کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 2 - مرجع
در اینجا واژگان از واحد 2 - مرجع در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "cosmopolitan"، "مراقبت های بهداشتی"، "درک کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the amount of money required to maintain basic needs and expenses in a particular place or location

مخارج اصلی زندگی, هزینه زندگی
including a wide range of people with different nationalities and cultures

چندملیتی, چندفرهنگی
کنفرانس مخاطبینی بینالمللی از کشورهای مختلف را جذب کرد.
the physical and organizational assets, such as roads, bridges, utilities, and public services, that support economic activity and daily life

زیرساخت
زیرساخت ضعیف در مناطق روستایی دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و آموزش را محدود میکند.
(of weather) pleasantly warm and less cold than expected

معتدل
ما از هوای ملایم استفاده کردیم و به پیکنیک رفتیم.
the right to act, say, or think as one desires without being stopped, controlled, or restricted

آزادی
معترضان خواستار آزادی بیشتر برای همه شهروندان شدند.
the health services and treatments given to people

خدمات درمانی, مراقبت بهداشتی، مراقبت سلامت، خدمات درمانی
دولت سیاستهای جدیدی را برای بهبود کیفیت مراقبتهای بهداشتی در مناطق روستایی معرفی کرد.
the level of wealth, welfare, comfort, and necessities available to an individual, group, country, etc.

سطح زندگی, استاندارد زندگی
a structure built in honor of a public figure or a special event

بنای یادبود
the number or frequency of criminal offenses that occur within a specific population or geographic area over a particular period of time, often expressed as a ratio or percentage

نرخ جرم و جنایت
نرخ بالای جرایم میتواند بر ارزش املاک در یک محله تأثیر بگذارد.
the state of being without a job

بیکاری, عدم اشتغال
بیکاری میتواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان و رفاه داشته باشد.
a state of being overcrowded or blocked, particularly in a street or road

شلوغی (ترافیک), سنگینی (ترافیک)
ازدحام در مرکز شهر پیدا کردن جای پارک را دشوار کرد.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
related to the way humankind is sometimes divided into, which is based on physical attributes or shared ancestry

نژادی
آنها درباره تأثیر کلیشههای نژادی در رسانهها بحث کردند.
a potentially dangerous area that people are not allowed to go in

منطقه ممنوعه, منطقه غیر قابل تردد
دولت محله پر از جرم را به عنوان منطقه ممنوعه اعلام کرد و از ساکنان خواست پس از تاریکی هوا در خانه بمانند.
the social activities and entertainment options that take place after dark, typically involving bars, clubs, live music, and other forms of entertainment

شبگردی, تفریحات شبانه
آنها تصمیم گرفتند که زندگی شبانه پرجنبوجوش را بعد از شام کشف کنند.
in a place that is very far from where people usually go to

بکر و دورافتاده, دور از هیاهو و مردم
اگر آرامش میخواهی، هتلی بگیر که دور از هیاهو و مردم باشد.
remaining fresh, pure, and unharmed, without any signs of decay or damage

دست نخورده, بکر
مناطق روستایی دست نخورده یک فرار عالی از شهر شلوغ بود.
showing a variety of distinct types or qualities

متنوع, مختلف
کنفرانس مجموعهای متنوع از موضوعات را از فناوری تا هنر در بر داشت.
feeling calm and peaceful, without any disturbances or things that might be upsetting

آسوده, خاطرجمع
او از لحظات آرام در باغ لذت میبرد، جایی که تنها صدا، خش خش برگها بود.
describing two or more things that are positioned next to each other

در کنار یکدیگر, پهلو به پهلو
آنها کنار هم راه رفتند و در مورد برنامههایشان بحث کردند.
extremely great in extent, size, or area

وسیع, گسترده
صحرای صحرا یک گستره وسیع از تپههای شنی است که هزاران مایل امتداد دارد.
(of a place or building) in a very poor condition, often due to negligence

مخروبه
آنها تصمیم گرفتند خانه فرسوده را به دلیل وضعیت خرابش نخرند.
causing strong admiration or shock due to beauty or impact

خیرهکننده
او یک لباس خیرهکننده پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
densely filled or crowded with people or things

