کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 3 - واژگان

در اینجا کلمات واحد 3 - واژگان در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "بن بست"، "یخ زده"، "تلاش" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
warm [صفت]
اجرا کردن

صمیمی

Ex: His warm gestures of kindness , such as offering to help , endeared him to his coworkers .

حرکات گرم مهربانی او، مانند پیشنهاد کمک، او را نزد همکارانش محبوب کرد.

to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: The team struggled to adapt to the new project requirements .

تیم برای تطبیق با الزامات جدید پروژه تلاش کرد.

stormy [صفت]
اجرا کردن

جنجالی

Ex: His stormy response made it clear he was n’t ready to forgive .

پاسخ توفانی او به وضوح نشان داد که او آماده بخشش نیست.

dead end [اسم]
اجرا کردن

بن‌بست (استعاری)

Ex: The company 's outdated business model has led it to a dead end in the market .

مدل کسب‌وکار منسوخ شرکت آن را به یک بن‌بست در بازار کشانده است.

اجرا کردن

تصمیم گیرنده بودن

Ex: In their relationship , he likes to call the tune and make most of the decisions .
firing line [اسم]
اجرا کردن

در معرض چیزی

Ex: He stepped into the firing line by defending the controversial decision .

او با دفاع از تصمیم جنجالی وارد خط آتش شد.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.

frosty [صفت]
اجرا کردن

بی‌احساس

Ex: His frosty attitude towards suggestions from others made collaboration difficult .

نگرش سرد او نسبت به پیشنهادهای دیگران، همکاری را دشوار می‌کرد.

reception [اسم]
اجرا کردن

استقبال عمومی

Ex: His idea for a new project got an enthusiastic reception from the team .

ایده او برای یک پروژه جدید با استقبال پر شور از طرف تیم مواجه شد.

under the weather [عبارت]
اجرا کردن

ناخوش‌احوال

Ex: After the long flight , he felt a bit under the weather .