صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت های سادگی

این صفات طبیعت مستقیم، ساده یا مینیمالیستی چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "ساده"، "آسان" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

simple [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Solving the puzzle was simple ; it only required logical thinking and observation .

حل پازل ساده بود؛ فقط نیاز به تفکر منطقی و مشاهده داشت.

clear [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The explanation provided by the doctor was clear , alleviating the patient 's concerns .

توضیح ارائه شده توسط پزشک روشن بود، که نگرانی‌های بیمار را کاهش داد.

obvious [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: The answer to the riddle was obvious once you thought about it .

پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.

plain [صفت]
اجرا کردن

ساده (در طراح)

Ex: The house had a plain exterior , with no decorative features or architectural flourishes .

خانه ظاهری ساده داشت، بدون ویژگی‌های تزئینی یا تزئینات معماری.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

apparent [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: His apparent discomfort was evident from his body language .

ناراحتی آشکار او از زبان بدنش مشخص بود.

basic [صفت]
اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The basic structure of the novel is about love and loss .

ساختار اساسی رمان درباره عشق و از دست دادن است.

explicit [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: She made an explicit request for the changes to be implemented immediately .

او درخواست صریحی برای اجرای فوری تغییرات ارائه داد.

اجرا کردن

قابل درک

Ex: The manual is written in simple , understandable language for beginners .

راهنما به زبانی ساده و قابل فهم برای مبتدیان نوشته شده است.

evident [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The solution to the problem became evident after careful analysis of the data .

راه حل مشکل پس از تجزیه و تحلیل دقیق داده‌ها آشکار شد.

streamlined [صفت]
اجرا کردن

بهینه‌سازی شده

Ex: The streamlined design of the new car reduced drag and improved fuel efficiency .

طراحی بهینه‌شده ماشین جدید مقاومت هوا را کاهش داد و بازدهی سوخت را بهبود بخشید.

effortless [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex:

دستور غذا آنقدر ساده بود که پختن شام بدون زحمت و سریع احساس شد.

lucid [صفت]
اجرا کردن

قابل‌فهم

Ex: The teacher 's explanations were always lucid , ensuring that students understood the material thoroughly .

توضیحات معلم همیشه روشن بود، اطمینان حاصل می‌کرد که دانش‌آموزان مطالب را به طور کامل درک می‌کنند.

اجرا کردن

خودتوضیح

Ex: In a game with intuitive controls , the tutorial may be deemed unnecessary as the gameplay is self-explanatory .

در یک بازی با کنترل‌های شهودی، آموزش ممکن است غیرضروری تلقی شود زیرا گیم‌پلی خودتوضیح است.

cushy [صفت]
اجرا کردن

آسان

Ex: His cushy assignment allowed him to work from home and set his own schedule .

کار راحت او به او اجازه می‌داد از خانه کار کند و برنامه خود را تنظیم کند.

elementary [صفت]
اجرا کردن

ابتدایی

Ex: She explained the concept in an elementary way for the beginners .

او این مفهوم را به روشی ابتدایی برای مبتدیان توضیح داد.

facile [صفت]
اجرا کردن

آسان

Ex: The chef 's cooking technique was facile , resulting in delicious dishes with minimal effort .

تکنیک آشپزی سرآشپز آسان بود، که منجر به غذاهای خوشمزه با حداقل تلاش شد.

اجرا کردن

قابل‌درک

Ex: The professor 's lecture was intelligible , with clear explanations and examples .

سخنرانی استاد قابل فهم بود، با توضیحات و مثال‌های روشن.

simplified [صفت]
اجرا کردن

ساده شده

Ex: The new policy is a simplified approach to managing employee benefits .

سیاست جدید یک رویکرد ساده‌شده برای مدیریت مزایای کارکنان است.

rudimentary [صفت]
اجرا کردن

مقدماتی

Ex: The students practiced rudimentary techniques before advancing to more complex skills .

دانشجویان قبل از پیشرفت به سمت مهارت‌های پیچیده‌تر، تکنیک‌های ابتدایی را تمرین کردند.