صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت های مهارت و استعداد

این صفات توانایی‌ها، استعدادها و مهارت‌های افراد را توصیف می‌کنند و ویژگی‌هایی مانند "ماهر"، "بااستعداد"، "صلاحیت‌دار" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
expert [صفت]
اجرا کردن

متخصص

Ex:

با دقت متخصص، جراح عمل ظریف را بدون نقص انجام داد.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: My cousin is very creative , she paints beautiful pictures with watercolors .

پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.

adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

literate [صفت]
اجرا کردن

با سواد

Ex: The literate scientist communicates complex scientific concepts in a way that is accessible to the general public .

دانشمند با سواد مفاهیم پیچیده علمی را به گونه‌ای قابل درک برای عموم مردم انتقال می‌دهد.

proficient [صفت]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The chef is proficient in creating gourmet dishes from various cuisines .

سرآشپز در ایجاد غذاهای گورمه از آشپزی‌های مختلف ماهر است.

competent [صفت]
اجرا کردن

شایسته

Ex: She proved herself to be a competent leader by effectively managing the team through the project .

او با مدیریت موثر تیم در طول پروژه ثابت کرد که یک رهبر صلاحیت‌دار است.

astute [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: With an astute understanding of technology , he adapted quickly to new developments .

با درک هوشمندانه از فناوری، او به سرعت با تحولات جدید سازگار شد.

experienced [صفت]
اجرا کردن

باتجربه

Ex: With experienced hands , the carpenter crafted intricate furniture pieces with precision .

با دستان با تجربه، درودگر قطعات مبلمان پیچیده را با دقت ساخت.

gifted [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: With her gifted voice , she has the ability to move listeners to tears with her singing .

با صدای بااستعداد خود، او توانایی دارد که شنوندگان را با آوازش به گریه بیاندازد.

talented [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: The talented writer crafts engaging stories that captivate readers from beginning to end .

نویسنده بااستعداد داستان‌های جذابی می‌سازد که خوانندگان را از ابتدا تا انتها مجذوب خود می‌کند.

skilled [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With skilled craftsmanship , he restores antique cars to their former glory .

با مهارت ماهرانه، او ماشین‌های قدیمی را به شکوه سابقشان بازمی‌گرداند.

qualified [صفت]
اجرا کردن

واجد شرایط

Ex: The qualified candidate possesses both the experience and skills needed for the management position .

کاندیدای واجد شرایط هم تجربه و هم مهارت‌های لازم برای موقعیت مدیریتی را داراست.

resourceful [صفت]
اجرا کردن

مدبر

Ex: With his resourceful thinking , he devised a makeshift shelter using only materials found in the forest .

با تفکر منابع‌مند خود، او یک پناهگاه موقت را تنها با استفاده از مواد موجود در جنگل طراحی کرد.

masterful [صفت]
اجرا کردن

استادانه

Ex: Her masterful negotiation tactics resulted in securing the best possible deal for her clients .

تاکتیک‌های چانه‌زنی استادانه او منجر به تضمین بهترین معامله ممکن برای مشتریانش شد.

skillful [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With skillful maneuvering , the pilot safely landed the plane during adverse weather conditions .

با مانور ماهرانه، خلبان هواپیما را در شرایط آب و هوایی نامساعد به سلامت فرود آورد.

inventive [صفت]
اجرا کردن

مبتکر

Ex: The inventive artist pushes the boundaries of traditional art forms , exploring new techniques and materials .

هنرمند خلاق مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا می‌کند، در حالی که تکنیک‌ها و مواد جدید را کشف می‌کند.

amateur [صفت]
اجرا کردن

غیرحرفه‌ای

Ex:

تلاش‌های او برای تعمیر خانه منجر به تعمیرات آماتور شد که فاقد دوام یا رعایت مقررات بودند.

incompetent [صفت]
اجرا کردن

فاقد صلاحیت

Ex: The mechanic was deemed incompetent after failing to properly diagnose multiple issues .

مکانیک پس از عدم تشخیص صحیح چندین مشکل، ناشایست شناخته شد.

اجرا کردن

بی تجربه

Ex: With his inexperienced understanding of the subject matter , he found it challenging to grasp complex concepts in the lecture .

با درک بی‌تجربه او از موضوع، درک مفاهیم پیچیده در سخنرانی برایش چالش‌برانگیز بود.

capable [صفت]
اجرا کردن

توانا

Ex: The capable athlete demonstrates exceptional skill and determination on the field .