رفتن و چیزی را آوردن
او از دستیارش خواست که اسناد را از کابینت بایگانی بیاورد.
در اینجا شما کلمات واحد 6 - واژگان در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "fetch"، "opportunity"، "collect" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
رفتن و چیزی را آوردن
او از دستیارش خواست که اسناد را از کابینت بایگانی بیاورد.
جمعآوری کردن
معلم از دانشآموزان خواست تا دادهها را برای پروژه علمی خود جمعآوری کنند.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
دریافت کردن
او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.
بهدست آوردن
آنها مجوزهای لازم برای پروژه را به دست آوردهاند.
شدن
روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.
فرصت
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.
رسیدن به (خانه، سر کار)
آنها رسیدند دقیقاً به موقع برای شام.
سفر کردن
ما هیجانزده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.
رسیدن
اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.
قسر در رفتن
او فکر میکرد میتواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.
از زیر کار در رفتن
او همیشه سعی میکند از انجام کارهایش فرار کند.
ازدواج کردن