صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت‌های ویژگی‌های فکری مثبت

صفت‌های مثبت ویژگی‌های فکری، کیفیت‌های ذهن و عقل را توصیف می‌کنند، مانند "کنجکاو"، "تحلیلی"، "دانشمند" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
smart [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The smart kid always finishes his homework quickly .

بچه باهوش همیشه تکالیفش را سریع تمام می‌کند.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

sane [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The jury found the defendant to be sane at the time of the crime .

هیئت منصفه تشخیص داد که متهم در زمان ارتکاب جرم عاقل بوده است.

wise [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The wise elder shared her wisdom with the younger generations , offering valuable insights into life .

پیر خردمند خرد خود را با نسل‌های جوانتر به اشتراک گذاشت، بینش‌های ارزشمندی درباره زندگی ارائه داد.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

prudent [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She made a prudent decision to postpone her vacation until she had saved enough money .

او تصمیم عاقلانه‌ای گرفت که تعطیلات خود را تا زمانی که پول کافی پس‌انداز کند به تعویق بیندازد.

shrewd [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: The shrewd investor anticipated market trends and adjusted his portfolio accordingly , maximizing profits .

سرمایه‌گذار زیرک روندهای بازار را پیش‌بینی کرد و پرتفوی خود را بر این اساس تنظیم کرد و سود را به حداکثر رساند.

vigilant [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The cybersecurity team remained vigilant against potential cyber threats , monitoring network activity for any signs of intrusion .

تیم امنیت سایبری در برابر تهدیدات سایبری بالقوه هشیار باقی ماند و فعالیت شبکه را برای هرگونه نشانه‌ای از نفوذ تحت نظر داشت.

discreet [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She handled the delicate situation with discreet diplomacy , avoiding unnecessary conflict .

او با دیپلماسی محتاطانه وضعیت حساس را مدیریت کرد و از برخوردهای غیرضروری اجتناب نمود.

ingenious [صفت]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The ingenious programmer developed a groundbreaking app that simplified daily tasks for millions of users .

برنامه‌نویس نابغه یک اپلیکیشن انقلابی توسعه داد که کارهای روزمره را برای میلیون‌ها کاربر ساده کرد.

اجرا کردن

بلندپرواز

Ex: The company 's aspirational mission statement inspired employees to work toward a shared vision of excellence .

بیانیه مأموریت آرمانی شرکت، کارمندان را به سمت یک دیدگاه مشترک از تعالی الهام بخشید.

اجرا کردن

آگاه

Ex: Our tour guide was knowledgeable about the local wildlife , identifying various species of birds and mammals along the trail .

راهنمای تور ما آگاه از حیات وحش محلی بود و گونه‌های مختلف پرندگان و پستانداران را در طول مسیر شناسایی می‌کرد.

enlightened [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: Having an enlightened perspective , he engaged in meaningful conversations about social justice .

با داشتن دیدگاهی آگاهانه، او در گفتگوهای معنادار درباره عدالت اجتماعی شرکت کرد.

open-minded [صفت]
اجرا کردن

روشن‌فکر

Ex: As an open-minded traveler , he eagerly immersed himself in the local culture and customs of each destination .

به عنوان یک مسافر ذهن باز، او با اشتیاق خود را در فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر مقصد غوطه‌ور کرد.

informed [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The informed patient asked thoughtful questions during the doctor 's appointment , seeking clarification about treatment options and potential side effects .

بیمار آگاه در طول ملاقات با پزشک سوالات اندیشمندانه‌ای پرسید، به دنبال روشنگری در مورد گزینه‌های درمان و عوارض جانبی بالقوه بود.

self-aware [صفت]
اجرا کردن

خودآگاه

Ex: As a self-aware individual , he was able to identify patterns in his behavior and adjust his responses accordingly in different situations .

به عنوان یک فرد خودآگاه، او قادر بود الگوهای رفتاری خود را شناسایی کرده و پاسخ‌هایش را بر اساس موقعیت‌های مختلف تنظیم کند.

insightful [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The journalist 's insightful interviews with experts helped readers grasp the nuances of the political situation .

مصاحبه‌های بینش‌مند روزنامه‌نگار با متخصصان به خوانندگان کمک کرد تا ظرافت‌های وضعیت سیاسی را درک کنند.

purposeful [صفت]
اجرا کردن

هدفمند

Ex: With purposeful planning , they organized the event to ensure its success .

