صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت های ویژگی های شخصیتی مثبت

این صفات، ویژگی‌ها و خصوصیات مطلوب افراد را توصیف می‌کنند، مانند "مطمئن"، "صبور"، "شجاع" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
active [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: She 's an active traveler , always planning her next adventure .

او یک مسافر فعال است، همیشه در حال برنامه‌ریزی برای ماجراجویی بعدی خود.

lucky [صفت]
اجرا کردن

خوش‌شانس

Ex: We were lucky that the rain stopped just as the event started .

ما خوش‌شانس بودیم که باران دقیقاً وقتی رویداد شروع شد، قطع شد.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

patient [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex: The teacher was patient with the struggling student , providing extra help until they understood the concept .

معلم با دانش‌آموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.

brave [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The brave explorer ventured into the uncharted jungle , undeterred by the risks .

کاشف شجاع به جنگل ناشناخته وارد شد، بدون آنکه از خطرات بترسد.

upbeat [صفت]
اجرا کردن

سرزنده

Ex: Despite the tough competition , the team remained upbeat about their chances of winning .

علیرغم رقابت سخت، تیم در مورد شانس خود برای برنده شدن خوشبین باقی ماند.

mature [صفت]
اجرا کردن

پخته (ذهنی)

Ex:

دانشجوی بالغ در کلاس نقش‌های رهبری را بر عهده گرفت، همسالان را راهنمایی و حمایت کرد.

lively [صفت]
اجرا کردن

پرشوروحرارت

Ex: The lively child ran around the playground , laughing and playing with friends .

کودک پرجنب‌وجوش در زمین بازی دوید، خندید و با دوستانش بازی کرد.

passionate [صفت]
اجرا کردن

پرشور

Ex: Despite the challenges , he remains passionate about his career in medicine , striving to make a difference in people 's lives .

علیرغم چالش‌ها، او همچنان به حرفه خود در پزشکی علاقه‌مند است و تلاش می‌کند تا تفاوتی در زندگی مردم ایجاد کند.

stoic [صفت]
اجرا کردن

بردبار

Ex: Even during the intense pain , she was remarkably stoic .

حتی در درد شدید، او به طور قابل توجهی استوار بود.

responsible [صفت]
اجرا کردن

وظیفه‌شناس

Ex: She was entrusted with a leadership role because of her reputation for being responsible and reliable .

به او نقشی رهبری سپرده شد به دلیل شهرتش به مسئولیت‌پذیر و قابل اعتماد بودن.

cool [صفت]
اجرا کردن

خونسرد

Ex: The cool detective calmly gathered evidence , unaffected by the gruesome crime scene .

کارآگاه خونسرد با آرامش شواهد را جمع آوری کرد، تحت تأثیر صحنه جنایت وحشتناک قرار نگرفت.

childlike [صفت]
اجرا کردن

معصوم

Ex: Despite the challenges , she maintained a childlike optimism , believing in the goodness of people .

علیرغم چالش‌ها، او خوش‌بینی کودکانه خود را حفظ کرد، به خوبی مردم باور داشت.

spirited [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: Having a spirited performance , the gymnast impressed the judges with her dynamic routine .

با اجرایی پرجنب‌وجوش، ژیمناست با روال پویای خود داوران را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

باهوش و آگاه

Ex: His sophisticated understanding of art impressed even the most seasoned critics .

درک پیچیده او از هنر حتی منتقدان باتجربه‌تر را تحت تأثیر قرار داد.

hearty [صفت]
اجرا کردن

صمیمانه و دوستانه

Ex: The team received hearty congratulations for their hard work and dedication .

تیم برای سخت‌کوشی و فداکاری‌شان تبریک‌های صمیمانه دریافت کردند.

feisty [صفت]
اجرا کردن

پر جنب و جوش

Ex: Her feisty determination helped her overcome numerous obstacles on the path to success .

عزم پرشور او به او کمک کرد تا بر موانع متعددی در مسیر موفقیت غلبه کند.

progressive [صفت]
اجرا کردن

پیشرو

Ex: She 's a progressive thinker , constantly seeking new solutions to societal problems .

او یک متفکر پیشرو است که دائماً به دنبال راه‌حل‌های جدید برای مشکلات اجتماعی است.

fearless [صفت]
اجرا کردن

نترس

Ex: Despite her small size , she 's a fearless competitor on the battlefield .

علیرغم اندازه کوچکش، او یک رقیب نترس در میدان نبرد است.

selfless [صفت]
اجرا کردن

فداکار

Ex: She showed selfless compassion by volunteering at the homeless shelter every weekend .

او با داوطلب شدن در پناهگاه بی‌خانمان‌ها هر آخر هفته، دلسوزی بی‌غرض نشان داد.

earnest [صفت]
اجرا کردن

بی‌آلایش

Ex: She approached the debate with earnest preparation , determined to defend her position .

او با آمادگی جدی به بحث نزدیک شد، مصمم به دفاع از موضع خود.

independent [صفت]
اجرا کردن

مستقل

Ex: The independent artist pursued her passion without seeking validation from others .

هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.

persistent [صفت]
اجرا کردن

سرسخت و تسلیم‌ناپذیر

Ex: Her persistent advocacy for environmental protection inspired others to join the cause .

حمایت پایدار او از حفاظت محیط زیست دیگران را به پیوستن به این cause الهام بخشید.

اجرا کردن

خودمنضبط

Ex: As a self-disciplined reader , he committed to a daily reading habit to expand knowledge .

به عنوان یک خواننده خودانضباط، او به عادت روزانه خواندن متعهد شد تا دانش خود را گسترش دهد.

اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: She walked into the room with a self-confident smile .

او با لبخندی با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.

hardworking [صفت]
اجرا کردن

سخت‌کوش

Ex:

کشاورز سختکوش بی‌وقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.

unflappable [صفت]
اجرا کردن

خون‌سرد

Ex: The unflappable pilot safely landed the plane despite encountering severe turbulence .

خلبان آرام با وجود تلاطم شدید، هواپیما را به سلامت فرود آورد.

diligent [صفت]
اجرا کردن

باپشتکار

Ex: The diligent student 's commitment to studying led to academic success .

تعهد دانش آموز سختکوش به مطالعه منجر به موفقیت تحصیلی شد.

civilized [صفت]
اجرا کردن

متمدن

Ex: Despite the tense situation , they maintained a civilized tone , avoiding confrontation .

علیرغم وضعیت تنش‌آمیز، آنها لحنی متمدن را حفظ کردند و از رویارویی اجتناب کردند.

worthy [صفت]
اجرا کردن

شایسته

Ex: The worthy cause attracted donations from across the country .

علت شایسته کمک‌های مالی از سراسر کشور را جذب کرد.

unassuming [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Her unassuming presence in the room did n't prepare anyone for her captivating performance on stage .

حضور بی‌تکلف او در اتاق هیچکس را برای اجرای جذابش روی صحنه آماده نکرد.

avid [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: The avid traveler explores new destinations whenever possible , seeking adventure .

مسافر مشتاق هر زمان که ممکن باشد مقاصد جدید را کاوش می‌کند، در جستجوی ماجراجویی.

sassy [صفت]
اجرا کردن

بی ادب

Ex: Her sassy comebacks shut down any attempts at teasing , showing her assertiveness .

پاسخ‌های بی‌پروای او هرگونه تلاش برای مسخره کردن را متوقف کرد و قاطعیت او را نشان داد.

dynamic [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: The dynamic leader inspires her team with her boundless energy and passion .

رهبر پویا تیم خود را با انرژی و اشتیاق بی‌حد و مرزش الهام می‌بخشد.