کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 8 - مرجع
در اینجا شما واژگان از واحد 8 - مرجع در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مته"، "تجارت منصفانه"، "ازدحام"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
a permanent change in global or regional climate patterns, including temperature, wind, and rainfall

تغییر آبوهوایی, تغییر اقلیمی
تغییر آب و هوا باعث تغییر در روشهای کشاورزی میشود.
related to or involving the governance of a country or territory

سیاسی
او برای درک بهتر عملکرد دولت و سیاست عمومی، شغلی در علوم سیاسی دنبال کرد.
a mutual understanding or agreement established between people

توافق
تیم ترتیباتی را برای رویداد قبل از مهلت مقرر انجام داد.
the way in which a person's hair is arranged or cut

مدل مو
مدل موی جدیدش به او ظاهری مدرنتر بخشید.
a sequence of musical notes arranged in a specific order to create a recognizable piece of music

آهنگ, نوا، لحن
او در حالی که در پارک قدم میزد، یک آهنگ آشنا را سوت میزد.
in opposition to someone or something

مخالف, علیه
او سالهاست که علیه تبعیض مبارزه میکند.
a country's rules that all of its citizens are required to obey

قانون, حقوق
مامور پلیس قوانین ترافیک را به راننده جدید توضیح داد.
a legal procedure in which a higher court is asked to review and overturn a lower court's decision

استیناف, فرجام، تجدیدنظر
دادگاه درخواست تجدیدنظر او را به دلیل کمبود شواهد رد کرد.
(of law enforcement agencies) to take a person away because they believe that they have done something illegal

دستگیر کردن, بازداشت کردن
نیروهای انتظامی میتوانند افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر را دستگیر کنند.
an amount of money that must be paid as a legal punishment

جریمه
قاضی به دلیل تخلفات زیستمحیطی جریمه ای بر شرکت تحمیل کرد.
forbidden by the law

غیرقانونی
رانندگی با ماشین بدون گواهینامه رانندگی معتبر غیرقانونی است.
the study or art of building and designing houses

معماری
علاقه او به معماری در سنین جوانی آغاز شد، الهام گرفته از بازدید از کلیساها و قلعه های تاریخی.
a structure that has walls, a roof, and sometimes many levels, like an apartment, house, school, etc.

ساختمان
او در طبقه سوم یک ساختمان مسکونی زندگی میکند.
a state of being overcrowded or blocked, particularly in a street or road

شلوغی (ترافیک), سنگینی (ترافیک)
ازدحام در مرکز شهر پیدا کردن جای پارک را دشوار کرد.
the process of building or creating something, such as structures, machines, or infrastructure

ساختوساز
سر و صدای محل construction ساخت و ساز محله را آزار داد.
to make a hole or opening in something using a rotating tool

با مته سوراخ کردن
او برای آویزان کردن یک نقاشی، سوراخی در دیوار حفر کرد.
waste gases expelled from an internal-combustion engine, containing pollutants that degrade air quality

دود اگزوز
کارگران فنهای تهویه نصب کردند تا انبار را از دودهای اگزوز دیزلی پاک کنند.
a period of hot weather, usually hotter and longer than before

موج گرما
در طول موج گرما اخیر، دما به رکوردهای بالایی رسید و بیرون رفتن را برای مردم دشوار کرد.
a device placed inside of a vehicle that makes an alarming and loud sound, used to give a warning or signal to others

بوق
بوق ماشین آنقدر بلند بود که همه اطرافیان را وحشت زده کرد.
to cause a horn, particularly of a vehicle, to make a loud noise

بوق زدن (اتومبیل)
بچههای هیجانزده هنگام راندن دوچرخه در محله، بوق دوچرخه را میزدند.
a time of day at which traffic is the heaviest because people are leaving for work or home

ساعت شلوغی
بزرگراه در ساعات شلوغی ترافیک بود و باعث تاخیر طولانی برای مسافران شد.
in a very unpleasant, poor, or painful manner

