صفات ویژگیهای انتزاعی انسان - صفات ویژگیهای اخلاقی مثبت
این صفات، فضیلتها و کیفیتهای اخلاقی را توصیف میکنند که صداقت، راستی، دلسوزی، انصاف و نوعدوستی یک فرد را منعکس میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
treating everyone equally and in a right or acceptable way

منصف, عادل
قاضی حکمی منصفانه صادر کرد و عدالت را برای همه درگیرها تضمین کرد.
telling the truth and having no intention of cheating or stealing

صادق, درستکار
حتی در شرایط دشوار، او صادق و شفاف باقی ماند و از به خطر انداختن اصول خود خودداری کرد.
following the principles of wrong and right and behaving based on the ethical standards of a society

بااخلاق, اخلاقمدار
علیرغم فشار همسالان، نوجوان اخلاقی بر اصول خود ایستادگی کرد و از مشارکت در فعالیتهای مضر خودداری کرد.
(of a person) genuine and honest in feelings, words, or actions

صادق (شخص)
یک رهبر صادق با همدلی به نگرانیهای مردم گوش میدهد.
not boasting about one's abilities, achievements, or belongings

متواضع, فروتن
وقتی درباره موفقیتش از او پرسیده شد، پاسخ متواضعانهای داد.
having a willingness to freely give or share something with others, without expecting anything in return

سخاوتمند, دستودلباز
آنها از او به خاطر پیشنهاد سخاوتمندانه پرداخت هزینههای تعمیر تشکر کردند.
showing good manners and respectful behavior towards others

مؤدب
دانشآموزان مؤدب بودند و با دقت به معلم خود گوش میدادند.
treating others with respect and honesty

محترم, نجیب
طبیعت محترمانه او به همه موجودات زنده گسترش مییابد، زیرا او از رفاه حیوانات و حفاظت از محیط زیست حمایت میکند.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
همراه وفادار هرگز در وفاداری خود به صاحبش تردید نکرد، عشق و همراهی بیقید و شرط ارائه داد.
willing to give one's energy and time to something because one believes in it

متعهد
علیرغم مشکلات، کارآفرین متعهد با اشتیاق و عزم به دنبال ایده کسب و کار خود میرود.
not having committed a wrongdoing or offense

بیگناه
راننده بیگناه مقصر تصادف رانندگی نبود که به دلیل بیاحتیاطی راننده دیگر رخ داد.
acting in a way that is fair, righteous, and morally correct

عادل, درستکار
عادلانه است که کسانی که قوانین را میشکنند مجازات شوند.
treating others with politeness, consideration, and dignity

محترم
مشتری محترم از پیشخدمت به خاطر خدماتشان تشکر کرد و با قدردانی با آنها رفتار کرد.
staying loyal and dedicated to a certain person, idea, group, etc.

وفادار
طرفداران وفادار گروه با اشتیاق برای آخرین آلبومشان منتظر بودند، که نشان دهنده حمایت بیچون و چرای آنها از موسیقیشان بود.
displaying high moral standards and consistently behaving with integrity, fairness, and honesty

شریف, درست
علیرغم انتقادات، فعال محترم به حمایت از عدالت اجتماعی و برابری ادامه داد، از آنچه که به درستی باور داشت دفاع کرد.
showing respect to what other people say or do even when one disagrees with them

روادار, مداراگر
والد مداراگر فرزندان خود را تشویق کرد تا باورها و ارزشهای خود را کاوش کنند، حتی اگر با باورها و ارزشهای خودش متفاوت بودند از آنها حمایت کرد.
(of a person) telling the truth without deceit or falsehood

صادق, راستگو
معلم دانشآموزان را تشویق کرد که در همه موقعیتها راستگو باشند.
having or showing high moral standards

شریف, پارسا
معلم از دانش آموز به خاطر نشان دادن رفتار فضیلتآمیز نسبت به همکلاسیهایش تقدیر کرد.
acting in accordance with moral principles, without compromise or wrongdoing

عادل, پارسا
مهم است که برای رفتار درست در زندگی شخصی و حرفهای تلاش کنیم.
acting in accordance with one's conscience and sense of duty

باوجدان, وظیفهشناس
در هر حرفهای، نگرش وجدانی منجر به اعتماد و احترام بیشتر از همکاران و مشتریان میشود.
showing strong support for a person, cause, or belief

ثابتقدم, وفادار
موفقیت شرکت را میتوان به وفاداری استوار مشتریانش نسبت داد.
acting selflessly for the well-being of others, often prioritizing their needs over one's own

فداکار
اعمال نوع دوستانه مهربانی، مانند کمک به همسایه سالخورده، به روال روزانه او تبدیل شد.
willing to give money, time, or resources to help others, especially those less fortunate

دلسوز, مهربان
اهداکنندگان خیریه بال جدید بیمارستان کودکان را تأمین مالی کردند.
