پیششماره
او مجبور شد کد منطقه را برای آن قسمت از کشور قبل از برقراری تماس جستجو کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تلفن ها و خدمات تلفنی مانند "صفحه کلید"، "تماس سریع" و "خط کمک" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پیششماره
او مجبور شد کد منطقه را برای آن قسمت از کشور قبل از برقراری تماس جستجو کند.
لیست شماره تماس ادارات و وزارتخانهها
اگر به دنبال یک ارائهدهنده خدمات هستید، صفحات آبی در دفترچه تلفن نقطه شروع خوبی است.
تماس (تلفنی)
لطفاً تماس را نگه دارید، من لحظهای دیگر برمیگردم.
تماسگیرنده
او از تماسگیرنده برای ارائه اطلاعات مفید تشکر کرد.
نمایش تماسگیرنده
او تماس را نادیده گرفت وقتی که شناسه تماس گیرنده شماره ناشناسی را نشان داد.
انتظار تماس
او مجبور شد به خاطر انتظار تماس من را در حالت انتظار قرار دهد، اما بعداً برگشت تا مکالمهمان را تمام کند.
شماره مرکز ارتباط با مشتریان
من توانستم از خط پشتیبانی وقتی سفارشم به موقع نرسید، پشتیبانی سریع دریافت کنم.
تماس تبلیغاتی
اسکریپتهای تماس سرد به تیمهای فروش کمک میکنند تا متمرکز بمانند و نکات کلیدی فروش را به مشتریان بالقوه منتقل کنند.
تماس میزبان
اپراتور پرسید که آیا میخواهم تماس به عهده مخاطب از زندان را بپذیرم.
تماس گروهی
ما باید یک تماس کنفرانسی با مشتری ترتیب دهیم تا جزئیات قرارداد را نهایی کنیم.
سرویس پیامرسانی پیشرفته
من یک EMS از دوستم دریافت کردم که شامل یک کلیپ ویدیویی خنده دار بود.
تماس یا دیدار از روی ادب
او یک تماس محترمانه از شرکت هواپیمایی دریافت کرد که به او درباره تاخیر پرواز اطلاع میداد.
خط کمکرسان
من شماره خط کمک را در وبسایت آنها پیدا کردم تا اطلاعات بیشتری درباره خدماتشان دریافت کنم.
خط تلفن ویژه
خطوط بحران به صورت 24 ساعته و 7 روز هفته فعال هستند تا کمک فوری به نیازمندان ارائه دهند.
تلفن ثابت
او به والدینش روی تلفن ثابت تماس گرفت زیرا خدمات تلفن همراه ضعیف بود.
خط تلفن
او گوشی را دوباره روی تلفن گذاشت و خط را قطع کرد.
تماس داخلی
تماسهای محلی در اکثر طرحهای تلفن همراه رایگان هستند.
باجه تلفن
غرفۀ تلفن تابلویی داشت که نرخ تماسها را نشان میداد.
تماس تلفنی
او از تماس تلفنی که پس از سالها از یک همکار قدیمی دریافت کرد، متعجب شد.
شمارهگیری سریع
شما میتوانید شماره دکتر خود را در تماس سریع برای مواقع اضطراری ذخیره کنید، که تماس با آنها را بسیار سریعتر میکند.
تیر مخابرات
یک سنجاب از روی سیمهای متصل به دکل تلفن دوید.
شماره تلفن رایگان
اگر به کمک نیاز دارید، فقط با شماره تلفن رایگان ما تماس بگیرید و یک نماینده به شما کمک خواهد کرد.
پیغامگیر
او پیام صوتی را به پیامهای متنی برای توضیحات طولانیتر ترجیح میدهد.
تماس بیدارباش
او با تماس بیدارباش غافلگیر شد اما خدمات سریع را قدردانی کرد.
صفحات دفترچه تلفن مربوط به شمارههای افراد و شرکتها
صفحات سفید دفترچه تلفن اطلاعات تماس تمام کسبوکارهای محلی را داشت.
صفحات دفترچه تلفن مربوط به شمارههای شرکتها
صفحات زرد بخشی برای هر نوع خدمات قابل تصوری داشت.
بازاریابی تلویزیونی
او یک ساعت را به مرور برنامههای تلویزیونی خرید گذراند، به دنبال چیزی برای خرید.
تلفن خودرو
در گذشته، مردم تلفن ماشین نصب میکردند تا در حین رانندگی متصل بمانند.
گوشی تلفن
او پس از پایان گفتگو گوشی را گذاشت.
خدمات پیام چندرسانهای
او به سرعت یک ام ام اس با نقشه فرستاد تا به من کمک کند خانهاش را پیدا کنم.
سوئیچ تلفن
او به عنوان اپراتور کار میکرد، سوئیچبورد را مدیریت میکرد و تماسها را به بخش مناسب هدایت میکرد.
تلفن تصویری
او به من در تلفن تصویری زنگ زد تا خانه جدیدش را به من نشان دهد.
پیامک
آنها عمدتاً در طول روز از طریق پیامهای متنی با هم ارتباط برقرار میکردند.
صفحهشماره
او دکمههای روی صفحه کلید را فشار داد تا در دفتر را باز کند.
دهانی (گوشی تلفن)
بلوتوث
بسیاری از ساعتهای هوشمند مدرن دارای قابلیت بلوتوث هستند که به آنها امکان دریافت اعلانها از تلفن هوشمند شما را میدهد.
پیامرسانی فوری
او یک پیام فوری از همکارش از طریق پیامرسانی فوری درباره تغییر زمان جلسه دریافت کرد.