کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 5 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "خیرخواهی"، "سرمایه گذاری"، "ریشه کن کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
اجرا کردن

انسان‌دوستی

Ex: The foundation focuses on philanthropy in healthcare .

بنیاد بر نیکوکاری در حوزه بهداشت و درمان تمرکز دارد.

charity [اسم]
اجرا کردن

موسسه خیریه

Ex: He volunteers at a local charity that distributes food to the needy .

او در یک خیریه محلی داوطلب می‌شود که غذا به نیازمندان توزیع می‌کند.

interest [اسم]
اجرا کردن

(درصد) سود

Ex: Investors earn interest on bonds annually .

سرمایه‌گذاران سالانه بهره بر اوراق قرضه کسب می‌کنند.

to invest [فعل]
اجرا کردن

سرمایه‌گذاری کردن

Ex: The company invested heavily in research and development .

شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرد.

to dedicate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex:

دانشمند سال‌ها تحقیق را به یافتن درمانی برای یک بیماری نادر اختصاص داد.

fund [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The company launched a fund for employee welfare .

شرکت یک صندوق برای رفاه کارکنان راه‌اندازی کرد.

اجرا کردن

ریشه‌کن کردن

Ex: Scientists are researching ways to eradicate invasive plants that threaten local ecosystems .

دانشمندان در حال تحقیق بر روی راه‌هایی برای ریشه‌کن کردن گیاهان مهاجمی هستند که اکوسیستم‌های محلی را تهدید می‌کنند.

donation [اسم]
اجرا کردن

کمک (پولی و غیره)

Ex: They collected donations of food and clothing for those in need .

آنها کمک‌های غذا و لباس برای نیازمندان جمع‌آوری کردند.

welfare [اسم]
اجرا کردن

کمک رفاهی

Ex: Critics argue that welfare should be reformed to encourage employment .

منتقدان استدلال می‌کنند که رفاه باید اصلاح شود تا اشتغال را تشویق کند.

to amass [فعل]
اجرا کردن

انباشتن

Ex: Through careful saving and investment , they amass enough funds to retire comfortably .

از طریق پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دقیق، آنها به اندازه کافی پول جمع می‌کنند تا با آرامش بازنشسته شوند.

fortune [اسم]
اجرا کردن

پول کلان

Ex: The family used their fortune to invest in various philanthropic causes .

خانواده از ثروت خود برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف بشردوستانه استفاده کردند.

to put back [فعل]
اجرا کردن

سر جای خود گذاشتن

Ex:

اگر تصمیم گرفتید آن پیراهن را نخرید، مطمئن شوید که آن را سر جایش بگذارید.