کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 8 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بازیافت"، "فشرده"، "اساساً" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a permanent change in global or regional climate patterns, including temperature, wind, and rainfall

تغییر آبوهوایی, تغییر اقلیمی
تغییر آب و هوا باعث تغییر در روشهای کشاورزی میشود.
tension or opposition between two simultaneous, incompatible feelings

تناقض, کشمکش
هیجان او با احساس ترس برخورد کرد و تعارض درونی ایجاد کرد.
to make someone regain their health

درمان کردن
پیشرفتهای پزشکی منجر به توسعه واکسنهایی شده است که میتوانند برخی بیماریها را درمان کنند.
an amount of money or a favor that is owed

بدهی
آنها زیر بار بدهی فزاینده در تقلا بودند و نیاز به مشاوره مالی داشتند.
an illness in a human, animal, or plant that affects health

بیماری, مرض
بسیاری از بیماریها را میتوان از طریق واکسیناسیون پیشگیری کرد.
the increase in the average temperature of the Earth as a result of the greenhouse effect

گرمایش جهانی
کاهش انتشار کربن میتواند به کند کردن گرمایش جهانی کمک کند.
involving a lot of effort, attention, and activity in a short period of time

شدید, قوی
او یک دوره فشرده انگلیسی گذراند.
the activity of working on a farm and growing crops or producing animal products by raising them

کشاورزی
کشاورزی عملی است که ما را با زمین و فصلهایش پیوند میدهد.
the number of deaths in a particular population over a specific period of time, usually expressed as a ratio or percentage

نرخ مرگومیر, میزان مرگومیر
(of food or farming techniques) produced or done without any artificial or chemical substances

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی), ارگانیک
انتخاب محصولات ارگانیک به کاهش مواجهه با مواد شیمیایی مضر و ترویج پایداری محیط زیست کمک میکند.
a period or state where there is no war or violence

صلح
آتشبس موجب توقف موقت خصومتها شد و به غیرنظامیان اجازه داد تا بالاخره صلح را تجربه کنند.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
the condition of lacking enough money or income to afford basic needs like food, clothing, etc.

فقر, تهیدستی
دولت در حال کار بر روی سیاستهایی برای کاهش فقر در جوامع روستایی است.
the process of making waste products usable again

بازیافت
او به کودکان درباره مزایای بازیافت آموزش میدهد.
energy that is generated from the sun's radiation using solar panels, which convert sunlight into electricity

انرژی خورشیدی
انرژی خورشیدی یک جایگزین سازگار با محیط زیست برای سوختهای فسیلی است.
the level of wealth, welfare, comfort, and necessities available to an individual, group, country, etc.

سطح زندگی, استاندارد زندگی
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
تأثیر جنگ بر غیرنظامیان اغلب ویرانگر است و منجر به جابجایی، آسیب و از دست دادن میشود.
used to state one's opinion while emphasizing or summarizing its most important aspects

اساساً, در حقیقت
اساساً, ما در تلاش هستیم تا تجربه کاربری را در وبسایت خود بهبود بخشیم.
used to express that something positive or favorable has happened or is happening by chance

خوشبختانه
او کیف پولش را در خانه فراموش کرد، اما خوشبختانه، یک دوست توانست مقداری پول برای ناهار به او قرض دهد.
used for expressing that one hopes something will happen

به امید اینکه, امیدوارم، خوشبختانه، انشاءالله
تعمیرات در حال انجام است، و امیدواریم که ماشین تا فردا به جاده بازگردد.
in a way that is easily understandable or noticeable

بهطور مشخص, آشکارا
او برای امتحان درس نخواند، و واضح است که عملکردش آن را منعکس کرد.
used to show that the opinion someone is giving comes from their own viewpoint

شخصاً
شخصاً من طرفدار غذای تند نیستم، اما میدانم که بسیاری از مردم از آن لذت میبرند.
in a way that is unexpected and causes amazement

بهطرز شگفت انگیزی, بهطور شگفتآور
فیلم پایانی به طرز شگفتانگیزی احساسی داشت، که تماشاگران را در اشک فرو برد.
