت]
اجرا کردن

تیز (صدا)

Ex: The violinist produced a sharp sound by pressing firmly on the strings with the bow .

نوازنده ویولن با فشار محکم روی سیم‌ها با کمان، صدای تیزی تولید کرد.

punky [صفت]
اجرا کردن

پانکی (موسیقی)

minor [صفت]
اجرا کردن

مینور (موسیقی)

Ex: The song 's minor tonality created a haunting atmosphere .

تنالیته مینور آهنگ یک فضای مسحورکننده ایجاد کرد.

ambient [صفت]
اجرا کردن

امبینت

Ex: The artist is known for blending ambient melodies with electronic beats in their compositions .

این هنرمند به خاطر ترکیب ملودی‌های امبینت با بیت‌های الکترونیکی در آهنگ‌هایش شناخته شده است.

low [صفت]
اجرا کردن

پایین

Ex: Phonetic charts list /ɑ/ as a low vowel .

جدول‌های آوایی /ɑ/ را به عنوان یک واکه پایین فهرست می‌کنند.

brassy [صفت]
اجرا کردن

دارای صدای تیز و شفاف

Ex:

طنین برنجی ساکسیفون کلاب جاز را پر از انرژی کرد.

vocal [صفت]
اجرا کردن

آوازی

Ex: He joined the vocal ensemble at the university .
rhythmic [صفت]
اجرا کردن

ریتمیک

Ex: Her rhythmic steps followed the beat of the music perfectly .

قدم‌های ریتمیک او به طور کامل با ضرب موسیقی همراه بود.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

orchestral [صفت]
اجرا کردن

*ساخته شده برای ارکستر

Ex: He conducted an orchestral rehearsal to prepare for the upcoming concert .

او یک تمرین ارکسترال را برای آماده‌سازی کنسرت آینده رهبری کرد.

classical [صفت]
اجرا کردن

کلاسیک

Ex: The soundtrack of the movie included several classical pieces .

موسیقی فیلم شامل چند قطعه کلاسیک بود.

lyric [صفت]
اجرا کردن

رسا و گوش‌نواز (صدا)

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

funky [صفت]
اجرا کردن

فانکی

Ex: The funky guitar solo brought an element of spontaneity to the performance .

سولو گیتار فانکی عنصری از خودانگیختگی به اجرا آورد.

solo [صفت]
اجرا کردن

*تک‌نوازی

Ex: The solo performance by the pianist captivated the audience with its haunting melody .

اجرای تک‌نوازی پیانیست با ملودی جذابش تماشاگران را مسحور کرد.

pop [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex:

گالری یک نمایشگاه از آثار هنری پاپ را به نمایش گذاشت که قطعاتی را جشن می‌گرفت که فرهنگ مدرن را تجلیل می‌کردند.

avant-garde [صفت]
اجرا کردن

پیشرو

Ex: Avant-garde literature embraces unconventional narrative techniques and experimental prose styles , inviting readers on a journey of discovery and exploration .

ادبیات آوانگارد تکنیک‌های روایت غیرمتعارف و سبک‌های نثر تجربی را در بر می‌گیرد و خوانندگان را به سفری از کشف و کاوش دعوت می‌کند.

treble [صفت]
اجرا کردن

فرکانس‌بالا (صدا)

Ex: The soprano singer effortlessly reached the treble notes in the opera aria .

خواننده سوپرانو به راحتی به نت‌های زیر در آریای اپرا رسید.

monophonic [صفت]
اجرا کردن

یک‌صدا (موسیقی)

Ex: Even though the speaker system was monophonic , it provided clear and crisp audio for the presentation .

هرچند سیستم بلندگو مونوفونیک بود، اما صدایی واضح و شفاف برای ارائه فراهم کرد.

on shuffle [قید]
اجرا کردن

در حال پخش به‌صورت رندوم (آهنگ)

a capella [قید]
اجرا کردن

موسیقی بدون ساز

Ex:

کُر a cappella تمرین کرد، با تمرکز صرف بر تکنیک آوازی‌شان.