صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت‌های ویژگی‌های بین‌فردی مثبت

این صفات، کیفیت‌ها و رفتارهای مطلوبی را توصیف می‌کنند که تعاملات و روابط را بهبود می‌بخشند، مانند "محترمانه"، "همدل"، "حمایت‌گر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
sweet [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: It was sweet of him to remember her birthday and bring flowers .

دلنشین بود از او که تولدش را به یاد آورد و گل آورد.

kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: She 's always kind to everyone she meets .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کند مهربان است.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

gentle [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: Even in difficult times , he maintains a gentle demeanor , offering solace to those around him .

حتی در زمان‌های سخت، او رفتار ملایمی دارد و به اطرافیانش تسلی می‌دهد.

tender [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex:

به دلیل طبیعت مهربان اش شناخته شده است، او به سرعت به دوستان نیازمند کمک و حمایت ارائه می‌دهد.

humble [صفت]
اجرا کردن

فروتن

Ex: The humble artist credits others for his success , grateful for their support and encouragement .

هنرمند فروتن موفقیت خود را به دیگران نسبت می‌دهد، قدردان حمایت و تشویق آنهاست.

trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

benevolent [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند و مهربان

Ex: The benevolent leader implemented policies to improve the lives of the poor .

رهبر نیکوکار سیاست‌هایی را برای بهبود زندگی فقرا اجرا کرد.

articulate [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: The articulate politician effectively communicates their policies and vision to the public .

سیاستمدار فصیح به طور مؤثر سیاست‌ها و دیدگاه خود را به عموم منتقل می‌کند.

eloquent [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: She 's eloquent , effortlessly captivating audiences with her persuasive and articulate speech .

او فصیح است، با سخنرانی متقاعدکننده و شیوای خود به راحتی مخاطبان را مجذوب می‌کند.

اجرا کردن

دلسوز

Ex: The compassionate response from volunteers and donors helped provide relief to families affected by the natural disaster .

پاسخ دلسوزانه داوطلبان و اهداکنندگان به ارائه کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده از بلایای طبیعی کمک کرد.

اجرا کردن

مهربان

Ex: The elderly couple held hands as they walked down the street , their affectionate bond evident to all who passed by .

زوج سالخورده در حالی که در خیابان راه می‌رفتند دست یکدیگر را گرفتند، پیوند محبت‌آمیز آنها برای همه کسانی که از کنارشان گذشتند آشکار بود.

considerate [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex:

راننده مهربان به عابران پیاده اجازه داد تا قبل از ادامه دادن، با خیال راحت از خیابان عبور کنند.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

dependable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اطمینان

Ex: The dependable car never lets its owner down , reliably getting them to their destination .

ماشین قابل اعتماد هرگز صاحب خود را ناامید نمی‌کند و با اطمینان آن‌ها را به مقصد می‌رساند.

اجرا کردن

خوش‌برخورد

Ex: The approachable manager encourages open communication and feedback from team members .

مدیر دسترس‌پذیر ارتباط باز و بازخورد از اعضای تیم را تشویق می‌کند.

likable [صفت]
اجرا کردن

دوست داشتنی

Ex: The likable actor charms audiences with his genuine smile and relatable performances .

بازیگر دوست‌داشتنی با لبخند صمیمی و اجراهای قابل ارتباط خود، مخاطبان را مجذوب می‌کند.

empathic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Being empathic , she could easily relate to the struggles of others .

به عنوان فردی همدل، او به راحتی می‌توانست با مشکلات دیگران ارتباط برقرار کند.

charming [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The waiter 's charming smile and friendly manner made dining at the restaurant a delightful experience .

لبخند دلنشین پیشخدمت و رفتار دوستانه‌اش، غذا خوردن در رستوران را به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل کرد.

suave [صفت]
اجرا کردن

خوش‌پوش و باشخصیت

Ex:

تاجر خوش‌برخورد به راحتی در مذاکرات پرتنش با ظرافت عمل می‌کند.

loving [صفت]
اجرا کردن

بامحبت

Ex:

والدین دوست‌داشتنی فرزند خود را با محبت و تشویق غرق می‌کنند، رشد و رفاه او را پرورش می‌دهند.

forgiving [صفت]
اجرا کردن

خوش‌قلب

Ex: The forgiving parent forgives their child for their mistakes , emphasizing the importance of learning and growth .

والدین بخشنده فرزند خود را به خاطر اشتباهاتش می‌بخشند و بر اهمیت یادگیری و رشد تأکید می‌کنند.

protective [صفت]
اجرا کردن

مراقب

Ex: She wore a protective mask and gloves while handling chemicals in the laboratory .

