کاملا بلاتکلیف
در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "snow under"، "crop up"، "fall through" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کاملا بلاتکلیف
به شدت درگیر کاری شدن
کمپین رسانههای اجتماعی تیم بازاریابی را با سیل نظرات، پیامها و تعاملات غرق کرد.
صف کشیدن
مشتریان در پیشخوان پرداخت صف کشیدند، آماده پرداخت خریدهای خود.
با شکست مواجه شدن
برنامههای تعطیلات ما ممکن است به هم بخورد اگر پیشبینی آب و هوا طوفان را پیشبینی کند.
آغاز کردن (عملی)
مدیر مدرسه به دانشآموزان چراغ سبز داد تا به پیش بروند و رویداد خیریه را سازماندهی کنند.
از زیر کار در رفتن
او همیشه سعی میکند از انجام کارهایش فرار کند.
لغو کردن
ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.
استراحت کردن
او ترجیح میدهد شبها با گوش دادن به موسیقی آرامشبخش استراحت کند.
پیش آمدن
در میانه پروژه، یک درگیری بین اعضای تیم به طور غیرمنتظرهای ظاهر شد، که نیاز به حل و فصل داشت.