بیش از حد شلوغ
قفسههای فروشگاه با کالاهای جدید برای فصل تعطیلات پر شده بود.
(of a place or environment) full of activity, energy, and excitement, often with a lot of people moving around and engaged in various tasks or social interactions

پرجنبوجوش, پرتکاپو
شهر نیویورک به خیابانهای پرجنبوجوش خود معروف است، جایی که مردم همیشه در حال حرکت هستند.
(of a concept, trend, or idea) to become popular

محبوب شدن, مد شدن
روند زندگی پایدار در حال گسترش است، با افراد بیشتری که در زندگی روزمره خود انتخابهای دوستدار محیط زیست میکنند.
to arrive at a location or event, often unexpectedly and without prior notice

رسیدن, آمدن
او بعد از از دست دادن قسمت اول در جلسه حاضر شد.
to be capable of living or doing something using the available resources, knowledge, money, etc.

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن, سر کردن، گذران کردن
علیرغم چالشهای مالی، آنها توانستند با درآمدی متوسط سر کنند.
to be socially fit for or belong within a particular group or environment

پیوستن, عضو شدن
او سعی کرد با یادگیری زبان و آداب و رسوم، با فرهنگ محلی هماهنگ شود.
to make oneself look neat or stylish, especially by dressing up or putting on makeup

به سرووضع خود رسیدن, ظاهر خود را آراستن
قبل از مهمانی، او تصمیم گرفت خودش را مرتب کند، با انتخاب یک کت و شلوار تیز و کفش های براق.
to write all the information that is needed in a form

پر کردن (فرم و...)
منشی برنامه رئیس را با قرارهای آینده پر کرد.
used to ask someone to wait or momentarily stop what they are doing

صبر کن
to complete or conduct a task, job, etc.

انجام دادن
انجام یک تحلیل جامع از روندهای بازار قبل از راهاندازی یک محصول جدید ضروری است.
to discover, meet, or find someone or something by accident

اتفاقی مواجه شدن, بر خوردن
در حین قدم زدن در پارک، به یک پرنده زخمی برخوردم و تصمیم گرفتم آن را به یک مرکز نجات حیات وحش ببرم.
to start to like someone or something

از کسی یا چیزی خوش آمدن
دانشآموزان به سرعت دل بستند به معلم جدید.
to attend to a specific task or responsibility

مسئولیت چیزی را پذیرفتن
من بعد از شام به ظرفها رسیدگی خواهم کرد.
to succeed in passing or enduring a difficult experience or period

دوام آوردن, با موفقیت گذراندن
علیرغم مشکلات، آنها به عنوان یک خانواده از بحران مالی گذر کردند.
to create something, usually an idea, a solution, or a plan, through one's own efforts or thinking

ساختن (پاسخ یا راه حل), طرح کردن
ما به یک راهحل خلاقانه برای مشکل رسیدیم.
to stay knowledgeable and informed about current events or developments in a specific field or area of interest

بهروز بودن, باخبر بودن، خبر داشتن
استاد دانشجویان را تشویق میکند تا با تحقیقات اخیر در زمینه انتخابی خود همگام بمانند.
to be the most important factor in a situation

بستگی داشتن به...
برنده شدن در بازی به این بستگی دارد که چه کسی اشتباهات کمتری مرتکب شود.
to escape from someone or somewhere

فرار کردن, متواری شدن
زندانیان در آشوب شورش سعی کردند فرار کنند.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
خلبانها برای برخاستن از فرودگاه نیاز به مجوز دارند.
to return an amount of money that was borrowed

(پول قرض گرفته شده را) پس دادن
او در پس دادن بدهی کارت اعتباری خود مشکل داشته است.
to take care of someone or something and attend to their needs, well-being, or safety

مراقبت کردن, مراقب بودن
گربه من از خودش خیلی خوب مراقبت میکند.
to reach the same level or status as someone or something else, especially after falling behind

رسیدن (به کسی یا چیزی)
شرکت برای رسیدن به روندهای سریعالتغییر بازار تلاش کرد.
to remain in a specific place, job, or program for a longer period

ماندن, ادامه دادن
موسیقیدان تصمیم گرفت برای یک آلبوم و تور دیگر با گروه بماند.
