صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفت‌های ویژگی‌های شخصی خنثی

صفات شخصی خنثی ویژگی‌هایی را توصیف می‌کنند که ذاتاً نه مثبت هستند و نه منفی، مانند 'محتاط'، 'خجالتی'، 'خوشبین' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: He is shy , but he never hesitates to help others in need .

او خجالتی است، اما هرگز در کمک به دیگران نیازمند تردید نمی‌کند.

frugal [صفت]
اجرا کردن

محافظه‌کار

Ex: The frugal traveler opts for budget accommodations and cooks their meals to save on expenses .

مسافر مقتصد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، اقامتگاه‌های ارزان را انتخاب می‌کند و غذای خود را می‌پزد.

curious [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex: The curious traveler immerses themselves in local culture and customs wherever they go .

مسافر کنجکاو در هر کجا که برود، در فرهنگ و آداب و رسوم محلی غوطه‌ور می‌شود.

goofy [صفت]
اجرا کردن

مسخره

Ex: The comedian 's goofy facial expressions had the audience in stitches .

حالت‌های چهره مسخره کمدین تماشاگران را از خنده روده‌بر کرد.

daring [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The daring explorer ventured deep into the jungle , facing unknown dangers .

کاشف نترس به اعماق جنگل رفت و با خطرات ناشناخته روبرو شد.

bold [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: As a bold leader , he fearlessly confronts difficult decisions and challenges head-on .

به عنوان یک رهبر جسور، او بدون ترس با تصمیمات دشوار و چالش‌ها روبرو می‌شود.

daredevil [صفت]
اجرا کردن

کله‌شق

Ex: The daredevil climber scaled the towering cliffs without ropes , relying solely on his skill and agility .

کوهنورد بی‌پروا صخره‌های بلند را بدون طناب بالا رفت، تنها به مهارت و چابکی خود تکیه کرد.

playful [صفت]
اجرا کردن

بازیگوش

Ex: The playful puppy eagerly chased after the ball , his tail wagging with excitement .

توله سگ شاداب با اشتیاق به دنبال توپ دوید، دمش از هیجان تکان می‌خورد.

reckless [صفت]
اجرا کردن

بی‌احتیاط

Ex: The reckless hiker ventured into the wilderness unprepared , leading to a dangerous situation .

کوهنورد بی‌پروا بدون آمادگی به طبیعت وحشی رفت که منجر به وضعیت خطرناکی شد.

optimistic [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: Even in the face of adversity , he maintained an optimistic outlook , focusing on potential solutions rather than dwelling on problems .

حتی در مواجهه با سختی‌ها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راه‌حل‌های بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.

eccentric [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The eccentric billionaire spent his fortune on bizarre inventions .

میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.

emotional [صفت]
اجرا کردن

احساسی

Ex: She is an emotional person , often shedding tears of joy or sadness during heartfelt moments .

او یک فرد احساساتی است، که اغلب در لحظات تأثرانگیز اشک شادی یا غم می‌ریزد.

skeptical [صفت]
اجرا کردن

دیرباور

Ex: Mary was skeptical of the online reviews and decided to investigate the product herself .

مری نسبت به نظرات آنلاین شکاک بود و تصمیم گرفت خودش محصول را بررسی کند.

cautious [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She gave him a cautious smile , unsure of his intentions .

او به او یک لبخند محتاطانه داد، از نیاتش مطمئن نبود.

ambitious [صفت]
اجرا کردن

جاه‌طلب

Ex: The ambitious politician outlined bold plans for economic reform to drive the country 's growth and prosperity .

سیاستمدار جاه‌طلب برنامه‌های جسورانه‌ای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.

adventurous [صفت]
اجرا کردن

ماجراجو

Ex: The adventurous entrepreneur launched a series of innovative startups , unafraid to take calculated risks in the business world .

کارآفرین ماجراجو یک سری استارتاپ های نوآورانه را راه اندازی کرد، بدون ترس از پذیرش ریسک های محاسبه شده در دنیای کسب و کار.

audacious [صفت]
اجرا کردن

بی‌پروا

Ex: His audacious proposal to restructure the company 's operations met with skepticism initially but ultimately led to unprecedented success .

پیشنهاد جسورانه او برای بازسازی عملیات شرکت در ابتدا با شک و تردید مواجه شد اما در نهایت به موفقیتی بی‌سابقه منجر شد.

adaptable [صفت]
اجرا کردن

سازگار

Ex: The adaptable nature of the plant enables it to thrive in different environments .

طبیعت انعطاف‌پذیر گیاه به آن امکان می‌دهد در محیط‌های مختلف رشد کند.

observant [صفت]
اجرا کردن

تیز (در توجه به جزئیات)

Ex: Despite the crowded room , the observant hostess quickly identified the guests ' preferences and catered to their needs accordingly .

علیرغم ازدحام اتاق، میزبان توجه به سرعت ترجیحات مهمانان را شناسایی کرد و بر اساس نیازهای آنها عمل کرد.

pragmatic [صفت]
اجرا کردن

عملی

Ex: The community leader emphasized a pragmatic response to urgent issues , addressing immediate needs with practical solutions .

رهبر جامعه بر پاسخ عملی به مسائل فوری تأکید کرد و با راه‌حل‌های عملی به نیازهای فوری پرداخت.

reserved [صفت]
اجرا کردن

تودار

Ex: He remained reserved , even when asked about his personal life .

او محتاط باقی ماند، حتی زمانی که درباره زندگی شخصی‌اش پرسیده شد.

apathetic [صفت]
اجرا کردن

بی‌تفاوت

Ex: His apathetic response to the tragedy shocked his friends , who expected more compassion .

پاسخ بی‌تفاوت او به تراژدی دوستانش را شوکه کرد، که انتظار دلسوزی بیشتری داشتند.