موسیقی - بخش هایی از قطعات موسیقیایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بخش‌های مختلف قطعات موسیقی مانند "accompaniment"، "crescendo" و "prelude" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
crescendo [اسم]
اجرا کردن

اوج‌روی (موسیقی)

Ex: The choir ’s performance included a dramatic crescendo that filled the concert hall .

اجرای گروه کر شامل یک کرشندوی دراماتیک بود که سالن کنسرت را پر کرد.

tempo [اسم]
اجرا کردن

ضرب (موسیقی)

Ex: The song had a steady tempo that made it easy to dance to .

آهنگ تمپویی یکنواخت داشت که رقصیدن به آن را آسان می‌کرد.

اجرا کردن

همراهی (موسیقی)

Ex: During the recital , the cellist 's expressive accompaniment provided a solid foundation for the violinist 's virtuosic performance .

در طول اجرا، همراهی پراحساس نوازنده ویولن سل پایه‌ای محکم برای اجرای چیره‌دستانه نوازنده ویولن فراهم کرد.

cadence [اسم]
اجرا کردن

کادانس (موسیقی)

Ex: The composer used a deceptive cadence to surprise the listener .

آهنگساز از یک کادانس فریبنده برای غافلگیر کردن شنونده استفاده کرد.

coda [اسم]
اجرا کردن

بخش پایانی یک قطعه‌ی موسیقی

Ex: The pianist skillfully navigated the intricate coda , showcasing their technical prowess and deep understanding of the piece .

پیانیست با مهارت از کودای پیچیده عبور کرد، که نشان دهنده مهارت فنی و درک عمیق او از قطعه بود.

descant [اسم]
اجرا کردن

نغمه اضافی

Ex: The flutist performed a delicate descant that intertwined with the main melody , creating a tapestry of sound in the chamber ensemble .

فلوت‌نواز یک دیسکانت ظریف اجرا کرد که با ملودی اصلی درهم تنیده شد و یک تابلوی صوتی در گروه مجلسی ایجاد کرد.

movement [اسم]
اجرا کردن

موومان (موسیقی)

Ex: The string quartet performed the final movement with energy and precision , bringing the piece to a dramatic conclusion .

کوارتت زهی موومان پایانی را با انرژی و دقت اجرا کرد و قطعه را به نتیجه‌ای نمایشی رساند.

part [اسم]
اجرا کردن

بخش (موسیقی)

theme [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی تکرار شونده

Ex: The pianist performed variations on a well-known theme by Chopin , showcasing his virtuosity and creativity while staying true to the original melody .

پیانیست تغییراتی بر روی یک تم معروف از شوپن اجرا کرد، که در آن مهارت و خلاقیت خود را در حالی که به ملودی اصلی وفادار بود به نمایش گذاشت.

vocal [اسم]
اجرا کردن

آواز

Ex: The composer added a new vocal to the piece for the final performance .
cadenza [اسم]
اجرا کردن

قطعه یک‌نفری

Ex: During the cadenza , the violinist captivated the audience with her intricate improvisation , showcasing her virtuosity .

در طول کادنزا, نوازنده ویولن با بداهه‌نوایی پیچیده‌اش مخاطبان را مسحور کرد و مهارت خود را به نمایش گذاشت.

obbligato [اسم]
اجرا کردن

اجباری

Ex: The clarinet 's obbligato soared above the strings , evoking the longing and yearning expressed in the composer 's melody .

اوبلیگاتو کلارینت بالای رشته‌ها اوج گرفت، اشتیاق و آرزوی بیان شده در ملودی آهنگساز را برانگیخت.

form [اسم]
اجرا کردن

فرم (موسیقی)

Ex: Jazz improvisation often explores different forms , such as the 12-bar blues or AABA song form , allowing for creative expression within a defined framework .

بداهه‌پردازی جاز اغلب فرم‌های مختلفی مانند بلوز 12 میزانی یا فرم آهنگ AABA را بررسی می‌کند، که امکان بیان خلاقانه در چارچوبی مشخص را فراهم می‌کند.

beat [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌آهنگ

Ex: The song 's infectious beat makes it impossible not to tap your foot along with the music .