کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 5 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "خیرخواهی"، "سرمایه گذاری"، "ریشه کن کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to refer to the action of rising from the depth of poverty to the highest of riches

از فرش به عرش
the activity of helping people, particularly financially

انساندوستی, نوعدوستی، نیکوکاری
نیکوکاری او به خانوادههای بیشماری کمک کرد.
an organization that helps those in need by giving them money, food, etc.

موسسه خیریه
سازمان خیریه برای تلاشهای برجستهاش در امدادرسانی به بلایا مورد تقدیر قرار گرفت.
the fee paid for borrowing money, calculated as a percentage of the loan amount over time

(درصد) سود
« همیشه نرخهای بهره را قبل از گرفتن وام مقایسه کنید »، مشاور هشدار داد.
to spend money or resources with the intention of gaining a future advantage or return

سرمایهگذاری کردن
در حال حاضر، بسیاری از مردم به طور فعال در ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری میکنند.
to give all or most of one's time, effort, or resources to a particular activity, cause, or person

اختصاص دادن, وقف کردن
او انرژی خود را به اختصاص داد تا مهارت جدیدی را به دست آورد.
a sum of money that is collected and saved for a particular purpose

بودجه, سرمایه
آنها یک صندوق برای کمک به قربانیان سیل راهاندازی کردند.
to completely destroy something, particularly a problem or threat

ریشهکن کردن, از بین بردن
کمپین واکسیناسیون با موفقیت ریشهکن گسترش بیماری عفونی شد.
something that is voluntarily given to someone or an organization to help them, such as money, food, etc.

کمک (پولی و غیره)
آنها اهدای سخاوتمندانه جامعه را قدردانی کردند.
a financial aid provided by the government for people who are sick, unemployed, etc.

کمک رفاهی, کمک هزینه
او پس از اینکه آسیب دیدگی مانع کار کردنش شد، برای رفاه درخواست داد.
to gather a large amount of money, knowledge, etc. gradually

انباشتن, جمعآوری کردن
علیرغم مواجهه با شکستهای متعدد، او در حال جمعآوری تجربه کافی برای تبدیل شدن به یک متخصص در زمینه خود است.
a very large sum of money

پول کلان
علیرغم ثروت عظیمش، او به طرز شگفتآوری زندگی سادهای داشت.
to return something to its original place or position

سر جای خود گذاشتن
هر بار که از قیچی استفاده میکند، فراموش میکند که آن را سر جایش بگذارد.
