صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت های رایج

این صفات طبیعت گسترده، رایج یا معمولی چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "معمولی"، "رایج"، "همه‌جا حاضر" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
typical [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's typical for toddlers to start walking between the ages of 9 and 15 months .

معمول است که کودکان نوپا بین سنین 9 تا 15 ماهگی شروع به راه رفتن کنند.

usual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: The usual hours of operation are from 9 AM to 5 PM .

ساعات کار معمول از 9 صبح تا 5 بعدازظهر است.

اجرا کردن

استاندارد شده

Ex: The company implemented standardized procedures to ensure quality control across all its manufacturing plants .

شرکت روش‌های استاندارد را برای اطمینان از کنترل کیفیت در تمام کارخانه‌های تولیدی خود اجرا کرد.

اجرا کردن

کلیشه‌ای

Ex: The comedy skit used stereotypical accents and mannerisms to poke fun at different cultural groups .

اسکیت کمدی از لهجه‌ها و رفتارهای کلیشه‌ای برای مسخره کردن گروه‌های فرهنگی مختلف استفاده کرد.

rife [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: Conflict was rife throughout the land .

درگیری در سراسر سرزمین شایع بود.

common [صفت]
اجرا کردن

عادی

Ex: It was a common day at the office with no surprises .

این یک روز معمولی در دفتر بدون هیچ غافلگیری بود.

standard [صفت]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The standard attire for the event is business casual , so please dress accordingly .

پوشش استاندارد برای این رویداد business casual است، لطفاً متناسب با آن لباس بپوشید.

routine [صفت]
اجرا کردن

وظایف عادی

Ex: Checking emails is a routine task for most office workers .

بررسی ایمیل‌ها یک کار روتین برای بیشتر کارمندان اداری است.

predictable [صفت]
اجرا کردن

قابل پیش‌بینی

Ex: The team 's performance was predictable , given their consistent training regimen and discipline .

عملکرد تیم قابل پیش‌بینی بود، با توجه به رژیم تمرینی ثابت و انضباط آنها.

prevalent [صفت]
اجرا کردن

متداول ترین

Ex: In this region , malaria is prevalent during the rainy season .

در این منطقه، مالاریا در فصل بارانی شایع است.

mainstream [صفت]
اجرا کردن

همه گیر

Ex: The band 's latest album was a mainstream success , topping the charts for weeks .

آخرین آلبوم گروه یک موفقیت جریان اصلی بود و برای هفته‌ها در صدر جدول‌ها قرار گرفت.

ubiquitous [صفت]
اجرا کردن

همه جا حاضر

Ex: In urban areas , street vendors selling snacks are ubiquitous , catering to busy commuters .

در مناطق شهری، فروشندگان خیابانی که تنقلات می‌فروشند همه‌جا حاضر هستند و به مسافران پر مشغله خدمات می‌دهند.

commonplace [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The street vendor sold commonplace items such as bottled water and snacks.

فروشنده خیابانی اقلام معمولی مانند آب بطری و تنقلات می فروخت.

customary [صفت]
اجرا کردن

مرسوم

Ex: It is customary to shake hands as a greeting in many Western cultures .

در بسیاری از فرهنگ‌های غربی، مرسوم است که به عنوان سلام دست می‌دهند.

unmarked [صفت]
اجرا کردن

نشانه‌گذاری نشده

Ex: The car was unmarked , making it difficult to identify as a police vehicle .

ماشین بدون علامت بود، که تشخیص آن به عنوان وسیله نقلیه پلیس را دشوار می‌کرد.

اجرا کردن

کلیشه‌ای

Ex: The artist 's paintings were known for their characteristic use of bold colors and abstract shapes .

نقاشی‌های هنرمند به دلیل استفاده مشخص از رنگ‌های جسورانه و شکل‌های انتزاعی معروف بودند.

viral [صفت]
اجرا کردن

(محتوای اینترنتی) داغ و پربازدید

Ex: The video of the baby laughing went viral , accumulating millions of views within hours of being posted .

ویدیوی خندیدن نوزاد ویروسی شد و در عرض چند ساعت پس از انتشار، میلیون‌ها بازدید جمع کرد.

اجرا کردن

نمونه کامل

Ex: The film is often regarded as the quintessential romantic comedy , with its witty dialogue and heartwarming storyline .

این فیلم اغلب به عنوان کمدی رمانتیک نمونه وار با دیالوگ‌های باهوشانه و داستان دلگرم‌کننده‌اش در نظر گرفته می‌شود.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

pervasive [صفت]
اجرا کردن

فراگیرنده

Ex: Misinformation is pervasive on the internet , making it challenging to discern fact from fiction .

اطلاعات نادرست در اینترنت همه‌گیر است، که تشخیص واقعیت از خیال را دشوار می‌کند.