کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 6 - مرجع - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 6 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "منظره ای"، "ادامه دادن با"، "دره"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having a very beautiful view of nature

خوشمنظره, خوشنما
چشمانداز منظرهای، مناظر نفسگیری از کوهها و درههای پایین ارائه میداد.
(of mountains or other elevated features) having a covering of snow on its uppermost part or peak

پوشیدهازبرف (قله)
کارت پستال تصویری یک روستا را نشان میداد که با تپههای پوشیده از برف احاطه شده بود.
associated with or characteristic of the tropics, regions of the Earth near the equator known for their warm climate and lush vegetation

استوایی, گرمسیری
آب و هوای گرمسیری هاوایی امکان رشد میوههای عجیب و غریب مانند آناناس و موز را فراهم میکند.
remaining fresh, pure, and unharmed, without any signs of decay or damage

دست نخورده, بکر
مناطق روستایی دست نخورده یک فرار عالی از شهر شلوغ بود.
a low area of land between mountains or hills, often with a river flowing through it

دره
قطار از یک دره زیبا در مسیر خود عبور کرد.
a high place, such as a cliff, from which a river or stream falls

آبشار
صدای آبشار آرامشبخش بود در حالی که از روی صخرهها فرو میریخت.
a shop that sells books and usually stationery

کتابفروشی
او ساعتها در قفسههای کتابفروشی مورد علاقهاش به گشت و گذار میپردازد.
a place in which collections of books and sometimes newspapers, movies, music, etc. are kept for people to read or borrow

کتابخانه
شما میتوانید رمانها، دیویدیها و مجلهها را از کتابخانه امانت بگیرید.
a long and artificial passage built and filled with water for ships to travel along or used to transfer water to other places

آبراه, کانال، آبگذر
آنها کانال را برای اتصال رودخانه به دریاچه برای حمل و نقل آسانتر ساختند.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
a large and strong building that is protected against attacks, in which the royal family lives

قلعه, دژ
معماری قلعه شامل برجها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان میداد.
a large building that is the official home of a powerful or very important person such as a king, queen, pope, etc.

کاخ, قصر
کاخ سلطان شاهکاری از معماری اسلامی بود، با کاشیکاریهای پیچیده، منارههای بلند و حیاطهای داخلی سرسبز.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
در طول سفرهایش، او در یک هتل دنج اقامت داشت که فعالیتهای گروهی برای آشنایی مهمانان با یکدیگر ترتیب میداد.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.
a building where works of art are displayed for the public to enjoy

گالری آثار هنری, نگارخانه
او بعدازظهر را به گشتزنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگهای زنده و سبکهای منحصر به فرد نمایش داده شده.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a structure, often placed in a pool or lake, that pumps a long, narrow stream of water up into the air for decorative purposes

فواره, آبنما
سکهها در ته فواره آرزوها میدرخشیدند.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
a piece of land where flowers, trees, and other plants are grown

باغ, باغچه
او انواع گیاهان و سبزیجات را در باغچه خود کاشت تا منبع غذایی پایدار ایجاد کند.
a place where alcoholic and non-alcoholic drinks, and often food, are served

میخانه, بار
بار محلی ماهی و سیب زمینی سرخ شده خوشمزه سرو میکند.
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
دانشآموزان اغلب در کافه نزدیک جمع میشدند تا با فنجانهای چای درس بخوانند و معاشرت کنند.
a public place where people buy and sell groceries

بازار
آنها با فروشندگان در بازار خیابانی چانه زدند تا بهترین قیمت را برای لباس و لوازم جانبی بگیرند.
a building or place that sells goods or services

مغازه
فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتیهای دستساز میفروشد.
to escape punishment for one's wrong actions

قسر در رفتن
او شوکه شده بود که توانست با سرعت غیرمجاز فرار کند.
to enter a bus, ship, airplane, etc.

سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او برای رفت و آمد روزانهاش سوار قطار شد.
to return to a place, state, or condition

برگشتن, بازگشتن
او قول داد که بعد از جلسه به دفتر برگردد.
to continue an activity

ادامه دادن
دانشآموزان مشتاق بودند که پس از آخر هفته پروژه تحقیقاتی خود را ادامه دهند.
to legally become someone's wife or husband

ازدواج کردن
