کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 7 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "روشن کردن"، "آگاه"، "ترس"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
not showing worry, anger, or other strong emotions

آرام, ریلکس
حتی زمانی که مورد انتقاد قرار گرفت، به روشی آرام و خونسرد پاسخ داد.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
something that is formed in the mind and does not exist in reality

تخیل
تخیل دانشمند منجر به اختراع فناوری پیشگامانهای شد که صنعت را تغییر داد.
displaying or having creativity or originality

خیالانگیز, مبتکرانه، خلاق
او ذهنی خلاق دارد، که دائماً راهحلهای نوآورانه برای چالشها ارائه میدهد.
to have some information about something

دانستن
او میداند چگونه پیانو بنوازد.
an understanding of or information about a subject after studying and experiencing it

دانش
دسترسی به اینترنت به ما امکان میدهد تا با چند کلیک دانش خود را در طیف گستردهای از موضوعات افزایش دهیم.
having a lot of information or expertise in a particular subject or field

آگاه
به عنوان یک مسافر باتجربه، او آگاه از بهترین مکانها برای بازدید در اروپا است و میتواند نکات ارزشمندی برای گشتوگذار در شهرهای خارجی ارائه دهد.
to cause a person or animal to feel scared

ترساندن
صدای ناگهانی قدمهای پشت سرش زنی را که شبانه تنها راه میرفت ترساند.
a sudden feeling of fear

وحشت, هراس
اعلامیه غیرمنتظره باعث ترس عمومی شد.
causing one to feel fear

ترسناک, وحشتناک
درک ترسناک این که آنها پاسپورتهای خود را در یک کشور خارجی گم کردهاند، به آنها دست داد.
to provide someone with support, hope, or confidence

تشویق کردن
جامعه حمایتکننده برای تشویق هنرمند محلی گرد هم آمدند، به او کمک کردند تا به استعدادش ایمان بیاورد و در هنر به دنبال حرفهای باشد.
something that is told or given to someone in order to give them hope or provide support

دلگرمی, تشویقی
با تشویق او، او تصمیم گرفت به دنبال رویاهایش برود.
giving someone hope, confidence, or support

دلگرمکننده, نویدبخش
یک نامه تشویقآمیز از مربیاش به او نیرو داد تا ادامه دهد.
to fill someone with the desire or motivation to do something, especially something creative or positive

انگیزه بخشیدن, الهام بخشیدن
چشمانداز و عزم رهبر، تیم را برای غلبه بر چالشها الهام بخشید.
something created through original thought and effort

الهام
فیلم یک الهام بود که روایت داستان را دوباره تعریف کرد.
producing feelings of motivation, enthusiasm, or admiration

الهامبخش
معلم یک درس الهامبخش داد که عشق به علم را در دانشآموزانش برانگیخت.
to allow something one dislikes, especially certain behavior or conditions, without interference or complaint

تحمل کردن
کارمندان یاد میگیرند که چالشهای محل کار را تحمل کنند تا یک فضای مثبت و سازنده حفظ شود.
willingness to accept behavior or opinions that are against one's own

بردباری, تحمل، طاقت
جشنواره تحمل فرهنگی را جشن گرفت و سنتهای گروههای قومی مختلف را به نمایش گذاشت.
showing respect to what other people say or do even when one disagrees with them

روادار, مداراگر
والد مداراگر فرزندان خود را تشویق کرد تا باورها و ارزشهای خود را کاوش کنند، حتی اگر با باورها و ارزشهای خودش متفاوت بودند از آنها حمایت کرد.
to do something that causes a person become uninterested, tired, or impatient

کسل کردن, خسته کردن
او با ماندن در خانه تمام روز خود را خسته کرد.
the feeling of being uninterested or restless because things are dull or repetitive

بیحوصلگی, کسلی
در طول آخر هفته بارانی، بچهها از کسلبودن شکایت کردند چون کارهایی برای انجام دادن نداشتند.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
برنامه تلویزیونی خستهکننده بود، بنابراین کانال را عوض کردم.
to make something clear and easy to understand by explaining it more

شرح دادن, تبیین کردن، روشن کردن
نویسنده پاورقیهایی را برای روشنسازی مراجع تاریخی در کتاب گنجانده است.
the act of clearing away obstacles or unwanted materials to make an area open or usable

مانعزدایی, پاکسازی
خدمه پاکسازی برف را تا سپیدهدم به پایان رساندند.
easy to understand

آشکار, بارز
قواعد بازی واضح بود، که باعث میشد تازهواردها به راحتی وارد شوند.
having or showing intense excitement, eagerness, or passion for something

مشتاق
طرفداران پرشور برای گروه مورد علاقهشان با صدای بلند تشویق کردند.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
معلم با گنجاندن فعالیتهای تعاملی، درس را جالب کرد.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
او در یادگیری یک زبان جدید صبر نشان داد، به طور منظم تمرین کرد تا روان شد.
