صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت های ویژگی های شخصی منفی

این صفات، ویژگی‌ها یا رفتارهای نامطلوب در افراد را توصیف می‌کنند، منعکس‌کننده ویژگی‌هایی مانند "ناصادق"، "مغرور"، "تنبل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
vain [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She was so vain about her intelligence that she dismissed others ' opinions as inferior to her own .

او آنقدر درباره هوش خود مغرور بود که نظرات دیگران را پایین‌تر از خود می‌دانست.

smug [صفت]
اجرا کردن

ازخودراضی

Ex: The wealthy businessman wore a smug expression as he flaunted his expensive possessions .

تاجر ثروتمند با حالتی خودپسندانه در حالی که اموال گرانقیمت خود را به رخ می‌کشید، ایستاده بود.

complacent [صفت]
اجرا کردن

ازخودراضی

Ex: Living in a safe neighborhood , they grew complacent about home security measures until their house was burglarized .

زندگی در یک محله امن، آنها را خود راضی در مورد اقدامات امنیتی خانه کرد تا اینکه خانه‌شان دزدیده شد.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She came across as arrogant when she dismissed their suggestions .

وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.

timid [صفت]
اجرا کردن

ترسو

Ex: The timid first-time traveler was hesitant to explore unfamiliar places on their own .

مسافر ترسو برای اولین بار در کشف مکان‌های ناآشنا به تنهایی تردید داشت.

immature [صفت]
اجرا کردن

نابالغ

Ex: The teenager 's immature decision-making caused concern among their parents .

تصمیم‌گیری نابالغ نوجوان باعث نگرانی والدینش شد.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: His stubborn insistence on doing things his own way often caused delays in the project .

اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه می‌شد.

idle [صفت]
اجرا کردن

lacking responsibility or purposeful direction

Ex: The young heir led an idle life of indulgence .
lazy [صفت]
اجرا کردن

تنبل

Ex: He missed out on opportunities for advancement at work because he was too lazy to pursue additional training or certifications .

او فرصت‌های پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزش‌ها یا گواهینامه‌های اضافی خیلی تنبل بود.

unlucky [صفت]
اجرا کردن

بدشانس

Ex: The team has been unlucky this season with several injuries .

تیم این فصل با چندین مصدومیت بدشانس بوده است.

cynical [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: Despite their good intentions , she dismissed their efforts with cynical skepticism .

علیرغم نیت خوبشان، او تلاش‌هایشان را با شک‌بدبینانه رد کرد.

pessimistic [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: The pessimistic outlook of the team members dampened morale and productivity .

چشم‌انداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهره‌وری را کاهش داد.

اجرا کردن

خودشیفته

Ex: The narcissistic boss cared only about their own success , often disregarding the needs of their employees .

رئیس خودشیفته فقط به موفقیت خود اهمیت می‌داد و اغلب نیازهای کارمندانش را نادیده می‌گرفت.

paranoid [صفت]
اجرا کردن

بدگمان

Ex: She grew increasingly paranoid about her online privacy , convinced that hackers were monitoring her every move .

او به طور فزاینده‌ای درباره حریم خصوصی آنلاین خود پارانوئید شد، با این باور که هکرها هر حرکت او را زیر نظر دارند.

radical [صفت]
اجرا کردن

افراطی

Ex: He was known for his radical ideas about education , advocating for a complete overhaul of the system .

او به خاطر ایده‌های رادیکال خود در مورد آموزش شناخته می‌شد و از بازسازی کامل سیستم دفاع می‌کرد.

extremist [صفت]
اجرا کردن

افراطی

Ex: The extremist ideology preached by the group attracted disenfranchised individuals seeking purpose and belonging .

ایدئولوژی افراطی که توسط گروه تبلیغ می‌شد، افراد محروم را که به دنبال هدف و تعلق بودند، جذب کرد.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

picky [صفت]
اجرا کردن

ایرادگیر

Ex: The picky shopper spent hours comparing prices and reading reviews before making a purchase .

خریدار سختگیر ساعتها را به مقایسه قیمتها و خواندن نظرات قبل از خرید گذراند.

touchy [صفت]
اجرا کردن

حساس

Ex: They avoided discussing politics with him because he was so touchy about his beliefs .

آن‌ها از بحث درباره سیاست با او اجتناب کردند زیرا او در مورد باورهایش بسیار حساس بود.

possessive [صفت]
اجرا کردن

مالکانه

Ex: She felt suffocated by her partner 's possessive behavior , which included checking her phone and questioning her whereabouts .

او توسط رفتار مالکانه شریکش احساس خفگی می‌کرد، که شامل چک کردن تلفن او و پرس و جو درباره محل حضور او بود.

اجرا کردن

بی‌خیال

Ex: Leaving the children alone at home was deemed irresponsible by the concerned neighbors .

رها کردن بچه‌ها در خانه به تنهایی توسط همسایه‌های نگران غیرمسئولانه تلقی شد.

childish [صفت]
اجرا کردن

احمقانه

Ex: His refusal to share his toys with his younger sibling was seen as selfish and childish .

امتناع او از تقسیم اسباب‌بازی‌هایش با خواهر یا برادر کوچکترش خودخواهانه و بچگانه تلقی شد.

wild [صفت]
اجرا کردن

تهاجمی

Ex: The wild teenager skipped school and went on a road trip without telling anyone .

نوجوان وحشی از مدرسه فرار کرد و بدون گفتن به کسی به سفر رفت.

inhuman [صفت]
اجرا کردن

بی‌عاطفه

Ex: The inhuman violence depicted in the film was difficult to watch , leaving audiences disturbed .

خشونت غیرانسانی به تصویر کشیده شده در فیلم تماشایش دشوار بود و تماشاگران را آشفته کرد.

cowardly [صفت]
اجرا کردن

ترسو

Ex:

بسیاری عقب‌نشینی او را در طول بحران عملی ترسو دیدند.

callous [صفت]
اجرا کردن

بی‌احساس

Ex: The politician 's callous policies ignored the needs of vulnerable populations .

سیاست‌های بی‌احساس سیاستمدار نیازهای جمعیت‌های آسیب‌پذیر را نادیده گرفت.

proud [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: His proud demeanor made it difficult for others to approach him .

رفتار مغرورانه او باعث می‌شد دیگران به سختی به او نزدیک شوند.

impatient [صفت]
اجرا کردن

بی‌قرار

Ex: Impatient with the delays , she decided to call customer service .

بی‌صبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.