خوشمنظره
محل پیک نیک منظرهای بر فراز دریاچهای آرام و محصور در سبزیجات سرسبز قرار داشت.
در اینجا واژگان از واحد 6 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "منظره ای"، "ادامه دادن با"، "دره"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خوشمنظره
محل پیک نیک منظرهای بر فراز دریاچهای آرام و محصور در سبزیجات سرسبز قرار داشت.
پوشیدهازبرف (قله)
ما میتوانستیم رشتهکوههای پوشیده از برف را از پنجره ببینیم، که این منظره را نفسگیر میکرد.
استوایی
طوفانهای گرمسیری، مانند طوفانها و توفانها، میتوانند بارانهای سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.
دست نخورده
روستای دورافتاده جذابیت دستنخورده خود را حفظ کرد، با خانههای سنتی و مناظر دستنخورده.
دره
آنها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.
آبشار
آبشار یک اسپری مهآلود ایجاد کرد که در یک روز گرم آنها را خنک کرد.
کتابفروشی
آنها به کتابفروشی محلی سر زدند تا چند راهنمای سفر برای سفرشان بخرند.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
رودخانه
رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.
قلعه
پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگیهای تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.
کاخ
گردشگران از شکوه سالن بزرگ رقص کاخ با لوسترهای کریستالی و نقاشیهای دیواری تزئینی آن حیرت زده شدند.
مسافرخانه
بسیاری از هتلهای ارزان قیمت آشپزخانههای مشترکی دارند که مهمانان میتوانند غذای خود را بپزند و با نخوردن غذا در بیرون پول پسانداز کنند.
هتل
او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.
موزه
او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.
گالری آثار هنری
بازدیدکنندگان بسیاری در طول جشنواره سالانه به گالری هنری میآیند، مشتاق دیدن آخرین نمایشگاهها.
دریاچه
مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.
فواره
آنها در کنار فواره زیبای مرمرین در میدان عکس گرفتند.
پارک
آنها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.
باغ
او عاشق نشستن زیر سایه درختان در باغ خود است.
میخانه
او یک پینت آبجو در مشروبفروشی دنج محله سفارش داد.
کافه
ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.
بازار
بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه میکردند.
قسر در رفتن
او فکر میکرد میتواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.
ادامه دادن
کارگران کارخانه به محض تعمیر ماشینآلات تولید خود را ادامه دادند.
ازدواج کردن