واقعی
درخت در حیاط خلوت واقعی است; میتوانید پوست آن را لمس کنید و برگهایش را بو کنید.
این صفات، ویژگیها، طبیعت یا کیفیتهای آنچه واقعی است یا در جهان وجود دارد را در مقابل آنچه غیرواقعی و تخیلی است توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
واقعی
درخت در حیاط خلوت واقعی است; میتوانید پوست آن را لمس کنید و برگهایش را بو کنید.
بر پایه واقعیت
تصمیم او بر اساس شواهد واقعی بود نه حدس و گمان یا شنیدهها.
واقعی
او ویژگیهای تبلیغ شده محصول را با عملکرد واقعی آن مقایسه کرد.
بیطرفانه
در طول مناظره، هر دو طرف استدلالهای عینی ارائه دادند که توسط شواهد پشتیبانی میشد.
واقعی و ملموس
مجسمهساز خاک رس را به یک نمایش ملموس از یک چهره تاریخی معروف تبدیل کرد.
موجود
آنها برنامهریزی کردهاند که ساختار موجود را بازسازی کنند تا اینکه یک ساختار جدید بسازند.
قابل مشاهده
رشد قابل مشاهده گیاهان در باغ باغبان را خوشحال کرد.
غیر واقعی
ایده ماشینهای پرنده در حال حاضر غیرواقعی به نظر میرسد.
خیالی
دوست تخیلی که کودک با آن صحبت میکرد، آفریدهای از تخیل او بود، نه یک شخص واقعی.
تخیلی
داستانهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند اغلب شامل عناصر تخیلی هستند، که مرز بین حقیقت و افسانه را محو میکنند.
حاوی حکایتهای کوتاه شخصی
کتاب بیشتر حکایتی بود تا واقعی، و بر تجربیات شخصی به جای تحقیقات دانشگاهی تمرکز داشت.
خیالپردازانه
نقاشیهای هنرمند پر از موجودات تخیلی و مناظر سورئال بود که تخیل زنده او را به نمایش میگذاشت.
پندارشی
او یک هویت ساختگی برای استفاده در انجمن آنلاین ایجاد کرد.
شبیهسازی شده
طراح مد از خز شبیهسازی شده برای کت استفاده کرد، که یک جایگزین دوستدار حیوانات ارائه میدهد.
فردی
تصمیم به استخدام نامزد ذهنی بود، زیرا هر مصاحبهکننده معیارهای خود را داشت.
انتزاعی
افکار انتزاعی او اغلب او را به بحثهای فلسفی میکشاند.
وهمی
جلوههای صوتی وهمی در فیلم ترسناک بینندگان را به پریدن واداشت، هرچند هیچ خطر واقعی وجود نداشت.
تخیلی
دنیای تخیلی رمان فانتزی با موجودات جادویی و قلمروهای سحرآمیز خود خوانندگان را مسحور کرد.
وجود نداشتن
معذرت او وجود نداشت؛ هیچ کس نمیتوانست داستان او را تأیید کند.
غوطه ور کننده
توصیفهای زنده کتاب یک تجربه خواندن غوطهورکننده ایجاد کرد، که خوانندگان را به دنیای داستان کشاند.