صفتهای ویژگیهای انتزاعی - صفتهای دشواری و ابهام
این صفات به ما امکان میدهند سطح چالش یا عدم وضوح مرتبط با یک وظیفه، مفهوم یا موقعیت خاص را بیان کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
needing a lot of skill or effort to do

سخت, دشوار
نوشتن یک رمان میتواند سخت باشد، زیرا به خلاقیت، انضباط و پشتکار نیاز دارد.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
غلبه بر اعتیاد میتواند سخت باشد، نیازمند قدرت جسمی و ذهنی است.
(of materials, courses, texts, etc.) complex and intended for individuals with prior knowledge or skill

پیشرفته
حساب دیفرانسیل و انتگرال پیشرفته موضوعاتی مانند معادلات دیفرانسیل و حساب چندمتغیره را پوشش میدهد.
having a level of knowledge or skill that is between beginner and advanced

متوسط (سطح)
کلاسهای یوگای متوسط هر دو حالت پایه و چالشبرانگیزتر را برای ایجاد قدرت و انعطافپذیری در بر میگیرند.
difficult to do or handle and requiring skill or caution

دشوار, سخت
حل یک پازل سخت نیاز به تفکر دقیق و مهارتهای حل مسئله دارد.
requiring a lot of mental effort and hard work

طاقتفرسا, دشوار، پرزحمت، مشقتبار
ساختن یک کسب و کار موفق از پایه یک تلاش سخت است که شامل غلبه بر موانع و شکستهای متعدد میشود.
requiring great physical effort or energy

مصمم و پرانرژی
تمرین سخت او محدودیتهای فیزیکیاش را تحت فشار قرار داد.
(of a task) needing great effort, skill, etc.

دشوار, چالشبرانگیز
مراقبت از کودکان کوچک میتواند پرزحمت باشد، نیاز به توجه مداوم و صبر دارد.
difficult to accomplish, requiring skill or effort

چالشبرانگیز
صعود به مسیر کوهستانی شیبدار چالشبرانگیز بود، استقامت و عزم کوهنورد را آزمایش کرد.
presenting difficulties or concerns, often requiring careful consideration or attention

مشکلساز, دشوار
تصمیم بحثبرانگیز یک وضعیت مشکلساز برای تیم ایجاد کرد.
not exactly known or expressed, often leading to confusion or ambiguity

مبهم, نامشخص
نیتهای او مبهم بود، که اعتماد کامل به اقداماتش را دشوار میکرد.
not clear or specific, lacking in detail or precision

مبهم
توضیح او درباره رویداد مبهم بود، که فهمیدن اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده را دشوار میکرد.
not easily defined or understood due to a lack of clarity or precision

نامعلوم, درهم، مبهم
توضیح او درباره تئوری مبهم بود، که باعث سردرگمی مخاطبان شد.
difficult to comprehend due to being vague or hidden

نامعلوم, ناشناخته
نظریههای فیلسوف مبهم باقی ماند، تنها توسط گروه کوچکی از متخصصان به طور کامل قدردانی شد.
unclear and not precisely stated or defined

نامشخص
او دستورالعملهای تکلیف را مبهم یافت، که منجر به پاسخهای مختلفی از همکلاسیهایش شد.
suggesting something without directly stating it

ضمنی, تلویحی، غیرصریح
difficult to grasp mentally

دشوار, سخت
معنای پشت کلمات او گریزان بود، که او را در حیرت گذاشت که واقعاً چه منظوری داشت.
(of speech or written discourse) unclear or poorly organized in a way that is not comprehensible

بیربط, نامنسجم
مقاله دانش آموز به دلیل عدم ساختار و استدلال های گیج کننده، نامفهوم تلقی شد.
difficult to understand or interpret

مبهم
چهرهاش مرموز بود، و همه را به این فکر وا میداشت که او به چه چیزی فکر میکند.
not clear or easily understood

گیجکننده
دستورالعملهای گیجکننده ما را به جهت اشتباهی هدایت کرد.
causing confusion due to being complex or unclear

گیجکننده, پیچیده، بغرنج
دانشمند نتایج آزمایش را گیجکننده یافت، زیرا با انتظارات مطابقت نداشت.
difficult to understand due to being complex or obscure

بسیار سخت و پیچیده
زبان پیچیده کتاب و بحثهای فلسفی آن برای خوانندگانی که پیشینهای در فلسفه ندارند چالشبرانگیز بود.
having mysterious and puzzling characteristics

مبهم, ناآشکار
لبخند او حاوی معنایی مرموز بود که اطرافیان را کنجکاو میکرد.
vague and unclear, often used to describe ideas, concepts, or situations that are indistinct or hard to understand

مبهم, نامشخص
برنامههای او برای آینده مبهم بود، بدون جهت یا هدف مشخص.
difficult or impossible to comprehend or explain

اسرارآمیز, رمزآلود
کتاب قدیمی هالهای مرموز داشت که خواننده را کنجکاو میکرد.
| صفتهای ویژگیهای انتزاعی | |||
|---|---|---|---|
| صفتهای دشواری و ابهام | صفتهای پیچیدگی | صفتهای سادگی | صفتهای عقلانیت |
| صفات غیرمنطقی | صفات واقعیت | صفتهای اصالت | صفات درستی |
| صفتهای نظم | صفتهای بیقاعده | صفتهای منحصربهفردی | صفتهای تکرار |
| صفات تخصصی | صفات احتمال | صفات قطعیت | |
