صفات ویژگیهای انتزاعی انسان - صفتهای ویژگیهای بینفردی خنثی
این صفتها رفتارها یا کیفیتهایی را توصیف میکنند که نه به شدت تقویت میکنند و نه مانع تعاملات میشوند، مانند "جدی"، "برونگرا"، "درونگرا" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
direct and honest in expressing oneself, even if some people might find it unpleasant

روراست, رک، صادق
بحث صریح رئیس درباره مشکلات مالی شرکت، کارمندان را ناراحت اما مطلع کرد.
serious and strict in manner or attitude, often showing disapproval or authority

سختگیر
علیرغم ظاهر سختگیرانه او، در تصمیمهایش منصف و عادل بود.
(of a person) quiet, thoughtful, and showing little emotion in one's manner or appearance

جدی
او در طول جلسه یک حالت جدی را حفظ کرد.
having a plain and sometimes harsh way of expressing thoughts or opinions

مستقیم و صریح
امتناع صریح او از شرکت در بحث، تیم را متعجب و ناامید کرد.
direct and honest in communication, especially regarding challenging or sensitive matters

مستقیم, صادق
اعتراف صریح او به اشتباهش، احترام همکارانش را برایش به ارمغان آورد.
open and direct about one's true feelings or intentions

رک
رک بودن در مورد مقاصدش از همان ابتدا به ایجاد اعتماد در رابطهشان کمک کرد.
(of a person) tolerant, flexible, or relaxed in enforcing rules or standards, often forgiving and understanding toward others

بامدارا, منعطف، باارفاق
والدین آسانگیر اغلب رفتارهای نادرست جزئی را نادیده میگرفتند و ترجیح میدادند فرزند خود را با صبر راهنمایی کنند تا تنبیه سخت.
willing to follow rules or commands without resistance or hesitation

فرمانبردار, مطیع
او فرزندانش را فرمانبردار و محترم به شخصیتهای اقتدار پرورش داد.
enjoying other people's company and social interactions

برونگرا, معاشرتی
شخصیت برونگرای او در گردهماییهای اجتماعی میدرخشید، جایی که به راحتی با غریبهها گفتگو میکرد.
preferring solitude over socializing

درونگرا
طبیعت درونگرای او باعث میشد که گردهماییهای اجتماعی بزرگ برایش طاقتفرسا باشد، بنابراین او گردهماییهای کوچک و صمیمی با دوستان نزدیک را ترجیح میداد.
freely expressing one's opinions or ideas without holding back

صریح, بیپرده
علیرغم جنجال، او در مورد باورهایش بیپروا باقی ماند و از سکوت در برابر انتقادها خودداری کرد.
(of a person) resistant to authority or control, often challenging established norms or rules

سرکش, یاغی
طبیعت سرکش او باعث شد تا انتظارات جامعه را زیر سوال ببرد و مسیر خود را در زندگی بسازد.
having a strong desire to win or succeed

رقابتی, جاه طلب
طبیعت رقابتی او باعث شد تا در تحصیلات عالی برتری یابد، همیشه در تلاش برای کسب بالاترین نمرات باشد.
(of a person) having a tendency to hide feelings, thoughts, etc.

مرموز, پنهانکار
رفتار محرمانه او سوءظن را در میان همکارانش برانگیخت، که تعجب میکردند چه چیزی را پنهان میکند.
capable of convincing others to do or believe something particular

متقاعدکننده, مجابکننده
فروشنده متقاعدکننده با موفقیت مشتریان را متقاعد کرد که محصول را با دلایل و مزایای قانعکننده خریداری کنند.
showy and seeking attention through dramatic gestures or displays

پرزرق و برق, جلب توجه کننده
شخصیت پرزرق و برق او اتاق را پر از انرژی کرد، و تمام نگاهها را به سوی خود جلب کرد وقتی که وارد شد.