صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت‌های بی‌قاعدگی

این صفات، ماهیت غیرمتعارف، غیرقابل پیش‌بینی یا غیرمعمول چیزی را توصیف می‌کنند و ویژگی‌هایی مانند "عجیب"، "خاص" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The magician did a weird trick that I still ca n't figure out .

شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمی‌توانم بفهمم.

irregular [صفت]
اجرا کردن

نامنظم

Ex: The irregular intervals between the train departures made it difficult for passengers to plan their trips .

فواصل نامنظم بین حرکت قطارها برنامه‌ریزی سفر را برای مسافران دشوار کرد.

peculiar [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The peculiar design of the house , with its curved walls and unconventional layout , intrigued visitors .

طراحی عجیب خانه، با دیوارهای منحنی و چیدمان غیرمتعارف آن، بازدیدکنندگان را کنجکاو کرد.

strange [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: It 's strange to see the streets so empty during a busy time of day .

عجیب است که خیابان‌ها را در ساعت شلوغی اینقدر خالی ببینیم.

curious [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: His curious choice of clothing , wearing a top hat and tails to the grocery store , turned heads .

انتخاب عجیب او در پوشش، با کلاه بالدار و کت دم دار در فروشگاه مواد غذایی، توجه ها را جلب کرد.

اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: His unconventional style of dress , mixing formal attire with casual elements , always drew attention .

سبک غیر متعارف پوشش او، که لباس رسمی را با عناصر معمولی ترکیب می‌کرد، همیشه توجه را جلب می‌کرد.

odd [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The odd markings on the map led the hikers off the beaten path , into unknown territory .

نشانه‌های عجیب روی نقشه، کوهنوردان را از مسیر شناخته شده خارج کرد و به قلمروی ناشناخته برد.

اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Some of the controversial ideas in the article were challenged by experts .

برخی از ایده‌های جنجالی در مقاله توسط متخصصان به چالش کشیده شدند.

unexpected [صفت]
اجرا کردن

غیر منتظره

Ex: The unexpected rain shower caught everyone at the outdoor picnic off guard .

باران غیرمنتظره همه را در پیک نیک فضای باز غافلگیر کرد.

bizarre [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The bizarre sight of a cow wandering through the city streets left residents scratching their heads .

منظره عجیب یک گاو که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد، ساکنان را متحیر کرد.

uncanny [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The uncanny resemblance between the twins , who had never met before , left everyone amazed .

شباهت عجیب بین دوقلوها، که قبلاً هرگز یکدیگر را ندیده بودند، همه را متعجب کرد.

striking [صفت]
اجرا کردن

بسیار جذاب

Ex: His striking green eyes seemed to sparkle with intelligence and curiosity .

چشم‌های سبز خیره‌کننده او به نظر می‌رسید که با هوش و کنجکاوی می‌درخشید.

erratic [صفت]
اجرا کردن

پیش‌بینی‌نشدنی

Ex: Financial analysis became challenging with so many erratic economic indicators liable to abrupt modifications on a dime .

تحلیل مالی با وجود تعداد زیادی از شاخص‌های اقتصادی بی‌ثبات که مستعد تغییرات ناگهانی در هر لحظه هستند، چالش‌برانگیز شد.

unorthodox [صفت]
اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: The chef 's unorthodox cooking methods , combining unexpected ingredients , resulted in a culinary masterpiece that delighted diners .

روش‌های پخت غیرمتعارف سرآشپز، با ترکیب مواد اولیه غیرمنتظره، منجر به خلق یک شاهکار آشپزی شد که مهمانان را خوشحال کرد.

exaggerated [صفت]
اجرا کردن

اغراق آمیز

Ex: The gossip magazine 's headline featured an exaggerated scandal involving a celebrity couple .

تیتر مجله شایعات یک رسوایی اغراق‌آمیز را که شامل یک زوج مشهور بود، نشان می‌داد.

surreal [صفت]
اجرا کردن

سورئال

Ex: Surreal art often challenges the viewer ’s understanding of reality by combining the everyday with the fantastical .

هنر سوررئال اغلب درک بیننده از واقعیت را با ترکیب روزمره با خیال‌انگیز به چالش می‌کشد.

psychic [صفت]
اجرا کردن

روحانی

Ex: Skeptics argue that there is no scientific evidence to support the existence of psychic powers .

شکاکان استدلال می‌کنند که هیچ شواهد علمی برای حمایت از وجود قدرت‌های روحی وجود ندارد.

اجرا کردن

ماوراء الطبیعه

Ex: The supernatural events depicted in the movie , such as ghosts and spirits , added an eerie and mysterious atmosphere .