او هنگام کار با مواد شیمیایی در آزمایشگاه ماسک محافظتی و دستکش می‌پوشید.

supportive [صفت]
اجرا کردن

حمایت‌کننده

Ex: The teacher offered supportive guidance to struggling students , helping them build confidence in their academic abilities .

معلم راهنمایی حمایتی را به دانش‌آموزان در حال تقلا ارائه داد، به آن‌ها کمک کرد تا اعتماد به نفس در توانایی‌های تحصیلی خود بسازند.

thoughtful [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex: Known for her thoughtful nature , she anticipates the needs of others and offers support without hesitation .

به خاطر طبیعت مهربان خود شناخته شده است، او نیازهای دیگران را پیش‌بینی می‌کند و بدون تردید از آنها حمایت می‌کند.

helpful [صفت]
اجرا کردن

مفید (در کمک به دیگران)

Ex: The librarian was very helpful , helping me find the books I needed .

کتابدار بسیار مفید بود، به من کمک کرد کتاب‌های مورد نیازم را پیدا کنم.

charismatic [صفت]
اجرا کردن

کاریزماتیک

Ex: The charismatic performer captivates audiences with their magnetic stage presence and energy .

اجراکننده کاریزماتیک با حضور مغناطیسی روی صحنه و انرژی خود مخاطبان را مسحور می‌کند.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

gracious [صفت]
اجرا کردن

مودب و مهربان

Ex: The team captain displayed a gracious attitude even in the face of defeat .

کاپیتان تیم حتی در مواجهه با شکست نیز رفتاری مودبانه از خود نشان داد.

caring [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex:

در زمان‌های بحران، جوامع اغلب گرد هم می‌آیند و روحیه مهربان خود را نشان می‌دهند.

cooperative [صفت]
اجرا کردن

دارای روحیه همکاری

Ex: The child was surprisingly cooperative during the dental exam .

کودک در طول معاینه دندانپزشکی به طور شگفت‌انگیزی همکاری کرد.

tactful [صفت]
اجرا کردن

با‌ملاحظه

Ex: When discussing difficult decisions with his team , the manager always remained tactful to maintain morale and cooperation .

هنگام بحث در مورد تصمیمات دشوار با تیمش، مدیر همیشه با تدبیر باقی می‌ماند تا روحیه و همکاری را حفظ کند.

sensitive [صفت]
اجرا کردن

دل‌سوز

Ex: Being sensitive to cultural differences allows for better communication and mutual respect .

حساس بودن به تفاوت‌های فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم می‌کند.

assertive [صفت]
اجرا کردن

به‌خود‌مطمئن

Ex: He admired her assertive personality , which made her stand out in a competitive environment .

او از شخصیت قاطع او تحسین می‌کرد، که باعث می‌شد در محیطی رقابتی برجسته شود.

humane [صفت]
اجرا کردن

باانسانیت

Ex: The doctor 's humane bedside manner brought comfort to patients facing difficult diagnoses .

رفتار انسانی دکتر در کنار تخت، آرامش را برای بیمارانی که با تشخیص‌های دشوار روبرو بودند به ارمغان آورد.

devoted [صفت]
اجرا کردن

فداکار

Ex: The caregiver showed devoted care to the elderly residents , treating them with kindness and patience .

مراقب، مراقبت فداکارانه را به ساکنین سالخورده نشان داد، با مهربانی و صبر با آنها رفتار کرد.

badass [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: She's a badass businesswoman who fearlessly takes on challenges and breaks through barriers.

او یک زن کسب‌وکار بداس است که بی‌پروا با چالش‌ها روبرو می‌شود و موانع را می‌شکند.

consistent [صفت]
اجرا کردن

مستمر

Ex: The teacher praised the student for their consistent attendance and participation in class .

معلم از دانش‌آموز به خاطر حضور منظم و مشارکت در کلاس تقدیر کرد.

empathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Emily 's empathetic nature made her a trusted confidant , as she could genuinely relate to the challenges faced by her friends .

طبیعت همدلانه امیلی او را به یک محرم راز قابل اعتماد تبدیل کرد، زیرا او می‌توانست واقعاً با چالش‌هایی که دوستانش با آن‌ها مواجه بودند ارتباط برقرار کند.

artsy [صفت]
اجرا کردن

هنری

Ex: She has an artsy style , often wearing unique and eclectic clothing .

او یک سبک هنری دارد، اغلب لباس‌های منحصر به فرد و التقاطی می‌پوشد.

beloved [صفت]
اجرا کردن

عزیز

Ex: The classic novel remains a beloved favorite among readers of all ages .

رمان کلاسیک همچنان یک مورد محبوب مورد علاقه در میان خوانندگان همه سنین باقی مانده است.