کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 5 - واژگان

در اینجا کلمات واحد 5 - واژگان در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بازدید کننده"، "بافت"، "همکار" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
visitor [اسم]
اجرا کردن

بازدیدکننده

Ex: The website 's analytics showed a significant increase in visitor traffic after implementing a new marketing campaign .

تحلیل‌های وبسایت نشان داد که پس از اجرای یک کمپین بازاریابی جدید، ترافیک بازدیدکنندگان به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

colleague [اسم]
اجرا کردن

همکار

Ex: My colleague shared valuable insights during the meeting , which helped us refine our strategy for the upcoming quarter .

همکار من بینش‌های ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

oval [صفت]
اجرا کردن

بیضی‌شکل

Ex:

استخر بیضی‌شکل در نور خورشید می‌درخشید و شناگران را به یک شیرجهٔ خنک دعوت می‌کرد.

square [صفت]
اجرا کردن

مربع‌شکل

Ex: The square cake was divided into even portions , with each slice the same size .

کیک مربعی به قسمت‌های مساوی تقسیم شد، هر برش به یک اندازه بود.

weight [اسم]
اجرا کردن

وزن

Ex: The weight of the dumbbell is 15 pounds .

وزن دمبل 15 پوند است.

heavy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: She carried a heavy load of books in her backpack .

او یک بار سنگین از کتاب‌ها را در کوله‌پشتی‌اش حمل می‌کرد.

light [صفت]
اجرا کردن

سبک

Ex: The feather was so light that it floated in the air effortlessly .

پر آنقدر سبک بود که به راحتی در هوا شناور شد.

size [اسم]
اجرا کردن

اندازه

Ex: The size of the pizza is 12 inches in diameter .

اندازه پیتزا 12 اینچ قطر دارد.

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

smooth [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: The car ’s paint job gave it a sleek and smooth appearance .

رنگ‌آمیزی ماشین به آن ظاهری شیک و صاف داد.

rough [صفت]
اجرا کردن

سخت و ناهموار

Ex: Her skin felt rough and dry from exposure to the sun and wind .

پوست او به دلیل قرار گرفتن در معرض آفتاب و باد، زبر و خشک احساس می‌شد.

sticky [صفت]
اجرا کردن

چسبنده

Ex: After melting , the chocolate became sticky and messy .

بعد از ذوب شدن، شکلات چسبناک و به هم ریخته شد.

soft [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She loved the soft texture of the cashmere sweater .

او بافت نرم پلیور کشمیر را دوست داشت.

hard [صفت]
اجرا کردن

سفت

Ex: The hard shell of the crab protects it from predators .

پوسته سخت خرچنگ آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.