کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 8 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بازیافت"، "فشرده"، "اساساً" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

conflict [اسم]
اجرا کردن

تناقض

Ex: He experienced conflict when his loyalty to his friend clashed with his personal beliefs .
to cure [فعل]
اجرا کردن

درمان کردن

Ex: Over the years , medical breakthroughs have successfully cured various diseases .

در طول سال‌ها، پیشرفت‌های پزشکی با موفقیت بیماری‌های مختلف را درمان کرده‌اند.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

intensive [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The intensive training program prepared them for the upcoming competition in just two weeks .

برنامه آموزشی فشرده آنها را در عرض تنها دو هفته برای رقابت آینده آماده کرد.

farming [اسم]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: Technology has revolutionized farming , making it more efficient and sustainable .

فناوری کشاورزی را متحول کرده است، آن را کارآمدتر و پایدارتر کرده است.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

peace [اسم]
اجرا کردن

صلح

Ex: The community worked together to maintain peace and prevent violence .

جامعه برای حفظ صلح و جلوگیری از خشونت با هم کار کرد.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

recycling [اسم]
اجرا کردن

بازیافت

Ex: The school organized a recycling campaign .
solar power [اسم]
اجرا کردن

انرژی خورشیدی

Ex: Solar power is widely used in remote areas without access to the grid .

انرژی خورشیدی به طور گسترده در مناطق دورافتاده بدون دسترسی به شبکه استفاده می‌شود.

اجرا کردن

سطح زندگی

Ex: Technological advancements have led to an increase in the standard of living , providing easier access to information and communication .
war [اسم]
اجرا کردن

جنگ

Ex: The two nations have been at war for many years .

دو ملت برای سال‌های زیادی در حال جنگ بوده‌اند.

basically [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: Basically , what I ’m saying is that we need to change our approach .

اساساً، چیزی که من می‌گویم این است که باید رویکردمان را تغییر دهیم.

fortunately [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: Fortunately , the fire alarm went off in time , and everyone safely evacuated the building before any harm occurred .
hopefully [قید]
اجرا کردن

به امید اینکه

Ex: The negotiations are ongoing , hopefully leading to a mutually beneficial agreement .

مذاکرات در حال انجام است، امیدواریم که به توافقی دوسود منجر شود.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

personally [قید]
اجرا کردن

شخصاً

Ex: I personally believe that reading is a great way to expand one 's knowledge .

شخصاً معتقدم که خواندن راهی عالی برای گسترش دانش است.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت انگیزی

Ex: The test results were surprisingly positive , exceeding expectations .

نتایج آزمایش به طور شگفت‌انگیزی مثبت بود، فراتر از انتظارات.