صفت‌های انگلیسی برای "واقعیت"

این صفات، ویژگی‌ها، طبیعت یا کیفیت‌های آنچه واقعی است یا در جهان وجود دارد را در مقابل آنچه غیرواقعی و تخیلی است توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
real [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The tree in the backyard is real ; you can touch its bark and smell its leaves .

درخت در حیاط خلوت واقعی است; می‌توانید پوست آن را لمس کنید و برگ‌هایش را بو کنید.

factual [صفت]
اجرا کردن

بر پایه واقعیت

Ex: His decision was based on factual evidence rather than speculation or hearsay .

تصمیم او بر اساس شواهد واقعی بود نه حدس و گمان یا شنیده‌ها.

actual [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: She compared the advertised features of the product with its actual performance .

او ویژگی‌های تبلیغ شده محصول را با عملکرد واقعی آن مقایسه کرد.

objective [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرفانه

Ex: During the debate , both sides presented objective arguments supported by evidence .

در طول مناظره، هر دو طرف استدلال‌های عینی ارائه دادند که توسط شواهد پشتیبانی می‌شد.

concrete [صفت]
اجرا کردن

واقعی و ملموس

Ex: The sculptor molded the clay into a concrete representation of a famous historical figure.

مجسمه‌ساز خاک رس را به یک نمایش ملموس از یک چهره تاریخی معروف تبدیل کرد.

existing [صفت]
اجرا کردن

موجود

Ex: They plan to renovate the existing structure rather than build a new one.

آنها برنامه‌ریزی کرده‌اند که ساختار موجود را بازسازی کنند تا اینکه یک ساختار جدید بسازند.

observable [صفت]
اجرا کردن

قابل مشاهده

Ex: The observable growth of plants in the garden delighted the gardener .

رشد قابل مشاهده گیاهان در باغ باغبان را خوشحال کرد.

unreal [صفت]
اجرا کردن

غیر واقعی

Ex: The idea of flying cars seems unreal for now .

ایده ماشین‌های پرنده در حال حاضر غیرواقعی به نظر می‌رسد.

imaginary [صفت]
اجرا کردن

خیالی

Ex: The imaginary friend that the child spoke to was a creation of their imagination , not a real person .

دوست تخیلی که کودک با آن صحبت می‌کرد، آفریده‌ای از تخیل او بود، نه یک شخص واقعی.

fictional [صفت]
اجرا کردن

تخیلی

Ex: The stories passed down through generations often contain fictional elements , blurring the lines between truth and myth .

داستان‌هایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند اغلب شامل عناصر تخیلی هستند، که مرز بین حقیقت و افسانه را محو می‌کنند.

anecdotal [صفت]
اجرا کردن

حاوی حکایت‌های کوتاه شخصی

Ex: The book was more anecdotal than factual , focusing on personal experiences rather than scholarly research .

کتاب بیشتر حکایتی بود تا واقعی، و بر تجربیات شخصی به جای تحقیقات دانشگاهی تمرکز داشت.

fanciful [صفت]
اجرا کردن

خیال‌پردازانه

Ex: The artist 's paintings were filled with fanciful creatures and surreal landscapes , showcasing her vivid imagination .

نقاشی‌های هنرمند پر از موجودات تخیلی و مناظر سورئال بود که تخیل زنده او را به نمایش می‌گذاشت.

fictitious [صفت]
اجرا کردن

پندارشی

Ex: She created a fictitious identity to use in the online forum .

او یک هویت ساختگی برای استفاده در انجمن آنلاین ایجاد کرد.

simulated [صفت]
اجرا کردن

شبیه‌سازی شده

Ex: The fashion designer used simulated fur for the coat , providing an animal-friendly alternative .

طراح مد از خز شبیه‌سازی شده برای کت استفاده کرد، که یک جایگزین دوستدار حیوانات ارائه می‌دهد.

subjective [صفت]
اجرا کردن

فردی

Ex: The decision to hire the candidate was subjective , as each interviewer had their own criteria .

تصمیم به استخدام نامزد ذهنی بود، زیرا هر مصاحبه‌کننده معیارهای خود را داشت.

abstract [صفت]
اجرا کردن

انتزاعی

Ex: His abstract thoughts often led him to philosophical debates.

افکار انتزاعی او اغلب او را به بحث‌های فلسفی می‌کشاند.

illusory [صفت]
اجرا کردن

وهمی

Ex: The illusory sound effects in the horror movie made viewers jump , even though there was no actual danger .

جلوه‌های صوتی وهمی در فیلم ترسناک بینندگان را به پریدن واداشت، هرچند هیچ خطر واقعی وجود نداشت.

اجرا کردن

تخیلی

Ex: The make-believe world of the fantasy novel captivated readers with its enchanted creatures and magical realms.

دنیای تخیلی رمان فانتزی با موجودات جادویی و قلمروهای سحرآمیز خود خوانندگان را مسحور کرد.

nonexistent [صفت]
اجرا کردن

وجود نداشتن

Ex: His alibi turned out to be nonexistent ; nobody could corroborate his story .

معذرت او وجود نداشت؛ هیچ کس نمی‌توانست داستان او را تأیید کند.

immersive [صفت]
اجرا کردن

غوطه ور کننده

Ex: The book 's vivid descriptions created an immersive reading experience , drawing readers into the world of the story .

توصیف‌های زنده کتاب یک تجربه خواندن غوطه‌ورکننده ایجاد کرد، که خوانندگان را به دنیای داستان کشاند.