رویدادهای ماوراءالطبیعه به تصویر کشیده شده در فیلم، مانند اشباح و ارواح، فضایی ترسناک و مرموز اضافه کردند.

paranormal [صفت]
اجرا کردن

ماوراء الطبیعه

Ex: The house was known for its paranormal reputation , with numerous reports of ghostly apparitions and poltergeist activity .

این خانه به دلیل شهرت ماوراءالطبیعه خود شناخته شده بود، با گزارش‌های متعدد از ظهور ارواح و فعالیت پولترگایست.

quirky [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The quirky café in the neighborhood was known for its mismatched furniture and whimsical décor .

کافه عجیب و غریب محله به خاطر مبلمان نامتناسب و دکوراسیون خیال‌انگیزش معروف بود.

offbeat [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: Her offbeat fashion sense , combining vintage clothing with modern accessories , attracted attention and admiration .

حس مد غیرمعمول او، که لباس‌های قدیمی را با لوازم جانبی مدرن ترکیب می‌کرد، توجه و تحسین را جلب کرد.

quizzical [صفت]
اجرا کردن

مسخره آمیز

Ex: His quizzical expression made it clear he did n’t fully understand the situation .

حالت مسخره‌آمیز او به وضوح نشان می‌داد که او وضعیت را به طور کامل درک نکرده است.

anomalous [صفت]
اجرا کردن

غیرعادی

Ex: Satellite images revealed an anomalous heat signature in a remote region that rescue teams were dispatched to investigate .

تصاویر ماهواره‌ای یک امضای حرارتی غیرعادی را در یک منطقه دورافتاده نشان داد که تیم‌های نجات برای بررسی به آنجا اعزام شدند.

freaky [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: The freaky noises coming from the attic at night kept the children awake and frightened .

صداهای عجیب که شب‌ها از اتاق زیر شیروانی می‌آمد بچه‌ها را بیدار و ترسان نگه می‌داشت.

deviant [صفت]
اجرا کردن

متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها)

Ex: The artist 's deviant approach to sculpture challenged traditional forms , pushing the boundaries of contemporary art .

رویکرد منحرف هنرمند به مجسمه‌سازی، فرم‌های سنتی را به چالش کشید و مرزهای هنر معاصر را گسترش داد.

exotic [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: She wore an exotic dress with bold , intricate patterns .

او یک لباس عجیب و غریب با طرح‌های جسورانه و پیچیده پوشید.

unknown [صفت]
اجرا کردن

ناشناخته

Ex: He took on an unknown role , eager to make his mark in the industry .

او نقشی ناشناخته را بر عهده گرفت، مشتاق برای گذاشتن نشان خود در صنعت.

outlandish [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The outlandish architectural design , resembling a futuristic spaceship , sparked debate and controversy in the local community .

طراحی معماری عجیب و غریب، که شبیه به یک سفینه فضایی آینده‌نگر است، بحث و جدال در جامعه محلی برانگیخت.

unfamiliar [صفت]
اجرا کردن

ناآشنا

Ex: He felt a sense of unease as he explored the unfamiliar surroundings of the abandoned house .

او هنگام کاوش در محیط ناآشنا خانهٔ متروکه احساس ناراحتی کرد.

alien [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: The alien landscape seemed otherworldly to the explorers .

منظره بیگانه برای کاشفان به نظر دنیایی دیگر می‌آمد.

foreign [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: After years abroad , his hometown felt almost foreign to him .

پس از سال‌ها زندگی در خارج، زادگاهش تقریباً برایش غریب شده بود.

cranky [صفت]
اجرا کردن

عجیب و غریب

Ex: She 's part of a community that promotes cranky ideas about education and learning .

او بخشی از جامعه‌ای است که ایده‌های عجیب درباره آموزش و یادگیری را ترویج می‌کند.

jarring [صفت]
اجرا کردن

ناهماهنگ

Ex: The bright pink color of the house was jarring against the muted tones of the neighborhood .

رنگ صورتی روشن خانه در مقابل رنگ‌های مات محله تکان‌دهنده بود.

whimsical [صفت]
اجرا کردن

خیالی

Ex: The artist 's paintings are known for their whimsical characters and vibrant colors .

نقاشی‌های هنرمند به خاطر شخصیت‌های خیال‌انگیز و رنگ‌های پرجنب‌وجوششان معروف هستند.

patchy [صفت]
اجرا کردن

ناقص

Ex: The team 's patchy performance during the game led to their defeat .

عملکرد ناهماهنگ تیم در طول بازی به شکست آنها منجر شد.