بهطرز وحشتناکی
ماشین در تصادف به شدت آسیب دید.
a very tall building that is divided into several apartments or offices

آسمانخراش, برج
آسمانخراش 20 طبقه و صدها ساکن دارد.
a large number of bikes, cars, buses, etc. that are waiting in lines behind each other which move very slowly

راهبندان
او رادیو را روشن کرد تا زمان را در ترافیک بگذراند.
tension or opposition between two simultaneous, incompatible feelings

تناقض, کشمکش
هیجان او با احساس ترس برخورد کرد و تعارض درونی ایجاد کرد.
to make someone regain their health

درمان کردن
پیشرفتهای پزشکی منجر به توسعه واکسنهایی شده است که میتوانند برخی بیماریها را درمان کنند.
an amount of money or a favor that is owed

بدهی
آنها زیر بار بدهی فزاینده در تقلا بودند و نیاز به مشاوره مالی داشتند.
an illness in a human, animal, or plant that affects health

بیماری, مرض
بسیاری از بیماریها را میتوان از طریق واکسیناسیون پیشگیری کرد.
the increase in the average temperature of the Earth as a result of the greenhouse effect

گرمایش جهانی
کاهش انتشار کربن میتواند به کند کردن گرمایش جهانی کمک کند.
the activity of working on a farm and growing crops or producing animal products by raising them

کشاورزی
کشاورزی عملی است که ما را با زمین و فصلهایش پیوند میدهد.
the number of deaths in a particular population over a specific period of time, usually expressed as a ratio or percentage

نرخ مرگومیر, میزان مرگومیر
(of food or farming techniques) produced or done without any artificial or chemical substances

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی), ارگانیک
انتخاب محصولات ارگانیک به کاهش مواجهه با مواد شیمیایی مضر و ترویج پایداری محیط زیست کمک میکند.
a period or state where there is no war or violence

صلح
آتشبس موجب توقف موقت خصومتها شد و به غیرنظامیان اجازه داد تا بالاخره صلح را تجربه کنند.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
the condition of lacking enough money or income to afford basic needs like food, clothing, etc.

فقر, تهیدستی
دولت در حال کار بر روی سیاستهایی برای کاهش فقر در جوامع روستایی است.
the process of making waste products usable again

بازیافت
او به کودکان درباره مزایای بازیافت آموزش میدهد.
energy that is generated from the sun's radiation using solar panels, which convert sunlight into electricity

انرژی خورشیدی
انرژی خورشیدی یک جایگزین سازگار با محیط زیست برای سوختهای فسیلی است.
the level of wealth, welfare, comfort, and necessities available to an individual, group, country, etc.

سطح زندگی, استاندارد زندگی
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
تأثیر جنگ بر غیرنظامیان اغلب ویرانگر است و منجر به جابجایی، آسیب و از دست دادن میشود.
to move to a higher position or rank

ترفیع گرفتن
شرکت کارکنان را بر اساس مهارتها و مشارکتهایشان ترفیع میدهد.
to present or propose something to someone

ارائه کردن, پیشنهاد دادن
an act of raising someone to a higher rank or position

ترفیع
بعد از ارتقا، او شروع به رهبری جلسات تیم کرد.
any of the available possibilities that one can choose from

جایگزین, گزینه
معلم به ما دو گزینه برای پروژه نهایی داد: یک ارائه یا یک مقاله تحقیقاتی.
to give up your job, school, etc.

استعفا دادن, ترک کردن، رها کردن
اگر استرس بیش از حد شود، ممکن است ترک کنم.
to feel sad, sorry, or disappointed about something that has happened or something that you have done, often wishing it had been different

افسوس خوردن, حسرت کشیدن، متأسف بودن
او پشیمان بود که وقتی فرصت داشت وقت بیشتری را با خانوادهاش نگذراند.
to devote one's time and energy to doing or finishing something one was nervous about

دل را به دریا زدن, جرئت به خرج دادن و شروع کردن
برای نوشتن کتاب استرس داشتم، اما تابستان گذشته دل را به دریا زدم.