با برنامه‌ریزی هدفمند، آنها رویداد را برای اطمینان از موفقیت آن سازماندهی کردند.

tasteful [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The art gallery displayed a collection of tasteful paintings and sculptures .

گالری هنری مجموعه‌ای از نقاشی‌ها و مجسمه‌های خوش‌سلیقه را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

ارتباطی

Ex: I wish my colleague were more communicative about the project delays , as it 's affecting the entire team .

ای کاش همکارم در مورد تأخیرهای پروژه گفتگومحورتر بود، چون این موضوع کل تیم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

receptive [صفت]
اجرا کردن

پذیرا

Ex: As a mentor , she is always receptive to the concerns and questions of her mentees .

به عنوان یک مربی، او همیشه به نگرانی‌ها و سوالات شاگردانش گوش‌دهنده است.

imaginative [صفت]
اجرا کردن

خیال‌انگیز

Ex: The inventor 's imaginative approach led to the creation of groundbreaking technology .

رویکرد خلاقانه مخترع منجر به ایجاد فناوری پیشگام شد.

inquisitive [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex: His inquisitive mind led him to pursue a career in science , where he could explore the mysteries of the universe .

ذهن کنجکاو او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای در علم سوق داد، جایی که می‌توانست اسرار جهان را کشف کند.

witty [صفت]
اجرا کردن

سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)

Ex: The comedian 's witty observations about everyday life resonated with the audience .

مشاهدات تیزبین کمدین درباره زندگی روزمره با مخاطبان طنین انداز شد.

perceptive [صفت]
اجرا کردن

باهوش و زیرک

Ex: A perceptive person can often predict outcomes based on subtle clues .

یک فرد تیزبین اغلب می‌تواند بر اساس سرنخ‌های ظریف نتایج را پیش‌بینی کند.

disciplined [صفت]
اجرا کردن

متعهد

Ex: The disciplined chef has honed their culinary skills through years of practice and experimentation .

آشپز منظم مهارت‌های آشپزی خود را از طریق سال‌ها تمرین و آزمایش پرورش داده است.

well-read [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The librarian , being well-read , could recommend books across genres and eras to patrons .

کتابدار، به عنوان فردی با مطالعه زیاد، می‌توانست کتاب‌هایی از ژانرها و دوره‌های مختلف را به مراجعان توصیه کند.

discerning [صفت]
اجرا کردن

موشکاف

Ex:

خواننده بینا متوجه مضامین ظریف بافته شده در سراسر رمان خواهد شد.

incisive [صفت]
اجرا کردن

تیزبین

Ex: The incisive CEO 's decisions have led the company to unprecedented success .

تصمیمات مدیرعامل تیزبین شرکت را به موفقیتی بی‌سابقه رسانده است.

erudite [صفت]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: His erudite commentary on economic policy is highly regarded by policymakers and academics alike .

نظر دانشمندانه او در مورد سیاست اقتصادی بسیار مورد احترام سیاستگذاران و دانشگاهیان است.

savvy [صفت]
اجرا کردن

کارکشته

Ex: With her savvy marketing strategies , she quickly grew her small business into a thriving enterprise .

با استراتژی‌های بازاریابی حرفه‌ای خود، او به سرعت کسب‌وکار کوچک خود را به یک شرکت پررونق تبدیل کرد.

nerdy [صفت]
اجرا کردن

کتابی

Ex: Despite his nerdy appearance , he 's actually quite outgoing and sociable .

علیرغم ظاهر عقب افتاده او، او در واقع کاملاً برونگرا و اجتماعی است.

اجرا کردن

بسیار باهوش

Ex: The sharp-witted journalist asks insightful questions that get to the heart of the matter .

روزنامه‌نگار تیزبین سوالات هوشمندانه‌ای می‌پرسد که به قلب موضوع می‌رسد.

اجرا کردن

دوراندیش

Ex: With a forward-thinking mindset , the team explores innovative solutions to address pressing environmental challenges .

با ذهنیتی آینده‌نگر، تیم راه‌حل‌های نوآورانه را برای مقابله با چالش‌های فوری محیط‌زیست بررسی می‌کند.

cultured [صفت]
اجرا کردن

فرهیخته

Ex: Despite his humble upbringing , he 's incredibly cultured , having traveled extensively and studied various cultures .

علیرغم تربیت فروتنانه‌اش، او به طرز باورنکردنی فرهیخته است، به طور گسترده سفر کرده و فرهنگ‌های مختلف را مطالعه کرده است.