واقعی
درخت در حیاط خلوت واقعی است; میتوانید پوست آن را لمس کنید و برگهایش را بو کنید.
این صفات، ویژگیها، طبیعت یا کیفیتهای آنچه واقعی است یا در جهان وجود دارد را در مقابل آنچه غیرواقعی و تخیلی است توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
واقعی
درخت در حیاط خلوت واقعی است; میتوانید پوست آن را لمس کنید و برگهایش را بو کنید.
بر پایه واقعیت
گزارش خبری اطلاعات واقعی درباره رویداد را ارائه داد، بدون هیچ گونه جانبداری.
واقعی
او ویژگیهای تبلیغ شده محصول را با عملکرد واقعی آن مقایسه کرد.
بیطرفانه
روزنامهنگار کوشید تا گزارش عینی ارائه دهد، حقایق را بدون تعصب ارائه کند.
واقعی و ملموس
مجسمهساز خاک رس را به یک نمایش ملموس از یک چهره تاریخی معروف تبدیل کرد.
قابل مشاهده
اثرات قابل مشاهده سیاست جدید شامل افزایش بهرهوری و رضایت کارکنان بود.
غیر واقعی
نگاه غیرواقعی او به موفقیت منجر به ناامیدی مداوم شد.
خیالی
قصه پریان یک پادشاهی را به تصویر کشید که پر از موجودات تخیلی مانند اژدهاها و حیوانات سخنگو بود.
تخیلی
فیلم یک دنیای تخیلی را به تصویر کشید که در آینده اتفاق میافتد، با فناوری پیشرفته و تمدنهای بیگانه.
حاوی حکایتهای کوتاه شخصی
کتاب بیشتر حکایتی بود تا واقعی، و بر تجربیات شخصی به جای تحقیقات دانشگاهی تمرکز داشت.
خیالپردازانه
نوشتههای رماننویس به دلیل شخصیتهای تخیلی و طرحهای عجیب و غریبش معروف بود که خوانندگان را به قلمروهای خیالی میبرد.
پندارشی
شخصیتهای رمان کاملاً تخیلی بودند و هیچ شباهتی به افراد واقعی نداشتند.
شبیهسازی شده
دانشمند از یک مدل شبیهسازی شده برای نشان دادن اثرات تغییرات آبوهوایی در مقیاس جهانی استفاده کرد.
فردی
ارزیابی هنر انتزاعی میتواند ذهنی باشد، با بینندگانی که معنا را بر اساس تجربیات خود به صورت متفاوتی تفسیر میکنند.
انتزاعی
ایده آزادی انتزاعی است، تعریف جهانی آن دشوار است.
وهمی
حقههای شعبدهباز یک احساس خیالی از اشیاء که ظاهر و ناپدید میشدند ایجاد کرد.
تخیلی
قلعه تخیلی بچهها از جعبههای مقوایی و تخیل ساخته شده بود.
وجود نداشتن
مزایای وعده داده شده توسط شرکت وجود نداشت، که باعث نارضایتی کارکنان شد.
غوطه ور کننده
بازی واقعیت مجازی یک تجربه غوطهورکننده ارائه داد، که باعث شد بازیکنان احساس کنند درون دنیای بازی هستند.