صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت های اصالت

این صفات به ما امکان می‌دهند تا درجه تازگی، طراوت، یا تمایز مرتبط با یک ایده خاص، مفهوم، اثر هنری یا خلاقیت را بیان کنیم.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
original [صفت]
اجرا کردن

اصل

Ex:

آیتم کلکسیونی به عنوان یک اصلی تأیید شد، که به ارزش و اهمیت آن افزود.

authentic [صفت]
اجرا کردن

اصل

Ex: The antique vase was confirmed as authentic by experts , ensuring its historical value .

گلدان عتیقه توسط کارشناسان به عنوان اصیل تأیید شد، که ارزش تاریخی آن را تضمین می‌کند.

genuine [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The diamond ring was confirmed to be genuine , with authentic gemstones and precious metals .

حلقه الماس تایید شد که اصلی است، با سنگ‌های قیمتی و فلزات گرانبهای واقعی.

fake [صفت]
اجرا کردن

تقلبی

Ex: The fake antique vase was carefully crafted to resemble genuine artifacts from the Ming Dynasty .

گلدان عتیقه جعلی با دقت ساخته شده بود تا شبیه به آثار اصیل سلسله مینگ باشد.

mock [صفت]
اجرا کردن

تقلیدی

Ex: He wore a mock crown during the play .

او در طول نمایش یک تاج تقلیدی به سر داشت.

derivative [صفت]
اجرا کردن

غیراصلی

Ex: His painting was considered derivative , borrowing too heavily from famous artists .

نقاشی او مشتق در نظر گرفته شد، که بیش از حد از هنرمندان مشهور قرض گرفته بود.

counterfeit [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: The counterfeit watch looked nearly identical to the real one .

ساعت تقلبی تقریباً شبیه به نمونه اصلی به نظر می‌رسید.

bogus [صفت]
اجرا کردن

قلابی

Ex: The fake identification card he used to enter the club was quickly identified as bogus by the bouncer .

کارت شناسایی جعلی که او برای ورود به کلاب استفاده کرد به سرعت توسط نگهبان به عنوان جعلی شناسایی شد.

dummy [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: The dummy check used during the presentation was a symbolic representation of the donation , not an actual monetary transfer .

چک نمادین استفاده شده در طول ارائه، نمایشی نمادین از کمک مالی بود، نه یک انتقال پولی واقعی.

phony [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: The phony psychic claimed to have special powers but was exposed as a fraud .

جعلی روان‌شناس ادعا کرد که قدرت‌های ویژه‌ای دارد اما به عنوان یک کلاهبردار افشا شد.

fraudulent [صفت]
اجرا کردن

کلاه‌بردار

Ex: The fraudulent emails claiming to be from the bank requested personal information for identity theft .

ایمیل‌های کلاهبرداری که ادعا می‌کردند از طرف بانک هستند، اطلاعات شخصی برای سرقت هویت درخواست می‌کردند.

spurious [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: She dismissed the spurious signature as an obvious forgery .

او امضای جعلی را به عنوان یک جعل آشکار رد کرد.

forged [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: The forged passport allowed him to travel under a false identity undetected .

گذرنامه جعل‌شده به او اجازه داد تحت یک هویت جعلی سفر کند بدون اینکه کشف شود.

feigned [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: The feigned illness was a ploy to avoid attending the family gathering .

بیماری ساختگی یک حیله برای اجتناب از حضور در جمع خانوادگی بود.

pseudo [صفت]
اجرا کردن

شبه

Ex:

اشتیاق نمای او آشکار بود، زیرا علاقه‌ی کمی به موضوع نشان داد.

sham [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex:

مسابقه مناظره جعلی به دلیل عدم انصاف و شفافیت مورد انتقاد قرار گرفت.