کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 5 - مرجع - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 5 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تشویق"، "خدمت"، "طرح"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
sad [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: He looked sad because he did n't get the job he wanted .
striking [صفت]
اجرا کردن

بسیار جذاب

Ex: His striking green eyes seemed to sparkle with intelligence and curiosity .

چشم‌های سبز خیره‌کننده او به نظر می‌رسید که با هوش و کنجکاوی می‌درخشید.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

vivid [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: The dream was so vivid that she could remember every detail clearly upon waking .

رویا آنقدر زنده بود که او می‌توانست هر جزئیات را به وضوح به یاد آورد هنگام بیدار شدن.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

اقتباس کردن

Ex: The screenwriter successfully adapted the nonfiction book into a gripping true-crime series .

فیلمنامه‌نویس با موفقیت کتاب غیرداستانی را به یک سریال جنایی واقعی جذاب تطبیق داد.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

applause [اسم]
اجرا کردن

تشویق (صدای دست زدن جمعیت به منظور تشویق کردن کسی)

Ex: After the speech , the crowd erupted into enthusiastic applause .

پس از سخنرانی، جمعیت با کف زدن های پر شور منفجر شد.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

lighting [اسم]
اجرا کردن

نورپردازی

Ex: The film ’s unique lighting added depth to the storytelling .

نورپردازی منحصر به فرد فیلم به عمق داستان افزود.

lyric [اسم]
اجرا کردن

متن ترانه

Ex: The band 's lyrics often explore themes of love , loss , and personal growth .

متن آهنگ‌های گروه اغلب مضامین عشق، از دست دادن و رشد شخصی را بررسی می‌کنند.

melody [اسم]
اجرا کردن

ملودی

Ex: He played the flute solo , weaving the melody seamlessly into the orchestral arrangement .

او سولو فلوت نواخت، ملودی را به طور یکپارچه در تنظیم ارکسترال بافت.

stage [اسم]
اجرا کردن

صحنه (تئاتر و...)

Ex: The theater crew set up the props and lighting on the stage for the upcoming play .

تیم تئاتر دکور و نورپردازی را روی صحنه برای نمایش آینده آماده کرد.

puppet [اسم]
اجرا کردن

عروسک نمایشی

Ex: He bought a handmade puppet from the craft fair .

او یک عروسک دست ساز از نمایشگاه صنایع دستی خرید.

score [اسم]
اجرا کردن

موسیقی متن

Ex: The film 's score won an Academy Award for Best Original Music , cementing its place in cinematic history .

موسیقی متن فیلم جایزه اسکار بهترین موسیقی اصلی را از آن خود کرد و جایگاهش را در تاریخ سینما تثبیت نمود.

اجرا کردن

جلوه‌ صوتی

Ex: Editors carefully selected sound effects to match the action on screen .

ویراستاران به دقت افکت‌های صوتی را انتخاب کردند تا با عمل روی صفحه مطابقت داشته باشد.

to steal [فعل]
اجرا کردن

دزدیدن

Ex: Last night , someone stole my bicycle from the front yard .

دیشب، کسی دوچرخه‌ام را از حیاط جلو دزدید.

اجرا کردن

جامع

Ex: The workshop aimed to develop well-rounded professionals for the industry .

کارگاه به دنبال توسعه حرفه‌ای‌های همه‌جانبه برای صنعت بود.

classic [اسم]
اجرا کردن

اثر کلاسیک

Ex: The book is regarded as a classic in English literature .
baked [صفت]
اجرا کردن

پخته

Ex: The baked cinnamon rolls were soft and gooey , with a generous swirl of cinnamon sugar and icing on top .

رول‌های دارچینی پخته شده نرم و چسبناک بودند، با یک پیچش سخاوتمندانه از شکر دارچین و یخچال روی آن.

boiled [صفت]
اجرا کردن

آب‌پز

Ex:

او سبزیجات آب‌پز را به جای سرخ‌کرده‌ها برای یک وعده غذایی سبک‌تر و سالم‌تر ترجیح داد.

fried [صفت]
اجرا کردن

سوخاری

Ex: The fried doughnuts were sprinkled with sugar and served warm .

دونات‌های سرخ شده با شکر پاشیده شده و گرم سرو می‌شدند.

to stuff [فعل]
اجرا کردن

شکم‌پر کردن (مرغ و...)

Ex: Tonight , I 'm going to stuff the portobello mushrooms with a mixture of goat cheese , spinach , and sun-dried tomatoes .

امشب، قصد دارم قارچ‌های پورتوبلو را با مخلوطی از پنیر بز، اسفناج و گوجه‌فرنگی خشک پر کنم.

to serve [فعل]
اجرا کردن

سرو کردن (غذا و...)

Ex: They served tea in fine china during the afternoon gathering .

آن‌ها در جمع بعدازظهر چای را در ظروف چینی نازک سرو کردند.

atmosphere [اسم]
اجرا کردن

فضای یک محیط

Ex: His stern lecture created an atmosphere of unease in the classroom .

سخنرانی سختگیرانه او یک جو ناراحتی در کلاس درس ایجاد کرد.

author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: During the book signing event , fans eagerly lined up to meet their favorite author and get their copies autographed .

در طول مراسم امضای کتاب، طرفداران با اشتیاق در صف ایستادند تا با نویسنده مورد علاقه خود ملاقات کنند و نسخه‌های خود را امضا شده دریافت کنند.

chapter [اسم]
اجرا کردن

فصل (کتاب)

Ex: He wrote a compelling introduction for each chapter of his memoir .

او یک مقدمه‌ی قانع‌کننده برای هر فصل از خاطراتش نوشت.

character [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: The Joker is a villainous character in Batman comics and movies .

جوکر یک شخصیت شرور در کمیک‌ها و فیلم‌های بتمن است.

dialogue [اسم]
اجرا کردن

دیالوگ شخصیت (در فیلم، نمایشنامه و غیره)

Ex: His dialogue in the scene felt natural and engaging .

دیالوگ او در صحنه طبیعی و جذاب به نظر می‌رسید.

page-turner [اسم]
اجرا کردن

کتاب جذاب و هیجان‌انگیز

Ex: This historical fiction novel is a true page-turner , full of suspense .

این رمان تاریخی واقعاً یک صفحه‌گردان است، پر از تعلیق.

plot [اسم]
اجرا کردن

خط داستانی

Ex: The plot of the TV series unfolded gradually , revealing secrets about each character .
fan [اسم]
اجرا کردن

هوادار

Ex: My friend is a huge fan of classic literature and reads old novels .

دوستم یک طرفدار بزرگ ادبیات کلاسیک است و رمان‌های قدیمی می‌خواند.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
sequel [اسم]
اجرا کردن

دنباله (فیلم، کتاب و غیره)

Ex: After the success of the first play , the theater announced plans for a sequel to further explore the characters and their relationships .

پس از موفقیت اولین نمایش، تئاتر برنامه‌هایی را برای یک ادامه اعلام کرد تا بیشتر به کاوش در شخصیت‌ها و روابط آنها بپردازد.

soundtrack [اسم]
اجرا کردن

موسیقی متن

Ex: He bought the soundtrack as soon as it was released after seeing the film .

او موسیقی متن را بلافاصله پس از انتشار بعد از دیدن فیلم خرید.

grilled [صفت]
اجرا کردن

کبابی

Ex:

او سیخ‌های میگوی کبابی را آماده کرد، که با سیر و لیمو برای یک ضربه‌ی تند چاشنی شده بود.

bestseller [اسم]
اجرا کردن

پرفروش‌ترین محصول

Ex: The self-help book was a bestseller , with millions of copies sold worldwide .