کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 8 - واژگان
در اینجا کلمات واحد 8 - واژگان در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آفرینش"، "نادانی"، "استخدام" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to cook food for too long or at too high a temperature, resulting in a loss of flavor, texture, or nutritional value

بیش از حد پختن (غذا)
او از تجربه آموخت که تخممرغها را زیاد نپزد، زیرا لاستیکی و بیمزه میشوند.
to process a photographic film or print for less time than is necessary to achieve a fully developed image

(عکاسی) بهطور ناقص ظاهر کردن
not truthful or trustworthy, often engaging in immoral behavior

ناصادق, فریبکار
او به دلیل رفتار ناصادقانه دوستش احساس خیانت کرد، که شامل پخش شایعات پشت سر او میشد.
lacking compassion, empathy, or decency, often being cruel or brutal

بیعاطفه, غیرانسانی، بیرحم
بیاعتنایی غیرانسانی او به رنج حیوانات منجر به درخواستهایی برای قوانین سختگیرانهتر رفاه حیوانات شد.
the act of bringing something into existence

خلق, ایجاد، آفرینش
او بر خلق آثار هنری دقیق برای نمایشگاه تمرکز کرد.
a society that has developed its own culture and institutions in a particular period of time or place

تمدن
ظهور تمدن در میانرودان آغاز تاریخ ثبتشده را نشان داد.
the ability to correctly utilize thought and reason, learn from experience, or to successfully adapt to the environment

هوش و ذکاوت
او در طول مناظره از هوش و خلاقیت او تحسین کرد.
the fact or state of not having the necessary information, knowledge, or understanding of something

جهل, ناآگاهی، غفلت، نادانی
نادانی برخی افراد در مورد تغییرات آبوهوایی، نیاز به آگاهی و آموزش گستردهتر در مورد مسائل محیط زیستی را برجسته میکند.
a collective of individuals united by shared beliefs or ideology, working toward general social, political, or cultural goals

جنبش
جنبش با گذشت زمان بر سیاست عمومی تأثیر میگذارد.
the quality of having little or almost no light

تاریکی, تیرگی
هنرمند از سایههای سیاه و خاکستری برای ثبت تاریکی شب طوفانی استفاده کرد.
to teach someone, often within a school or university setting

آموزش دادن, تعلیم دادن
او در یک دانشگاه معتبر آموزش دیده بود.
to give work to someone and pay them

استخدام کردن
ما قصد داریم یک باغبان را استخدام کنیم تا از حیاط بزرگ ما مراقبت کند.
to give support to someone

تأمین کردن, تهیه کردن
سازمان برای حمایت از کهنهسربازانی که با آموزش شغلی و مشاوره به زندگی غیرنظامی بازمیگردند، تأسیس شد.
to provide medical care such as medicine or therapy to heal injuries, illnesses, or wounds and make someone better

مداوا کردن, درمان کردن
متخصصان پوست ممکن است کرمها یا پمادهایی را برای درمان شرایط پوستی توصیه کنند.
to cause someone suffering for breaking the law or having done something they should not have

تنبیه کردن
سیاستهای شرکت معمولاً پیامدهایی را برای مجازات کارکنان به دلیل رفتار غیراخلاقی در محیط کار مشخص میکنند.
having a lot of value

مهم
مسئله مهم در دست، اطمینان از ایمنی کارگران است.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
اندیشمند مستقل، خرد متعارف را به چالش میکشد و راه خود را در زندگی میسازد.
