کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 4 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 3 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "معاصر"، "پرتقاضا"، "در حال ساخت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
gifted [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: With her gifted voice , she has the ability to move listeners to tears with her singing .

با صدای بااستعداد خود، او توانایی دارد که شنوندگان را با آوازش به گریه بیاندازد.

talented [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: The talented writer crafts engaging stories that captivate readers from beginning to end .

نویسنده بااستعداد داستان‌های جذابی می‌سازد که خوانندگان را از ابتدا تا انتها مجذوب خود می‌کند.

prodigy [اسم]
اجرا کردن

اعجوبه

Ex: His parents recognized he was a prodigy when he started composing music at five .

والدینش فهمیدند که او یک نابغه است وقتی که در پنج سالگی شروع به آهنگسازی کرد.

genius [اسم]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The professor recognized the student ’s hidden genius in mathematics .

پروفسور نبوغ پنهان دانش‌آموز در ریاضیات را تشخیص داد.

adulation [اسم]
اجرا کردن

ستایش بیش از حد

Ex: The politician basked in the adulation of the crowd as they cheered his every word during the campaign rally .

سیاستمدار در ستایش بیش از حد جمعیت غرق شد در حالی که آنها به هر کلمه‌ای که در گردهمایی کمپین می‌گفت، تشویق می‌کردند.

admiration [اسم]
اجرا کردن

تحسین

Ex: Her dedication to volunteering and helping others filled her friends and family with admiration .

فداکاری او در داوطلب شدن و کمک به دیگران، دوستان و خانواده‌اش را از تحسین پر کرد.

peer [اسم]
اجرا کردن

همتا

Ex: The research team consisted of peers from various disciplines , each bringing unique perspectives to the project .

تیم تحقیقاتی از همتایان از رشته‌های مختلف تشکیل شده بود که هر کدام دیدگاه‌های منحصربه‌فردی به پروژه می‌آوردند.

اجرا کردن

فرد هم‌دوره

Ex:

اگرچه آنها رقیب بودند، اینشتین و بور همعصرانی بودند که فیزیک مدرن را شکل دادند.

demanding [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.

freak [اسم]
اجرا کردن

فرد یا چیز عجیب‌وغریب

abnormal [صفت]
اجرا کردن

غیرطبیعی

Ex: The abnormal behavior of the animal raised concerns among the researchers .

رفتار غیرعادی حیوان نگرانی‌هایی را در میان محققان ایجاد کرد.

in the making [عبارت]
اجرا کردن

در فرایند ساخت

Ex: The artist ’s latest work , a mural years in the making , was finally unveiled .